شباهت‌های آشکار حوادث اخیر و ترورهای دهه ۶۰

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح مطرح کرد؛

شباهت‌های آشکار حوادث اخیر و ترورهای دهه ۶۰

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح کهگیلویه و بویراحمد گفت: حوادث اخیر، با ترورها و فعالیت گروه‌های مختلف، یادآور ترورهای دهه ۶٠ است. دشمنان ایران با همکاری گروه‌های نفوذی و ایجاد شبهه‌ها، تلاش می‌کنند تا به اهداف خود دست یابند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس» گردهمایی توجیهی معاونین و مربیان پرورشی شهرستان بویراحمد صبح امروز، سه‌شنبه ۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۴، با حضور سرهنگ پاسدار زریر فرضی‌زاده در سالن همایش اداره کل آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد.

تحلیل تاریخی ایران و جنگ حق و باطل

به گزارش خبرنگار ما «سرهنگ پاسدار زریر فرضی‌زاده، معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان» در این گردهمایی گفت: برای شناخت ایران واقعی و ارزیابی قدرت آن (قدرتمند یا ضعیف)، لازم است تاریخ ایران را در سه دوره اصلی مطالعه کنیم: ایران باستان، دوره قاجار و پهلوی، و ایران کنونی (از سال ۱۳۵۷ به بعد).

وی ادامه داد: این سیر تاریخی، در واقع ادامهٔ نبردی ازلی میان حق و باطل است که از زمان خلقت حضرت آدم (ع) آغاز شده است. از لحظه‌ای که شیطان سرپیچی کرد، جنگ میان حق و باطل شروع شد و تا امروز نیز ادامه دارد؛ در این میدان، جایی برای حد وسط وجود ندارد.

ریشه‌های ستیز؛ از آدم تا نوح

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان تصریح کرد: پس از خلقت حضرت آدم (ع)، نافرمانی شیطان، نقطه آغاز فتنه شد. ماجرای هابیل و قابیل، اولین نزاع بر سر ولایت بود. شیطان با انحراف قابیل، که محصول کشاورزی کم‌ارزش‌تر ارائه کرده بود، نزاع را دامن زد. پس از اینکه ولایت به هابیل سپرده شد، شیطان با القای گناه و سپس مداخله در امر ازدواج، تلاش کرد تا نسل تابیدی (نسل شیطان) را بر زمین گسترش دهد و فتنه‌گری را شدت بخشد.

فرضی‌زاده اضافه کرد: این ستیز تا زمان حضرت نوح (ع) ادامه یافت. با دستور خداوند، ساخت کشتی (که سال‌ها به طول انجامید) و سپس وقوع طوفان، جبهه باطل نابود شد و تنها خواص خالص در کنار حضرت نوح (ع) نجات یافتند. نسل حق از طریق حضرت شیث (ع)، فرزند سوم حضرت آدم (ع)، ادامه یافت.

تمدن‌سازی و تداوم نبرد حق و باطل

وی در ادامه ابراز داشت: از زمان حضرت نوح (ع)، شهرسازی و تمدن‌سازی آغاز شد؛ پس از عصر یخبندان و طوفان، زمین برای کشاورزی مساعد شد و شهرهایی مانند کاشان و بابل ساخته شدند. اما نگاه بسیاری از همان ابتدا به سمت کربلا (به عنوان نماد حق) بود.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان افزود: این مسیر حق و باطل، با ظهور انبیای بعدی مانند حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) تداوم یافت. در زمان حضرت موسی (ع)، بنی‌فرعون که ظلم زیادی روا داشته بودند، در رود نیل غرق شدند. با وجود نابودی جبهه باطل در هر مقطع، این جبهه به دلیل وجود شیطان، همواره در شکلی جدید دوباره حرکت می‌کند.

جنگ حق و باطل در دوره پیامبر (ص) و پس از آن

فرضی‌زاده در ادامه عنوان کرد: این نبرد در زمان پیامبر خاتم، حضرت محمد (ص) و خاندان ایشان با یهودیان و صهیونیست‌ها که ریشه در همان تفکر یهودی و نگاه سیاسی صهیونیسم دارند، ادامه یافت. تلاش آن‌ها برای ترور پیامبر (ص) ناکام ماند، زیرا اراده الهی غالب است.

وی مطرح کرد: امید به نابودی باطل از این نکته نشأت می‌گیرد که قدرت‌های ظاهری مانند نمرود و فرعون در اوج قدرت خود نابود شدند. با این حال، مادامی که شیطان وجود دارد، این جنگ ادامه خواهد یافت.

ماجرای غدیر و شهادت امام علی (ع)

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان با ماجرای غدیر اشاره کرد و گفت: پس از آخرین حج پیامبر (ص)، در روز غدیر، همه به جز معاویه که تبریک نگفت، امامت الهی حضرت علی (ع) را پذیرفتند. پس از رحلت پیامبر (ص)، خواسته و وصیت غدیر به انحراف کشیده شد. نفوذی‌ها که از دیرباز در زیر چتر یهود بودند، قدرت را در دست گرفتند.

فرضی‌زاده اضافه کرد: پس از قتل عثمان، آن‌ها مجبور به روی آوردن به امام علی (ع) شدند. در دوره چهارساله حکومت امام علی (ع)، عده‌ای به نام اسلام، لشکری علیه ایشان تشکیل دادند که همان «خوارج» بودند. امام علی (ع) نیز به دلیل نفوذ شیطان و باطل که توسط همین افراد (که زمانی یار امام بودند) به واسطه خوارج، به شهادت رسیدند.

تحلیل فتنه تاریخی کربلا و دوگانگی موضع‌گیری

وی در ادامه به تبیین ریشه‌های تاریخی و ماهیت فتنه کربلا پرداخت و اظهار داشت: واقعه کربلا، نتیجه دسیسه بنی‌امیه و یهود بود که با هدف انحراف مسیر اسلام شکل گرفت. این فتنه حدود پنجاه سال پس از رحلت پیامبر (ص) و در زمانی به وقوع پیوست که نسل‌ها تغییر کرده و اشرافیت بر جامعه حاکم شده بود. دشمنان تلاش کردند ذهن نسل‌های بعدی را تغییر دهند تا جایی که معاویه و یزید، حق را از نگاه خود تعریف کرده و در برابر فرزند پیامبر (ص) صف‌آرایی کنند و او را به شهادت برسانند.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان تأکید کرد: در آن مقطع تاریخی، افرادی مانند سلیمان‌بن‌صرد خزاعی نیز حضور داشتند و اگر فریب شیطان نبود، شاید تاریخ مسیر دیگری را رقم می‌زد. امام در آن مقطع تنها ماند و شاهد شهادت خود و یارانش بودیم. این فتنه، انسان را در دوگانگی قرار می‌دهد: یا باید موضعی بی‌تفاوت اتخاذ کرد یا به سمت باطل گرایش یافت. از منظر تاریخی، همواره باید موضعی مشخص داشت؛ یا در کنار قاتل بود یا در کنار مظلوم.

تعریف جبهه باطل در سیر تاریخی

فرضی‌زاده تصریح کرد: اگر سیر گذشته را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که جبهه باطل همواره در کنار ظلم، کشتار و ستم ایستاده است. این جبهه کسانی هستند که معتقدند: «بقیه بشر حیواناتی هستند در اختیار آن‌ها» و می‌گویند «دنیا مزرعه ماست و بقیه کارگران».

وی در ادامه به فریب‌خوردگان اشاره کرد و گفت: دیدیم که عده‌ای فریب‌خورده که اعتراضات به حقی داشتند و برای بیان خواسته‌هایشان به خیابان آمدند، توسط عده‌ای اجیرشده و مسلح به رگبار بسته شدند. اما در همین بیمارستان‌ها، مجروحان در کنار نیروهای امنیتی بستری شدند؛ زیرا اگر جبهه، جبهه قاتل بود، اجازه بستری شدن به آن‌ها داده نمی‌شد.

مصادیق جهانی جبهه باطل

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان به تاریخ آمریکا اشاره کرد و یادآوری کرد: آن‌ها که خود اشغالگر هستند، بومیان آمریکا را قتل‌عام کردند تا سرزمینشان اشغال شود؛ کاری غیرانسانی که داعش در مقطع کنونی انجام می‌دهد، در مورد سرخ‌پوستان آمریکا اعمال کردند. این مصداق جبهه باطل است که بر اساس «پارادایم مال من است»، هیچ‌کس حق حرف زدن ندارد.

فرضی‌زاده به نمونه‌هایی از ظلم‌های جبهه باطل اشاره کرد و گفت: آن‌ها به ونزوئلا حمله کردم و رئیس‌جمهور قانونی آن‌ها را ربودند جهت دخالت برای تصاحب منابع نفتی و به اسم مبارزه با مواد مخدر، افغانستان: غارت معادن در پوشش «آزادی»، عراق: نابودی زیرساخت‌ها و بردن نفت در مقابل خودروهای گران‌قیمت و پاناما و اکوادور/پرو: مقاومت در برابر منافع آمریکا و ملی کردن منابعی چون کانال پاناما یا از دست دادن جنگل‌های باران‌زا.

مرجع‌سازی و تقابل درونی

وی خاطرنشان کرد: جبهه باطل تلاش کرده است در میان شیعیان و مسلمانان نیز «مرجع‌سازی» کند، همان‌گونه که در تاریخ یهود وجود داشته است. او با اشاره به تاریخ عبدالله‌بن‌عباس، این اقدام را یک مبدأ تاریخی دانست. در تاریخ معاصر ایران نیز، با وجود حقانیت افرادی چون شریعتمداری، با جوسازی، جریاناتی چون منتظری به سمت باطل سوق داده شدند.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان در ادامه بر اهمیت تفکر تاریخی تأکید کرد و گفت: یک سوم آیات قرآن ماهیت تاریخی دارند. مطالعه تاریخ قرآن نشان می‌دهد که بشر همواره در جبهه حق و باطل بوده است. اکنون، ایران در کجای این مسیر ایستاده است؟ ایران چه بود، چه شد و اکنون چه جایگاهی دارد؟

فرضی‌زاده در ادامه به تشریح جایگاه تاریخی و تمدنی ایران و مقایسه آن با قدرت‌های جهانی پرداخت و با اشاره به امپراتوری انگلیس که آن را «خورشید شرق و غرب» می‌نامیدند، گفت: عظمت امپراتوری انگلیس هرگز به پای امپراتوری ایران نمی‌رسید.

ریشه‌های تاریخی تمدن ایران

وی بیان کرد: دشمنی دشمنان با ایران ریشه در تاریخ عمیق و خاطراتی دارد که ایران از ابتدای تمدن بشری در جهان داشته است.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان ابراز کرد: تمدن ایران سابقه‌ای بسیار دیرینه دارد. لذا تقسیم‌بندی‌های اولیه بشر بر روی کره خاکی، ریشه در خاستگاه‌های تمدنی ایران دارد؛ بخشی از این تمدن به سمت آفریقا و بخش دیگر به سمت اروپا (تمدن روم و یونان) گسترش یافت.

فرضی‌زاده با اشاره به شبهاتی که در مورد خاستگاه ادیان مطرح می‌شود، گفت: «کل اروپاییان دینشان از منطقه غرب آسیا و از این سرزمین ویژه مسیحیت و یهودیت است.» اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که نام تشیع را به شکلی مطرح می‌کنند که ناخواسته در سبد جبهه باطل قرار می‌گیرد، در حالی که پیامبران الهی از این سرزمین برخاسته‌اند و دین خدا را تبلیغ کرده‌اند.

حجاب، عفاف و تأثیر تمدن ایرانی

وی در ادامه، موضوع عفاف و حجاب را مطرح کرد و بیان داشت: آیاهگل می‌گوید که ریشه ویژه عفاف و حجاب از ایران شروع شد؟ آنچه امروز خدمت شما عرض می‌کنم، این است که در بیشتر کتاب‌های نویسندگان خارجی آمده است که ریشه حجاب از ایران باستان شروع شده است. اما امروز شاهدیم که با هوش مصنوعی، بی‌حجابی را به ایران باستان ربط می‌دهند؛ اشتباهی که ما باید جلوی آن را بگیریم و به این فضای رسانه‌ای و مجازی پاسخ دهیم. پس ایرانی بیش از هرکسی در حجاب، عفت و پاک‌دامنی بود.

شکوه تمدن و شهرسازی ایران باستان

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان تأکید کرد: بزرگ‌ترین امپراتوری بشر، امپراتوری پارس بود که صاحب پیشرفته‌ترین فرهنگ و تمدن بود. امپراتوری ایران زادگاه بزرگ‌ترین حکیمان، اندیشمندان، پزشکان، شاعران و هنرمندان بود.

فرضی‌زاده ادامه داد: اروپایی‌ها برای یادگیری شهرسازی جهانگردانی را به ایران می‌فرستادند تا آنچه را که در ایران آموخته‌اند، به اروپا ببرند. در اسپانیا و اروپا، مردم در زمستان در گل و لای فرو می‌رفتند و نمی‌دانستند چه کنند. شهرسازی و سنگ‌فرش کردن خیابان‌ها از ایران گرفته شد. زمانی که مسلمانان اسپانیا را فتح کردند، برای دستگیری جاسوسان، افراد بدبو را تعزیر می‌کردند، زیرا هنر حمام کردن را بلد نبودند. ملکه انگلیس می‌گوید ما سالی یک بار افتخار داشتیم حمام کنیم و مجبور شدیم عطر‌ها را درست کنیم.

افول قدرت و توطئه‌های خارجی

وی در ادامه سخنانش، با اشاره به تاریخ معاصر، پرسید: «ایران گذشته قوی بود، اما چرا به افول افتاد و ضعیف شد؟» او گفت که در کنار انقلاب صنعتی که در اروپا رخ داد، ایران دچار ضعف شد و در نهایت، با خروج آژانس‌ها، وضعیت بدتر شد.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان افزود: آقامحمدخان با زور ایرانی‌ها را کنار هم جمع کرد، اما تا پایان دوره احمدشاه، هفتاد درصد خاک ایران جدا شد و بخش‌هایی از سرزمین‌های بزرگ که جزو ایران بودند، از دست رفتند. نفوذ انگلیسی‌ها به‌قدری زیاد بود که هر کسی که قصد پیشرفت ایران را داشت، به شهادت می‌رساندند. تا زمانی که امیرکبیر صدراعظم بود، کسی نتوانست هرات را جدا کند. او در بحث علم و دفاع از کشور قوی بود. بعدها، سفیر انگلیس را نیز اذیت می‌کرد ولی کسی جرأت نمی‌کرد که او را اخراج کند. در نهایت، آن‌ها زمینه افول ایران را فراهم کردند.

مقایسه دوران قاجار و پهلوی؛ از احمدشاه تا روی کار آمدن رضاخان

فرضی‌زاده در ادامه به مقایسه دوران قاجار و پهلوی پرداخت و چگونگی به قدرت رسیدن خاندان پهلوی را تشریح کرد و با اشاره به «تفاوت در آغاز قدرت احمدشاه در برابر رضاشاه» بیان داشت: احمدشاه قاجار با ضرب شمشیر خود حاکم شد، اما رضاخان اولین شاهی بود که با نفوذ مستقیم انگلیسی‌ها بر سر کار آمد.

وی خاطرنشان کرد: رضاخان محبوبیت خود را در آذربایجان کسب کرد، همان منطقه‌ای که روزی جزو ایران بود و به دلیل بی‌عرضگی قاجارها از دست رفت. او به عدم وجود منابع تاریخی معتبر درباره پدر رضاخان اشاره کرد و گفت: «در خاطرات مادر رضاخان آمده است که پدرش زنجیری را که میرزا رضای کرمانی با آن ناصرالدین شاه را ترور کرد، در دست داشت.»

ایران در بحران جهانی و توطئه ۱۹۱۹

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح تصریح کرد: در جنگ جهانی اول، رقابت میان روس و انگلیس، ایران را تقسیم کرد. انگلستان هند را در دست داشت و روس‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند و ایران تبدیل به منطقه ضربه‌گیری شده بود.

فرضی‌زاده تأکید کرد: انگلستان با تلاش برای جداسازی هرات و سیستان و بلوچستان (با قتل امیرکبیر)، سعی در ضربه‌گیری بیشتری در برابر روسیه داشت. در نهایت، در جنگ جهانی اول، ایران بدون اینکه وارد جنگ شود، به سه بخش تقسیم شد: شمال تحت نفوذ شوروی، جنوب تحت نفوذ انگلستان، و مرکز به عنوان منطقه حائل.

وی ادامه داد: در این دوران، نصف جمعیت ایران بر اثر قحطی از بین رفت. شاهدان عینی غربی در خاطراتشان نوشته‌اند که اجساد در خیابان‌ها رها شده بود. انگلیسی‌ها تمام غلات را جمع کردند و مردم از گرسنگی در خیابان‌ها می‌مردند. او به خاطراتی اشاره کرد که در ازای یک پرس غذا، از ایرانیان کار می‌خواستند.

قرارداد ۱۹۱۹ و نقش شهید مدرس

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان اضافه کرد: این بلاهایی که رضاخان بر سر مردم آورد، در مقایسه با ظلمی بود که این شاهان بی‌عرضه به ملت روا داشتند.

فرضی‌زاده گفت: قرارداد ۱۹۱۹ مقرر می‌داشت که مسائل مالی و نظامی ایران کاملاً در اختیار انگلیسی‌ها باشد و سیاست خارجی ایران توسط وزارت خارجه انگلیس طراحی شود. این قرارداد در زمان احمدشاه به دلیل ضعف و قانونی بودن شاه (که هر چه مجلس می‌گفت امضا می‌کرد) امضا نشد، اما وزیر مالیه آن زمان که از دوستان رضاخان بود، آن را امضا کرد.

کودتای سوم اسفند و روی کار آمدن رضاخان

وی مطرح کرد: پس از عدم اجرای قرارداد ۱۹۱۹ از کانال سیاسی، کار به وزارت دفاع محول شد. سفیر انگلیس، رضا میرپنج (رضاخان) را به عنوان فردی ثروتمند و مطلع از امور نظامی پیشنهاد داد.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان افزود: با وقوع انقلاب بلشویکی و خروج روس‌ها از ایران، در سال ۱۳۰۰ ه.ش، کل ایران تحت سلطه انگلستان درآمد. سپس، فرمانده انگلیسی تلگرافی به فرماندهان قزاق ارسال کرد که در آن حرکت نظامی آن‌ها را محدود می‌کرد. در پی این اقدام، فرماندهان قزاق روسی دستگیر و به عراق فرستاده شدند و شوروی از ایران خارج شد.

فرضی‌زاده بیان داشت: با لشکری دو هزار و پانصد نفری، رضاخان به سمت تهران حرکت کرد. انگلیسی‌ها به احمدشاه گفته بودند که حق مقاومت ندارد و رضاخان باید تهران را فتح کرده و فرمانده کل قوا شود.

وی ادامه داد: سید ضیاءالدین طباطبایی (روزنامه‌نگار) که با توصیه انگلیسی‌ها وارد کار شد، با احمدشاه دیدار کرد و او را تحت فشار گذاشت. با وجود مقاومت‌هایی مانند شهید مدرس و ملک‌الشعرای بهار، نهایتاً رضاخان با حفظ سمت وزیر جنگ، به توصیه انگلیسی‌ها، به نخست‌وزیری منصوب شد.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان اضافه کرد: احمدشاه با این کار، گور خود را کند، اما زور او به انگلیسی‌ها نمی‌رسید. پس از رفتن احمدشاه از کشور، شهید مدرس نیز دیگر نتوانست بماند. سرانجام، رضاخان در سال ۱۳۰۴ شمسی، با استفاده از قدرت نخست‌وزیری و فرماندهی کل قوا، و با امضای اجباری نمایندگان (پس از تبعید مخالفین)، شاه ایران شد.

روند قدرت‌گیری رضاخان و حذف مخالفان

فرضی‌زاده بیان داشت: رضاخان پس از به دست گرفتن قدرت، به سرعت به حذف مخالفان و نزدیکان خود پرداخت. این حذف، به‌ویژه شامل کسانی بود که مخالف نفوذ انگلیسی‌ها بودند.

اشتباه محاسباتی رضاخان و پایان حکومت

وی اظهار داشت: رضاخان در جنگ جهانی دوم اشتباه محاسباتی کرد و گمان می‌کرد آلمان پیروز خواهد شد. به همین دلیل، در جنگ دخالت نکرد، اما تحت فشار انگلیسی‌ها و به دستور آن‌ها، دستور خلع سلاح داد.

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح استان در ادامه سخنان خود تأکید کرد که دوران پهلوی با دخالت و نفوذ انگلیسی‌ها همراه بود و کودتای ۲۸ مرداد، نقطه عطفی در این دوران بود که منجر به سرنگونی دولت ملی و بازگشت سلطنت شد.

تاریخ و سیاست‌های داخلی

فرضی زاده به شهادت دکتر فاطمی اشاره کرد و گفت: دکتر فاطمی، وزیر وقت، بر راه ملی شدن صنعت نفت تاکید داشت و قبل از شهادتش هشدار داد که اجنبی‌ها خیرخواه ایران نیستند. تحقیر ملت ایران با اقدامات شرکت‌های خارجی پس از ۱۳۵۲ به نمایش گذاشته شد. در دوران هویدا، نخست‌وزیری با عملکرد ضعیف و رفتارهای عجیب همراه بود.

تلاش‌های کودتا و نقش آمریکا

وی اذعان داشت: تلاش برای کودتا در سال ۱۳۵۸ و نقش صدام حسین در آن، از جمله تحولات مهم آن دوره بود. آمریکا همواره در تلاش برای ایجاد تفرقه در ایران از طریق گروه‌های نفوذی بوده است.

حوادث اخیر

معاون هماهنگ کننده سپاه فتح بیان داشت: حوادث اخیر، با ترورها و فعالیت گروه‌های مختلف، یادآور ترورهای دهه ۶٠ است. دشمنان ایران با همکاری گروه‌های نفوذی و ایجاد شبهه‌ها، تلاش می‌کنند تا به اهداف خود دست یابند.

پیروزی نهایی و توصیه

فرضی‌زاده در پایان تأکید کرد: با وجود چالش‌ها، ایران به پیروزی نهایی خواهد رسید. لذا توصیه می‌کنم است که جشن‌های دهه فجر، با همفکری و قدرت برگزار شوند تا دشمنان متوجه شوند که نقشه‌هایشان به جایی نرسیده است و به‌جایی نخواهد رسید.

 

انتهای خبر/