انتشار حسرت به جای پاسخگویی؛
نقدی صریح بر رفتار بلاگرمآبانه غلامرضا تاجگردون
غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، با انتشار محتوایی احساسی و ناامیدکننده در فضای مجازی، بار دیگر مرز میان مسئولیت تقنینی و رفتار بلاگرمآبانه را مخدوش کرد؛ اقدامی که بهجای پاسخگویی، اشاعهدهنده یأس بود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس» احسان یاری فعال رسانه در یادداشتی نوشت: در روزهایی که جامعه ایران با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و روانی دستوپنجه نرم میکند، انتظار افکار عمومی از مسئولان، بیش از هر زمان دیگری، ارائه تصویر روشن، تحلیل دقیق و راهحلهای عملی است. در چنین شرایط حساسی، انتشار کلیپی از سوی نماینده مردم گچساران و باشت و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با جمله تأملبرانگیز «از ما چه مانده غیر از آرزو»، نهتنها کمکی به آرامش جامعه نکرد، بلکه موجی از یأس و ناامیدی را در فضای عمومی بازتولید کرد.
این پرسش جدی مطرح است که اگر رئیس مهمترین کمیسیون اقتصادی و برنامهریزی کشور، به چنین جمعبندی تلخ و مبهمی رسیده، تکلیف افکار عمومی چیست؟ آیا جامعه باید این پیام را بهعنوان اعترافی ضمنی به بنبست سیاستگذاری تلقی کند یا صرفاً با یک کنش احساسی و بلاگرمآبانه مواجه است؟
واقعیت آن است که جایگاه مسئولیت، با جایگاه تولید محتوای احساسی در شبکههای اجتماعی تفاوتی بنیادین دارد. سخن و تصویر یک مقام عالیرتبه تقنینی، صرفاً بیان یک احساس شخصی نیست؛ بلکه پیامی سیاسی، اجتماعی و روانی به میلیونها شهروند است. وقتی چنین پیامی، بهجای امیدآفرینی و شفافسازی، حامل حس سرخوردگی و بیافقی باشد، نتیجهای جز تشویش اذهان عمومی و تضعیف اعتماد اجتماعی در پی نخواهد داشت.
تناقض آشکار اینجاست که گوینده این پیام، نه یک شهروند عادی، بلکه رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس است؛ کمیسیونی که مأموریت اصلی آن، طراحی مسیر، اولویتبندی منابع و ترسیم آینده اقتصادی کشور است. اگر «چیزی جز آرزو» باقی نمانده، این پرسش ناگزیر مطرح میشود:
پس برنامهها کجاست؟ بودجهها چه شد؟ تصمیمها و نظارتها به کدام نتیجه انجامیده است؟
جامعه از نمایندگان خود انتظار دارد در بزنگاههای حساس، مسئله را توضیح دهند، نه اینکه خود به بخشی از مسئله تبدیل شوند. انتشار کلیپهای مبهم، احساسی و فاقد تحلیل، بیش از آنکه صداقت تلقی شود، شائبه فرافکنی، شانه خالیکردن از مسئولیت و حتی بهرهبرداری رسانهای از بحران را تقویت میکند.
آیا شأن یک نماینده مجلس و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه، آن است که بهجای پاسخگویی شفاف درباره تصمیمها، مصوبات و نتایج عملکرد خود، به انتشار کلیپهای احساسی و چندپهلو در فضای مجازی بسنده کند؟ نمایندهای که در جایگاه سیاستگذاری و نظارت نشسته، بیش از هر چیز موظف به توضیح «چه کرده»، «چه میکند» و «چه خواهد کرد» است، نه القای حسرت و ناامیدی؛ آن هم بدون ارائه هیچ تحلیل یا راهکار مشخص.
پرسش مهمتر اما اینجاست که چرا بهجای گفتگوی صریح با مردم درباره عملکرد کمیسیون برنامه و بودجه، سرنوشت وعدهها، وضعیت معیشت و گرههای اقتصادی کشور، مسیر بلاگری و تولید محتوای احساسی انتخاب میشود؟ افکار عمومی حق دارد بداند سهم این نماینده در بهبود یا تشدید وضعیت موجود چه بوده است. سکوت درباره کارنامه، و سخنگفتن با زبان احساس، نه نشانه صداقت است و نه شجاعت؛ بلکه گریزی است از پاسخگویی که با ذات نمایندگی مردم در تضاد آشکار قرار دارد.
کشور امروز بیش از هر چیز به انسجام، روایت دقیق از واقعیت، و ارائه راهحلهای ممکن نیاز دارد؛ نه بازتولید یأس از تریبون کسانی که خود در مرکز تصمیمسازی قرار دارند. نقد وضعیت موجود، اگر با شجاعت، شفافیت و ارائه راهکار همراه نباشد، صرفاً به ناامیدی عمومی دامن میزند و سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
مسیر عبور از بحران، بیتردید از عبور از یأس میگذرد. این عبور، پیش از هر جا، باید از گفتار و رفتار مسئولان آغاز شود. نمایندگان مردم اگر به آینده باور ندارند، دستکم نباید این بیباوری را به جامعه تزریق کنند. مردم، امید را نه در شعار، بلکه در مسئولیتپذیری، پاسخگویی و عقلانیت رفتاری جستجو میکنند.