بیپناهیِ دستفروشان یاسوج در روزهای بارانی؛
رنج بیصدا در خیابانهای سرد شهر خودنمایی میکند
با آغاز بارشهای پاییزی در یاسوج، دستفروشان بیپناه در خیابانهای سرد شهر با رنجی خاموش، زیر باران و بیسایهبان، برای لقمهای نان تلاش میکنند.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس»؛ با آغاز فصل سرما و بارشهای پاییزی در شهر یاسوج، خیابانهای مرکزی این شهر نهتنها به صحنهی تردد مردم و عبور خودروها تبدیل میشوند، بلکه مأمن موقت گروهی از فراموششدگان جامعهاند؛ دستفروشانی که هر روز از میدان شهدای نیروی انتظامی تا میدان هفتتیر، از خیابان طالقانی تا خیابان سینما و حوالی بازار مرکزی، بساطی ساده اما پرامید پهن میکنند، امید برای به دیتآوردن لقمهای نان برای سفرههای خالی.
اما همین بساط امید، با نخستین دانههای باران فرو میریزد؛ چترهای رنگباخته، پلاستیکهای پاره، کارتنهایی خیسشده و کالایی که زیر باران بیرحمانه خیس و بیارزش میشود؛ همه بخشی از صحنهای آشنا برای عابران یاسوجیاند. کسانی که شاید لحظهای درنگ کنند، نگاه کوتاهی بیندازند، و عبور کنند؛ اما برای آن دستفروش، آن لحظه آغاز روز سختی دیگر در چرخهی ناامنی معیشت است.
زنان دستفروش؛ چهرهی خاموش فقر شهری
در میان این چهرههای خسته، زنانِ دستفروش نیز حضور پررنگی دارند. برخی مادرانیاند که به تنهایی بار زندگی را بر دوش میکشند؛ با دستان یخزده و چشمانی سرشار از شرم و استیصال، روبهروی مغازههای پرزرقوبرق و گرم میایستند و تلاش میکنند بساطشان مزاحم نباشد.
آنان نه سقفی دارند که پناهشان دهد، نه جایگاهی رسمی برای نشستن، تنها تکیهگاهشان دیوارهای سرد شهر است و تنها سرمایهشان امیدی شکننده به فردایی اندکی بهتر.
بارانی که میبارد و کسب و کاری که میخوابد
باران در شهرهای توسعهیافته نشانهی طراوت است، اما در یاسوج دستکم برای این قشر آسیبپذیر نشانهی فروپاشی روزیِ اندکشان است.
وقتی هوا سرد و بارانی میشود، رهگذران کمتر توقف میکنند و خرید و فروش کاملا میخوابد. در اثر ریزش باران و برف اجناس خیس میشوند، و هیچ نهادی نیست که سایبانی فراهم کند. از طرفی نیز مغازهداران ناراضیاند؛ میگویند دستفروشان سبب کسادی بازارشانند، جلوی مغازههایشان را سد میکنند، اما در همان حال مسئولان شهری نیز نه ساماندهیشان میکنند و نه حمایتشان میکنند.
در بسیاری از شهرهای کشور، شهرداریها مکانهایی مسقف یا بازارچههایی کوچک برای عرضهی محصولات توسط دستفروشان ایجاد کردهاند تا هم معضل سد معبر کاهش یابد، هم امنیت شغلی و کرامت این افراد حفظ شود. اما در شهر یاسوج، چنین طرحی سالهاست که فقط در حد حرف مانده است.
بحران بیمکانی؛ از سد معبر تا بیتوجهی مدیریتی
موضوع دستفروشی در یاسوج را نمیتوان صرفا بهعنوان یک مشکل شهری دانست؛ بلکه این مسئله هماکنون به پدیدهای اجتماعی و معیشتی بدل شده است. بخش قابلتوجهی از دستفروشان، از کار افتادگان بیدرآمد، بیکاران تحصیلکرده یا خانوادههایی هستند که هیچ منبع درآمد پایدار ندارند. در چنین شرایطی، برخوردهای مقطعی و مأمورمحور نهتنها راهحل نیست بلکه بحران را عمیقتر میکند.
از سوی دیگر، نبود فضای مشخص برای آنان، منجر به حضور پراکنده و بینظم در نقاط پر رفتوآمد شده است که هم چهرهی شهر را نازیبا میسازد و هم به گفتهی اصناف، اقتصاد رسمی را تحت فشار قرار میدهد.
با این حال، وقتی از مسئولان شهرداری یا استانداری پرسوجو میشود، پاسخها معمولاً کلی و تکراری است: «در حال بررسی طرح ساماندهی هستیم.» طرحی که سالهاست در بررسی مانده و هر زمستان، صدای دستفروشِ بیپناه زیر برف و باران این شهر گم میشود.
مسئولان استانی باید بدانند که دستفروشی اگر مدیریت شود، نه تنها آسیبی به نظم شهری نمیزند بلکه میتواند به تکمیل اقتصاد محلی نیز کمک کند. ایجاد بازارهای کوچک خیابانی با سازههای سبک و مسقف، تعیین ساعات مجاز فعالیت، و ارائهی تسهیلات خرد مالی میتواند بخشی از فشار معیشتی این قشر دردمند را کاهش دهد.
زمستانی طولانی در دل خیابان
روزهای سرد شهر یاسوج و بارش برف سنگین دنا، چالشی دوچندان برای این افراد میسازد. در گوشهی میدان شهدای نیروی انتظامی، مردی میانسال با صدایی لرزان فریاد میزند «پرتقال، سیب، کدو، گوجهام خیس شد!» و زن جوانی در خیابان سینما، زیر پلاستیکی نازک برای کودک خردسالش آتش کوچکی در حلبی روشن کرده است. این تصاویر، روایتِ خاموشی است که هر زمستان تکرار میشود، اما هیچ دوربین رسمی آن را ثبت نمیکند.
سئوال بیپاسخ؛ مسئولان کجا هستند؟
چرا در شهری با این همه ظرفیت طبیعی و محبت انسانی، هنوز فقرِ خیابانی چنین گسترده است؟، چرا مدیریت شهری، برخوردی دوگانه دارد؟! از یکسو در برابر سد معبر هشدار میدهد و از سوی دیگر هیچ مکان امنی برای عرضهی کالا در اختیار فروشندگان خُرد نمیگذارد؟
آیا زمان آن نرسیده است که از نگاه برخوردی فاصله گرفته و با طرحی انسانمحور، به کرامت و معیشت این شهروندان اندیشید؟
رنجی که ادامه دارد
دستفروشان یاسوج، نه قانونشکناند، نه مجرم؛ آنان قربانیان خاموش فقر اقتصادیاند. در شهری که در دامنههای زیبا و هوای پاک دنا آرمیده، ظلمِ باران بر آنان دردناکتر از سرمای هوا است.
پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس» با انتشار این گزارش، بر آن است تا گامی فراتر از روایت صرف بردارد. این رسانه قصد دارد در ادامه و با مهیاشدن شرایط لازم، پای صحبت این دستفروشان بنشیند، درد و دل آنان را مستقیماً بشنود و صدایشان را بدون واسطه به گوش مسئولان و مردم برساند.
هدف، نه تنها بیان مشکل، بلکه پیگیری برای یافتن راهحلهای عملی و ایجاد زمینهای برای گفتگو بین آسیبدیدگان و تصمیمگیران است. چرا که معتقدیم اولین گام برای بهبود، شنیدن رنج بیصداست.»
در پایان تصاویر تکمیلی را ببینید؛