آواز مرگ در دنا(قسمت اول)؛
سد خرسان ۳؛ تیغی بر گلوی زاگرس
پروژه عظیم سد خرسان ۳ همچون تیغی تیز بر گلوگاه رشتهکوه زاگرس نشسته است؛ این سد که بدون ارزیابیهای زیست محیطی لازم در حال ساخت است، میتواند به فاجعهای جبرانناپذیر برای یکی از بکرترین مناطق ایران تبدیل شود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس» دیوار طلایی دنا زیر آخرین غروب، قامتی افسانهای برکشیده است. قلههای سفیدپوش آن، که گویی آسمان را سوراخ کردهاند، ابرها را چون تاجی بر سر دارند و آبی بینهایت آسمان را به بازی میطلبند. اینجا باشکوهترین منظره طبیعی جنوب ایران است، جایی که حیات در پاییندستهایش جریان دارد.
دنا، دیوار شکوهمند زاگرس در پناه غروب
در دل استان کهگیلویه و بویراحمد، دیواره عظیم و مغرور کوهستان دنا، همانند اژدهای خفتهای، استانهای کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان را از هم جدا میکند.
این کوهستان، که بلندترین قله رشتهکوه زاگرس مرکزی را در خود جای داده، نه تنها یک عارضه جغرافیایی، که یک شاهکار زنده از طبیعت است.
قلههایی که با ابرها بازی میکنند
قلههای سترگ دنا، از جمله «قاشمستان» با ارتفاع بیش از ۴۴۰۰ متر، چنان بلند هستند که گاهو بیگاه، کلاهکی از ابرها بر سر میکنند. این منظر، گویی قلهها در حال قلقلک دادن آبی فیروزهای و بیکران آسمان هستند. این ارتفاع رفیع، دنا را به یکی از مهمترین منابع تأمین آب و ذخیره گاه برف منطقه تبدیل کرده است.
پارک ملی دنا؛ قلب تپنده حیات وحش
در پاییندست این کوهستان خشن و زیبا، پارک ملی دنا قرار گرفته است. این پارک، که بخشی از ذخیرهگاه زیستکره دنا است، مأمن و پناهگاه هزاران گونه جانوری و گیاهی کمیاب است.
از خرس قهوهای و پلنگ ایرانی گرفته تا کل و بز و سمور سنگی، در این اکوسیستم منحصربهفرد زندگی میکنند. اینجا یکی از غنیترین مناطق زیستی از لحاظ تنوع گونهای در ایران و خاورمیانه محسوب میشود.
جاذبهای فراتر از کوهنوردی
اگرچه دنا بهشت کوهنوردان و صخرهنوردان حرفهای است، اما زیباییهای آن تنها به قلهها محدود نمیشود؛ درههای عمیق، آبشارهای خروشان مانند آبشار دره ناری و منج، چشمهسارهای زلال و جنگلهای بلوط، هر گردشگری را عاشق خود میکند.
روستاهای سادات محمودی در آستانه غرق شدن
حال این زیبایی های افسانه های در دو دهه اخیر در هراس و ترس عجیبی هستند؛ در سایه سد خرسان ۳، زمزمه زندگی به آرامی به نجوای مرگ تبدیل میشود. مردمان روستاهای منطقه سادات محمودی، ۱۲ سال است در سرزمین آبا و اجدادی خود، چشم به راه روزی شوم دوختهاند؛ روزی که آبهای طمعآلود سد، خانهها، خاطرات و تاریخ کهن آنان را برای همیشه در خود ببلعد.
در دل استان کهگیلویه و بویراحمد، جایی که طبیعت بکر دنا نفس میکشد، فاجعهای خاموش در حال وقوع است. پروژه سد خرسان ۳، که سالهاست به دلیل اعتراضات کارشناسان محیط زیست و مردم محلی در هالهای از ابهام مانده، همچون شمشیری بر فراز زندگی ساکنان منطقه سادات محمودی آویخته است.
روستاهایی در میانه بهشت و جهنم
روستاهای سادات محمودی که در مخزن اصلی سد قرار دارند، اینک در وضعیتی غریب و پارادوکسگونه گرفتار آمدهاند. آنها هنوز زندهاند؛ کشاورزی میکنند، کودکانشان به مدرسه میروند و زندگی روزمره خود را میگذرانند.
اما این زندگی، بر بستری از ناامنی و ترس دائمی جریان دارد. ترس از روزی که یک بخشنامه اداری، یک امضای بوروکراتیک، یا «توسل به قدرت فراقانون » همانگونه که خود میگویند سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر دهد.
یک دهه بلاتکلیفی؛ از خانه تا گورستان
به گفته مردم ساسدات محمودی «۱۲ سال است که در این سرزمین مردم در حال مرگ تدریجی هستند. آنها نه میتواننند سرمایهگذاری جدیدی داشته باشند، نه میتواننند خانه اشان را تعمیر کنند و نه حتی اجازه دارند عزیزانشان را در گورستان اجدادی دفن کنند. آنها در سرزمین خود به غریبههایی تبدیل شدهاند که تنها منتظر اخراج نهایی هستند.»
زندگی در حبس زمانی
این بلاتکلیفی طولانیمدت، پیامدهای اجتماعی و روانی عمیقی بر جای گذاشته است. جوانان انگیزهای برای ماندن ندارند، اقتصاد محلی فلج شده و رنج انتظار برای فاجعهای نامعلوم، بر پیکر جامعه سنگینی میکند. آنها نه زندهاند و نه مرده؛ در فضایی میانی معلق ماندهاند.
پشت پرده مجوزها و قدرتهای فراقانونی
اهالی معتقدند فشار برای صدور مجوز نهایی سد، با وجود هشدارهای مکرر زیستشناسان درباره فاجعهبار بودن آن برای اکوسیستم منحصربهفرد دنا، ادامه دارد.
آنها از «قدرتهای فراقانونی» و لابیهای پشت پرده نام میبرند که منافع اقتصادی خاص را بر زندگی و تاریخ یک جامعه ترجیح میدهند.
فریادی که به جایی نمیرسد
اگرچه مردم محلی و فعالان اجتماعی بارها نسبت به عواقب احداث این سد هشدار دادهاند، اما به نظر میرسد صدای آنها به تصمیمگیران کلان نرسیده است. آنها خود را در برابر ماشین عظیم و بیتفاوتی میبینند که تاریخ و ریشههایشان را نادیده میگیرد.
سد خرسان ۳؛ فاجعهای تمامعیار در آستانه وقوع
در منطقه سادات محمودی، بیم و امید ساخت سدی عظیم، زندگی هزاران نفر و آینده اکوسیستم منحصربهفرد زاگرس را به مخاطره انداخته است. سد خرسان ۳، که کارشناسان از آن به عنوان «یک فاجعه تمامعیار زیستمحیطی و اجتماعی»یاد میکنند، نه تنها خانهها که تاریخ، طبیعت و میراث فرهنگی ایران را در کام خود فرو خواهد برد.
ابعاد فاجعه انسانی و فرهنگی
بر این اساس و با احداث این سد که میخ بر تابوت هعمیشگی دنا است؛بین ۱۷ تا ۲۴ روستا با جمعیتی حدود ۸ تا ۱۲ هزار نفر به کام آب فرورفته و آواره خواهند شد.10سایت تاریخی دوره عیلامی شامل گورستانهای شگفتانگیز و کاوشنشده برای همیشه ناپدید میشوند وهشت حلقه چاه نفت پلمپشده از دوره پیش از انقلاب در اعماق مخزن سد مدفون خواهند شد.
فاجعه زیستمحیطی در مقیاس ملی
از سویی دیگر 12 هزار هکتار از جنگلهای بلوط که ریههای زاگرس محسوب میشوند، خشک شده و از بین خواهند رفت؛ رودخانه کارون از رسوبات حیاتی (گلولای) محروم و تالابهای حیاتبخش جنوب ایران با بحران جدی مواجه خواهند شد.
باید بدانیم که سد خرسان 3 بخشی از یک پرونده بزرگتر شامل ۲۵ سد در سرشاخههای کارون است که بدون ارزیابیهای زیستمحیطی و اجتماعی کلید خوردهاند.
جزئیات فنی و اداری طرح
سد خرسان ۳ یک سد مخزنی بتنی دوقوسی نازک با ارتفاع ۱۹۵ متر است؛ 70 درصد از محل سد در استان کهگیلویه و بویراحمد و ۳۰ درصد در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است.مجری این طرح ملی، وزارت نیرو بوده و عملیات اجرایی آن در استان چهارمحال و بختیاری در حال انجام است.
پروژه عظیم سد خرسان ۳ با ۲۴ کیلومترمربع وسعت و حجمی بالغ بر یک میلیارد و ۱۸۵ میلیون مترمکعب، نه تنها به یکی از بزرگترین سدهای بتنی کشور تبدیل خواهد شد، بلکه با اضافه شدن طرح انتقال آب بینحوضهای، به بحرانی زیستمحیطی و فرهنگی در منطقه دامن زده است.
این سد با ۱۵۵ متر ارتفاع و ۳۹ کیلومتر طول که عملیات اجرایی آن از سال ۱۳۸۶ آغاز شده، در حالی ادامه مییابد که کارشناسان از پیامدهای فاجعهبار آن هشدار میدهند.
وضعیت قانونی پرابهام
این پروژه عظیم بدون اخذ مجوزهای قانونی ارزیابی اثرات محیطزیستی و اقتصادی-اجتماعی آغاز شده و همین موضوع اعتراضات گسترده کارشناسان و مردم محلی را به دنبال داشته است.
تغییر ماهیت طرح و پیامدهای آن
طرح اولیه تنها به احداث سد برای تولید انرژی محدود بود؛ در اقدامى غيركارشناسى و بدون پشتوانه علمى، طرح انتقال آب بينحوضهای به آن اضافه شد؛ این تغییر ماهیت، حجم قابل توجهی از آب را به استانهای اصفهان، یزد، کرمان و فارس منتقل خواهد کرد
تخریب میراث طبیعی و تاریخی
۲۶ اثر تاریخی، باستانی و طبیعی تحت تأثیر این پروژه قرار خواهند گرفت؛ آبشار مُنج و آبشار آتشگاه به عنوان طولانیترین آبشار کشور که ثبت جهانی شده، در معرض نابودی قرار دارند؛ این آثار، مزیتهای منحصربهفرد طبیعی، اقتصادی و اشتغالزایی منطقه محسوب میشوند
سد خرسان ۳ به نمادی از تقابل توسعه و محیط زیست تبدیل شده است. ادامه روند فعلی بدون ارزیابیهای کارشناسی دقیق، میتوانند ضربهای جبرانناپذیر به میراث طبیعی و تاریخی کشور وارد کند. به نظر میرسد بازنگری فوری در این پروژه و بررسی همه
امروز داستان روستاهای سادات محمودی، تنها یک درگیری محلی بر سر زمین نیست؛ نمادی است از تقابل خشن توسعهی نامتوازن و زندگی انسانی؛ این گزارش، روایتی است از مردمانی که نفسهای آخر را در سرزمینی میکشند که قرنها خانه آنها بوده و به زودی ممکن است تنها در نقشههای قدیمی و خاطرات تلخ بازماندگانش جاودانه بماند. سکوت مرگبار ۱۲ ساله، خود گواهی بر این درد بزرگ است.
سد خرسان ۳؛ طرحی عظیم با پیامدهای ویرانگر
سد خرسان ۳ تنها یک پروژه عمرانی نیست؛ تهدیدی است برای تاریخ، طبیعت و جامعه محلی. ادامه روند فعلی بدون درنظرگرفتن هشدارهای کارشناسان، میتوانند فاجعهای جبرانناپذیر را برای محیط زیست ایران و میراث فرهنگی آن به همراه داشته باشد. به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده که نهادهای نظارتی و قانونی با ورود فوری، سرنوشت این پروژه را بر اساس معیارهای علمی و حقوقی مشخص کنند.
تخریب این میراث طبیعی و تاریخی نه تنها سرمایههای ملی کشور را از بین میبرد، بلکه فرصتهای اقتصادی و گردشگری منطقه را برای همیشه نابود خواهد کرد.
انتهای خبر/