سایه شوم توقف پروژه حیاتی بر چهره یاسوج

بحران جاده باریک یاسوج-شیراز؛

سایه شوم توقف پروژه حیاتی بر چهره یاسوج

در قلب کهگیلویه و بویراحمد، شریانی حیاتی نفسش به شماره افتاده است. جاده قدیم یاسوج-شیراز، این گذرگاه استراتژیک که روزگاری نماد پیوند دشت‌ها و کوه‌ها بود، امروز به صحنه یک تراژدی روزمره تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس»، در قلب کهگیلویه و بویراحمد، شریانی حیاتی نفسش به شماره افتاده است. جاده قدیم یاسوج-شیراز، این گذرگاه استراتژیک که روزگاری نماد پیوند دشت‌ها و کوه‌ها بود، امروز به صحنه یک تراژدی روزمره تبدیل شده است. داستان این جاده، داستان غم‌انگیز پروژه‌ای نیمه‌کاره، وعده‌های عملی‌نشده و مردمی است که هر روز جان و زمان خود را در مسیری به مخاطره می‌اندازند که گویی از یادها رفته است.

فاجعه ای به عرض ۸ متر؛ جاده‌ای که تاب ترافیک را ندارد

صحنه هر روز صبح در محدوده پلیس‌راه قدیم تا بعد از تیپ ۴۸ سپاه فتح، تصویری از یک بن‌بست بزرگ است. خودروهای سواری، کامیون‌ها و موتورسیکلت‌ها، همگی مجبورند در فضایی به عرض حداکثر ۸ متر برای رفت و برگشت جا شوند. این رقم، برای جاده‌ای که شاهرگ ارتباطی هزاران نفر است، نه یک عدد، که یک شوخی تلخ است.

در این مسیر ساعت‌ها از روز در گیرودار سبقت‌های خطرناک و بوق‌های ممتد می‌گذرد. کوچک‌ترین تصادفی، هر چند جزیی، مسیر را برای ساعت‌ها قفل می‌کند. اینجا نه جای عابر پیاده است، نه جای سبقت ایمن. فقط یک جاده بی‌ظرفیت است.

سایه شوم یک پروژه رها شده؛ وعده توسعه‌ای که خاک خورد

اما عمق فاجعه زمانی آشکار می‌شود که به کناره‌های همین جاده نگاه کنید. ردپای یک وعده بزرگ و یک خیانت بزرگتر به وضوح دیده می‌شود. سال‌ها قبل، عملیات زیرسازی و خاک‌برداری برای توسعه و گسترش این جاده انجام شد. خاک‌ها جابه‌جا شدند، کناره‌ها تراشیده شدند و امید در دل هزاران نفر جان گرفت که بالاخره راه نجات از این ترافیک کشنده در حال ساخت است.

اما ناگهان، همه چیز متوقف شد. ماشین‌آلات سنگین رفتند و دیگر بازنگشتند. آن زیرسازی ناتمام، امروز پس از سال‌ها، به نمادی از بی‌توجهی تبدیل شده است. این پروژه رها شده، نه تنها خدمتی نکرده، که مانند زخمی کهنه، هر روز یادآور وعده‌های تحقق نیافته است. سوال اینجاست: چرا کار متوقف شد؟ و چه کسی پاسخگوی این تعلیق چندین ساله است؟

هزاران نفر در گرو یک جاده: فشاری که هر روز بیشتر می‌شود

اهمیت این جاده فقط به باریک بودن آن نیست. بلکه به حجم عظیم زندگی‌هایی است که به آن وابسته‌اند. از ساکنان تلخسرو گرفته تا تمامی خانواده‌های ساکن در شهرک الغدیر و شهرک ولایت. سربازان و پرسنل تیپ ۴۸ سپاه فتح نیز برای ترددهای روزمره و ماموریتی چاره‌ای جز این مسیر ندارند. در بالادست، روستاهایی مانند قلات و دیگر آبادی‌ها، همچون رگ‌هایی هستند که خون حیاتشان از این شریان می‌گذرد.

این جاده، مسیر دانش‌آموزان به مدرسه، مسیر بیماران به بیمارستان، مسیر کشاورزان به بازار و مسیر ارتباط عاطفی خانواده‌ها به یکدیگر است.

 سکوت امروز، فاجعه فردا را می‌آفریند

از نظر کارشناسی جاده‌ها تنها آسفالت و خط کشی نیستند، شریان‌های توسعه یک منطقه هستند. وقتی شریانی دچار تنگی شود، کل اقتصاد و امنیت روانی جامعه پیرامونش تحت تاثیر قرار می‌گیرد. مسئولان باید بدانند که هر گونه تاخیر در حل این معضل، ممکن است به بهای جان انسان‌ها تمام شود.

نداى مردم؛خواهش ما فقط یک جاده امن است

سوال مردم مناطق یادشده از مسئولان استانی و کشوری روشن و صریح است: تکلیف این جاده چیست؟ آیا باید سال‌ها دیگر نیز شاهد همین وضعیت باشد؟ آیا باید منتظر فاجعه‌ای بزرگ باشیم تا کسی به فکر بیفتد؟ مردم خواسته‌ای پیچیده ندارند. آن‌ها خواهان احیای همان پروژه رها شده و تکمیل آن هستند. خواهان جاده‌ای با عرض استاندارد، روشنایی مناسب در شب، علائم راهنمایی واضح و جان‌پناه‌های ایمن هستند.

جاده قدیم یاسوج-شیراز بیش از یک مسیر است؛ آزمونی برای مسوولیت‌پذیری دستگاه‌های متولی است. نادیده گرفتن فریاد ساکنان این مناطق، نه تنها توسعه استان را کند می‌کند، که اعتماد عمومی را نیز به شدت خدشه‌دار می‌سازد. زمان شفاف‌سازی و اقدام عملی فرا رسیده است. آیا کسی صدای این فریاد را می‌شنود؟

انتهای خبر/