تحلیل هنرمند کهگیلویه‌وبویراحمدی از جنگ تروریستی علیه ایران

در گفتگو با صبح زاگرس مطرح شد؛

تحلیل هنرمند کهگیلویه‌وبویراحمدی از جنگ تروریستی علیه ایران

هنرمند کهگیلویه و بویراحمدی با تحلیل ریشه‌های اغتشاشات اخیر، از نقش بی‌بدیل مردم در خنثی‌سازی پروژه آشوب، ماهیت جنگ ترکیبی دشمن، سوءاستفاده از مطالبات اقتصادی و قومیتی و جایگاه هنر و فرهنگ در میدان نبرد روایت‌ها سخن می‌گوید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«صبح‌زاگرس» تحولات ماه‌های اخیر بار دیگر نشان داد که میدان نبرد امروز، تنها میدان سلاح و موشک نیست؛ بلکه عرصه‌ای پیچیده از جنگ روایت‌ها، عملیات روانی، تحریک اجتماعی و بهره‌برداری از شکاف‌های اقتصادی و هویتی است. در چنین فضایی، نقش نخبگان فرهنگی و هنری در تبیین واقعیت‌ها و بازخوانی دقیق رخدادها، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. اورنگ نارکی، هنرمند شناخته‌شده کهگیلویه و بویراحمد، ازجمله چهره‌هایی است که با نگاهی عمیق به تحولات اخیر، تحلیلی متفاوت و ریشه‌دار ارائه می‌دهد.

صبح زاگرس: ارزیابی کلی شما از حوادث و ناآرامی‌های اخیر چیست؟ آیا با یک اعتراض اجتماعی روبه‌رو بودیم یا پدیده‌ای فراتر از آن؟

نارکی: آنچه رخ داد، اگر بخواهیم منصفانه و دقیق نگاه کنیم، صرفاً یک اعتراض اجتماعی ساده نبود. بله در لایه اول، اعتراضات اقتصادی وجود داشت؛ اعتراض‌هایی که از سوی بخشی از بازاریان و فعالان اقتصادی شکل گرفت و ریشه در مطالبات واقعی داشت. این نوع اعتراض، در همه جای دنیا قابل‌فهم است و حتی قابل‌مذاکره و حل‌وفصل؛ اما مسئله از جایی پیچیده شد که این اعتراضات به‌سرعت تغییر ماهیت داد و به شهرهای کوچک، مناطق حساس و بعضاً قومیتی سرایت کرد. اینجا دیگر با یک اعتراض صنفی مواجه نبودیم، بلکه با یک شورش ترکیبی طراحی‌شده از سوی نظام سلطه روبه‌رو شدیم.

صبح زاگرس: منظور شما از شورش ترکیبی چیست؟

نارکی: شورش ترکیبی (جنگ شناختی) یعنی استفاده هم‌زمان از ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای، امنیتی، قومیتی و حتی هنری برای بی‌ثبات‌سازی یک کشور. دشمنان ایران، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، سال‌هاست روی این مدل کارکرده‌اند. آن‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ایران را نمی‌شود با جنگ کلاسیک شکست داد؛ بنابراین سراغ جنگ‌های لایه‌لایه و چندبعدی رفته‌اند. در این پروژه، اعتراض اقتصادی تنها «جرقه» است، نه هدف نهایی.

صبح زاگرس: به نقش قومیت‌ها اشاره کردید. چرا به نظر شما دشمن روی این مسئله تمرکز کرد؟

نارکی: ایران کشوری متکثر ازنظر قومی و فرهنگی است و این، در ذات خود یک فرصت و سرمایه ملی است؛ اما دشمن تلاش می‌کند همین تنوع را به تهدید تبدیل کند. مناطق قومی و قبیله‌ای، به‌ویژه در غرب و جنوب غرب کشور، از نگاه دشمن دارای «ظرفیت خشونت» معرفی می‌شوند؛ نه به خاطر مردمش، بلکه به خاطر تصور غلط آن‌ها از بافت اجتماعی این مناطق. دسترسی جغرافیایی، سابقه فعالیت گروهک‌ها و پیوندهای طایفه‌ای، عواملی است که دشمن روی آن‌ها حساب بازکرده است. سیاست کشته‌سازی در این مناطق دقیقاً با همین هدف دنبال شد؛ چون در جوامع طایفه‌ای، کشته شدن یک نفر می‌تواند احساسات جمعی را تحریک کند.

صبح زاگرس: اما تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که این محاسبه اشتباه بوده است، درست است؟

نارکی: دقیقاً. جنگ ۱۲ روزه یک آزمون بزرگ برای دشمن بود و در همان‌جا شکست خورد. آن‌ها تصور می‌کردند با آغاز جنگ، جامعه ایران دچار فروپاشی روانی می‌شود و هم‌زمان شورش‌ها و آشوب‌های داخلی شکل می‌گیرد؛ اما نتیجه برعکس شد. از پایگاه‌های موشکی گرفته تا خطوط پشتیبانی، از رزمندگان گرفته تا مردم عادی، یک انسجام کم‌نظیر شکل گرفت. قومیت‌هایی که دشمن روی آن‌ها حساب کرده بود، اتفاقاً جزو وفادارترین نیروها به ایران و انقلاب بودند. این روحیه ریشه در تاریخ ما دارد؛ از آریوبرزن تا امروز، مقاومت در برابر بیگانه بخشی از هویت ایرانی است.

صبح زاگرس: نقش رهبری را در این مقطع جنگ 12 روزه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نارکی: نقش رهبری را باید کلیدی و تعیین‌کننده دانست. در لحظه‌ای که دشمن به دنبال ایجاد شوک روانی و القای ترس بود، رهبر انقلاب با صراحت و آرامش وارد میدان شدند. پیام ایشان، هم به نیروهای مسلح روحیه داد و هم به مردم اطمینان بخشید. پیوندی که میان روحیه دینی، حماسی و هویت ملی برقرار شد، بسیار هوشمندانه بود. حتی انتخاب نمادها، مانند تأکید بر سرود «ای ایران»، نشان داد که این نبرد، صرفاً یک نبرد نظامی یا سیاسی نیست؛ بلکه نبردی بر سر هویت و تمدن است.

صبح زاگرس: برخی معتقدند تصمیمات اقتصادی دولت ناخواسته به این فضا دامن زد. نظر شما چیست؟

نارکی: این نقد وارد است. برخی تصمیمات اقتصادی، به‌ویژه در شرایط حساس پس از جنگ 12 روزه، می‌تواند زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم کند. بازار نیازمند ثبات است و هرگونه شوک اقتصادی، به‌سرعت تبدیل به نارضایتی اجتماعی می‌شود؛ اما نکته مهم این است که دشمن دقیقاً منتظر چنین فرصت‌هایی است. دشمن روی موج نارضایتی سوار می‌شود و آن را به سمت اهداف امنیتی و سیاسی خود هدایت می‌کند؛ بنابراین تفکیک میان اعتراض به‌حق و اغتشاش هدایت‌شده بسیار ضروری است.

صبح زاگرس: به نظر شما چرا دشمن پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه، این‌چنین سریع وارد فاز آشوب داخلی شد؟

نارکی: چون شکست را نمی‌پذیرد. آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌ویژه در دوره ترامپ، منطق قماربازانه‌ای دارند. وقتی در میدان نظامی ناکام ماندند و دیدند انسجام ملی ایران اجازه فروپاشی نمی‌دهد، به دنبال جبران شکست رفتند. آشوب داخلی، بهترین گزینه برای آن‌ها بود؛ کم‌هزینه‌تر، پر سروصدا و باقابلیت انکار. ورود مستقیم ترامپ به ماجرا، تهدیدهای علنی و حمایت رسانه‌ای، نشان داد که این‌بار حتی زحمت پنهان‌کاری را هم به خود ندادند.

صبح زاگرس: نقش چهره‌هایی مانند پهلوی در این پروژه را چگونه می‌بینید؟

نارکی: پهلوی‌ها همواره ابزار بوده‌اند، نه بازیگر مستقل. سابقه تاریخی آن‌ها در وابستگی و خیانت به منافع ملی، روشن است. دشمن به چنین چهره‌هایی نیاز دارد تا پروژه خود را «ایرانی‌نما» جلوه دهد؛ اما واقعیت این است که جامعه ایران، از این نمادها عبور کرده است. مردم می‌دانند بازگشت به دوران وابستگی و دیکتاتوری، نه ممکن است و نه مطلوب.

صبح زاگرس: در جریان آشوب‌ها، شاهد خشونت‌های کور و تخریب اماکن عمومی بودیم. این مسئله چه پیامی دارد؟

نارکی: این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد ماجرا اعتراض نیست. آتش زدن مسجد، امامزاده، بانک، اتوبوس و اموال مردم، هیچ نسبتی با مطالبه‌گری ندارد. این‌ها همان زیرساخت‌هایی است که اگر دشمن می‌توانست، در جنگ نظامی هدف قرار می‌داد. حالا همان کار، به‌دست عوامل داخلی و با هزینه از جیب مردم انجام می‌شود. این، اوج فریب و خیانت است.

صبح زاگرس: به نقش مردم در مهار این فتنه اشاره کردید. حضور ۲۲ دی را چگونه تحلیل می‌کنید؟

نارکی: 22 دی یک نقطه عطف بود. حضور میلیونی مردم، نه‌تنها فتنه را خنثی کرد، بلکه پیام روشنی به داخل و خارج داد. مردم ایران باوجود همه مشکلات، اجازه نمی‌دهند کشورشان ملعبه پروژه‌های خارجی شود. این حضور، هم مایه دلگرمی مدافعان امنیت بود و هم اتمام‌حجت با عناصر فریب‌خورده. به‌حق می‌توان گفت ۲۲ دی به یک روز تاریخی و مقاومت ملی تبدیل شد.

صبح زاگرس: به‌عنوان یک هنرمند، نقش هنر و فرهنگ را در این میدان چگونه می‌بینید؟

نارکی: هنر، خط مقدم جنگ روایت‌هاست. دشمن از فیلم، مستند، موسیقی و شبکه‌های اجتماعی برای تحریف واقعیت استفاده می‌کند. ما هم باید روایت خودمان را با زبان هنر بیان کنیم؛ صادقانه، عمیق و بدون شعارزدگی. هنرمند مسئول است که حقیقت را بگوید، حتی اگر تلخ باشد. هنر می‌تواند هم آگاهی‌بخش باشد و هم التیام‌دهنده زخم‌های اجتماعی.

صبح زاگرس: در پایان، پیام شما به جوانان چیست؟

نارکی: جوانان سرمایه اصلی این کشورند و دشمن دقیقاً آن‌ها را هدف گرفته است. هیجان، خشم و ناامیدی، ابزار شکار جوانان است. توصیه من این است که پیش از هر واکنشی، فکر کنند، تحلیل کنند و تاریخ را بخوانند. هیچ دشمنی دلسوز ملت ایران نیست. اصلاح، مطالبه و نقد، حق جوانان است؛ اما تخریب و خشونت و اغتشاش، بازی در زمین دشمن است.

گفتگوی صبح زاگرس با اورنگ نارکی نشان می‌دهد که ناآرامی‌های اخیر را باید در چارچوب یک جنگ ترکیبی آمریکایی صهیونیستی تحلیل کرد؛ جنگی که با شکست در میدان نظامی آغاز شد و با آشوب داخلی ادامه یافت، اما درنهایت با بصیرت و حضور مردم ناکام ماند. در این میان، نقش آگاهی‌بخشی نخبگان فرهنگی و هنری، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

انتهای خبر/