گروه: اخبار استان خبر: 118413 / تاریخ انتشار : 1398/2/16 ساعت : 18:57
به بهانه سالروز شهادت معلم کهگیلویه وبویراحمدی:

معلمی شهیدی که با اندیشه تکلیف خود را در مکتب شهادت نوشت+تصاویر

شهید قباد روشنفکر فرزند محمد نبی به شماره شناسنامه 244 یکی از شهیدان معلمی است که درروز 16 اردیبهشت سال 1361در عملیات آزاد سازی خرمشهر به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس؛ شهید قباد روشنفکر فرزند محمد نبی به شماره شناسنامه 244 یکی از شهیدان معلمی است که در روز 16 اردیبهشت سال 1361در عملیات آزاد سازی خرمشهر به شهادت رسید.

 

 

وی در سال 1336در روستای آبگرمک از توابع استان کهگیلویه و بویراحمدچشم به جهان گشودو درعملیات پیروزمندانه (الی بیت المقدس) تا آخرین قطره  خون خویش دربرابر کفرجهانی استقامت کرد و رسالتش را که رساندن پیام حیات بخش اسلام به گوش جهانیان بود با رشادت و دلاوری انجام داد و در خونین شهرجام شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش در شهردهدشت به خاک سپرد شد.

 

 
 
 
مختصری از زندگی نامه شهید به این شرح است: دوران کودکی را دامان خانواده با تحمل مشکلات فراوان به سختی سپری نمود، بعلت فقر فرهنگی و نبودن مدرسه در محل سکونت راهی مدرسه شد که با محل سکونت حدود شش کیلومتر فاصله داشت و این مسافت را همه روزه صبح ها برای رفتن به مدرسه طی می کرد و شب هنگام به محل برمی گشت و با روشنایی ناچیز ناشی از هیزم تکلیف خود را انجام می داد.
 
 
 
 
 
 
اگرچه مشکلات مسافت و فقر خانوادگی بسیار بود ولی استعداد خوب و زحمت زیاد دوران ابتدایی را با موفقیت به پایان رسانید و دوران راهنمایی و دبیرستان را در دهدشت و چرام گذرانید و در سال 57 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید . از خصوصیات بارز ایشان که موجب علاقمندی سایر همکاران و مردم نسبت به وی شده بود می توان خوشرویی، محبت و تواضع و استعانت در مشکلات را نام برد .
 
 
اخذ دیپلم وی مصادف با اوج گیری مبارزات امت مسلمان برعلیه رژیم منفور پهلوی بود و بنا به دستور امام از رفتن به سربازی خودداری کرد تا اینکه در امتحان ورودی وارد دانشسرای راهنمایی شد در مدتی که دانشگاهها و دانشسراها تعطیل بود در افشای جنایات رژیم و ارشاد مردم بوسیله پخش اعلامیه های امام نقش مؤثری داشت با باز شدن دانشسرای راهنمایی دامنه مطالعات و مبارزات ابعاد وسیع تری به خود گرفت و پس از فرمان امام(ره)  مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی تعطیلات تابستانی را مشتاقانه در جهادسازندگی مشغول شد و رفت به نقاط دور افتاده دهات ضمن انجام کارهای عمرانی در بیداری و ارشاد مردم خصوصاً روشن نمودن جنایات خوانین فعالیتهای شایان توجهی داشت .
 
 
 
 
 
در آغاز سال دوم دانشسرای راهنمایی با هم منزل بودن با برادران مؤمن و متعهد در تشکیل جلسات و برنامه ریزیهایی که در منزل و دانشسرا صورت می گرفت و از طرفی حساسیت وی نسبت به گروهها و سازمانهای منحرف بطوری در جریان برخورد دانشگاه از ناحیه گوش بوسیله چپی ها زخمی شد برعلیه این جریانات انحرافی فعالیت می کرد برادر شهید در تابستان سال دوم دانشسرا به خدمت فعالانه در هیئت واگذاری زمین استان پرداخت و در معرفی زمین داران و خوانین تلاش بسیار داشت شهید روشنفکر در مدت دو سالی که در دانشسرا بود ضمن مطالعه و بررسی خود با توجه به ضوابط و معیارهای اسلامی با یکی از خواهران همکلاسی که خود نیز در برنامه ها و فعالیت های مذهبی دانشسرا نقش بسزایی ایفا می نمود در مهرماه سال 59 با توجه به موازین اسلامی و بدور از هرگونه تشریفات تشکیل خانواده داد .
 
 
 
 
 
 

در همین سال پست (محل کار) وی در سوق تعیین گردید و در جلسات و برنامه هایی که با همفکری چندین نفر از برادران صورت می گرفت، از جمله (کانون ایمان) در خودسازی خویشتن و افشای جریانات و حرکات انحرافی از جمله خط لیبرالی حاکم به سرکردگی بنی صدر نقش مهمی را ایفا می کرد برادر شهید روشنفکر سال 1359 به عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی دهدشت درآمد و برای پیاده کردن آرمان های حزب که همان آرمانها و اهداف نظام جمهوری اسلامی است نهایت تلاش و کوشش را بعمل می آورد و با توجه به رهنمودهای اتخاذ شده از مکتب و رهبریت که بوسیله حزب جمهوری اسلامی مشخص می شد در مقابل جریانات و گروه های منحرف موضع گیری و در ترویج اهداف مقدس جمهوری اسلامی دریغ نمی کرد.

 

شهید در تابستان سال60سرپرستی مدرسه راهنمایی مطهری دهدشت را بعهده گرفت. شهید روشنفکر بعد از شروع جنگ تحمیلی همیشه به سرگذشت جنگ می اندیشید و هرگاه از طرف بسیج اعلام می شد آمادگی خود را جهت اعزام اعلام می کرد ولی بنا به مسئولیتی که برعهده داشت با ایشان موافقت نمی شد. تا اینکه در روز 25 فروردین سال 61 که مجدداً از طرف بسیج اعلام شد مراجعه ولی از اعزام وی خودداری شد . اما این بار مخالفت ها و قیدها نتوانست مانع از رفتن وی شود و حتی بدون تشکیل پرونده در بسیج بر ماشین سوار و عازم نبرد در جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام در روز 16 اردیبهشت 1361 به آرزوی دیرینه خود که رسیدن به معشوق (الله) می باشد رسید و به درجه رفیع شهادت نائل آمد . یادآوری می شود ثمره ازدواج شهید روشنفکر یک دختر کوچک می باشد .

 
 
 
 
شهید در تابستان سال60سرپرستی مدرسه راهنمایی مطهری دهدشت را برعهده گرفت شهید روشنفکر بعد از شروع جنگ تحمیلی همیشه به پایان جنگ می اندیشید و هرگاه از طرف بسیج اعلام می شد آمادگی خود را جهت اعزام اعلام می کرد اما بنا به مسئولیتی که برعهده داشت با وی موافقت نمی شدتا اینکه در روز 25 فروردین سال 61 که مجدداً از طرف بسیج اعلام شد مراجعه امادوباره از اعزام وی خودداری شد و این بار مخالفت ها و قیدها نتوانست مانع از رفتنش شود و حتی بدون تشکیل پرونده در بسیج بر ماشین سوار و عازم نبرد در جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام در روز 16 اردیبهشت 1361 به آرزوی دیرینه خود که رسیدن به معشوق (الله) می باشد رسید و به درجه رفیع شهادت نائل آمد، ثمره ازدواج شهید روشنفکر یک دختر کوچک می باشد .
 
 
 
 
 
 
 
 
 

برادر شهیدبه نقل از وی بیان کرد: جبهه رفتن یک تکلیف الهى است و من نباید از این تکلیف الهى محروم بمانم و همیشه از خداوند خواستار شهادت بود، و همیشه به ما سفارش مى کردندکه پس از شهادتم هیچگاه گریه نکنید و به جاى گریه امام را دعا کنید و همچنین براى پا بر جایى انقلاب و ظهور امام(عج) دعا کنید.

 

 

 

انتهای پیام/

 
تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.