صحنهای پس از باران؛
چالهها؛ زخمهایی بر پیکر شهر یاسوج و خودروها
چالههای خیابانهای شهر تنها حفرههایی در آسفالت نیستند؛ آنها زخمهای باز و دردناکی هستند که هم بر چهره شهر و هم بر پیکر خودروهای شهروندان نقش بستهاند.
باران و برف، این موهبت آسمانی که باید مایه حیات و شادابی باشد، برای شهروندان یاسوجی به نقاش تلخی تبدیل شده که زخمهای پنهان شهر را با رنگی تیره و نمایانی دردناک ترسیم میکند. با هر بارش، چهره دیگری از خیابانها و معابر این شهر نمایان میشود؛ چهرهای زخمخورده و پر از چالههایی که به گفته رانندگان و عابران، به «قاتل خاموش خودروها و آسایش مردم» بدل گشتهاند.
صحنهای پس از باران
خیابانهای خیس، نه از آن سرخی و طراوت بهاری، که از گلآلودگی و آبهای راکدی حکایت دارند که در گودالهای عمیق جمع شدهاند. این حفرهها که در روزهای خشک شاید با کمی احتیاط قابل عبور بودند، اکنون به دامهای نامرئی تبدیل شدهاند. رانندگان با چشمانی مضطرب و دستانی محکم بر فرمان، مسیر خود را میان پیچوخم این ناهمواریها مییابند. هر ترمز ناگهانی، هر صدای برخورد ناخواسته زیرپایه، گواهی است بر نبرد روزمره با این معضل.
چالهها؛ زخمهایی بر پیکر شهر و خودروها
این حفرهها تنها ناهمواری ساده نیستند. لبههای تیز آنها همچون تیغی بر لاستیک خودروها فرود میآید و باعث ترکیدگی، باد رفتگی و انحراف فرمان میشود. هزینههای تعمیرات جلوبندی و تعویض لاستیک، به کابوسی مالی برای بسیاری از خانوادهها تبدیل شده است. از سوی دیگر، پاشیدن آب و گل از این چالهها بر روی عابران پیاده، آرامش و امنیت را از پیادهروها نیز گرفته است.
صدای مردم
یک راننده تاکسی با نشان دادن لاستیک فرسوده خودرواش میگوید: «این جادهها بیشتر به جادههای روستایی دورافتاده میماند تا معابر یک مرکز استان. هر باران که میآید، جای چالهها عمیقتر میشود. هزینه تعمیرات از دسترنج ما میخورد.» شهروند دیگری از ترس آسیب دیدن فرزندش در مسیر مدرسه میگوید و بر لزوم توجه فوری مسئولان تأکید میکند.
ریشهیابی زخم
کارشناسان، این وضعیت را ناشی از عمر کوتاه آسفالت، عدم زهکشی مناسب، اجرای بیدقت و نبود نظارت مستمر بر کیفیت راهها میدانند. بارشهای پیاپی، ضعف در زیرسازی و آسیبهای قبلی را عریان کرده و سرعت تخریب را افزایش میدهد.
چالههای خیابانهای شهر تنها حفرههایی در آسفالت نیستند؛ آنها زخمهای باز و دردناکی هستند که هم بر چهره شهر و هم بر پیکر خودروهای شهروندان نقش بستهاند. این فرورفتگیهای ناهموار، هر روز عمیقتر شده و به نمادی از غفلت و بیتوجهی تبدیل گشتهاند.
در پیچ و خم معابر، به ویژه پس از باران، این چالهها همچون حفرههای تلهای ظاهر میشوند که مملو از آب گلآلودند. رانندگان ناچارند در حرکت خود میان این چالهها، حرکتی مارپیچ و پراضطراب انجام دهند. هر بار که چرخی درون یکی از این گودالها فرومیرود، صدای مهیب برخورد، تن خودرو و دل راننده را میلرزاند.
رنج شهر؛ پیکری زخمخورده
این زخمها تنها به خودروها محدود نمیشوند. آنها افت حیثیت شهری را نشان میدهند. تصویری از بینظمی، عدم برنامهریزی و نادیده گرفتن حق شهروندان برای دسترسی به معابر ایمن. برای عابران پیاده، به ویژه سالمندان و کودکان، این چالهها خطر سقوط و آسیبهای جسمی را ایجاد میکنند
خیابانهای یاسوج امروز، روایتگر داستان غمانگیز غفلت و کمتوجهی به زیرساختهای اولیه شهری است. این چالهها تنها حفره در آسفالت نیستند، بلکه شکاف در آرامش، امنیت و جیب شهروندان هستند.
بهبود این وضعیت، نیازمند نگاه ویژه و تخصیص بودجه کافیبرای بازسازی اساسی معابر، همراه با نظارت فنی جدی بر اجرای پروژههای عمرانی است. تا زمانی که این زخمهای شهری التیام نیابند، هر بارش باران به جای خاطرهای خوش، یادآور درد دیرینهای خواهد بود که بر پیکر شهر و مردمش نشسته است.
انتهای خبر/