گروه: اخبار استان خبر: 81501 / تاریخ انتشار : 1395/10/6 ساعت : 13:40

برجام شیخ دیپلمات در رهگذر زمانه

حکایت امروز ما حکایت آن آفتاب تابانی است که شیخ دیپلمات در رهگذر زمانه برای مردمش به واسطه افتادن به سمت کدخدای دهکده به ارمغان آورد و گره زد، هست و نیست ملتم را در ارتباط با آن.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس  سید سامر پوردانش _ حکایت امروز ما حکایت آن آفتاب تابانی است که شیخ دیپلمات در رهگذر زمانه برای مردمش به واسطه افتادن به سمت کدخدای دهکده به ارمغان آورد و گره زد، هست و نیست ملتم را در ارتباط با آن.
حکایت مفسر سخنی است که به آیه ( اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم ) عنایتی ننمود و سرنوشت ملتش را به دست دیگری سپرد و فرمان ارابه روزگار برای چرخیدن چرخ زندگی مردمم به دست دشمن قسم خورده ملتم سپرد.
با هزاران امید دلبسته به آفتاب شیخ در کور سویی از امید در طلب کسب علم اسب خیال خود را زین کرده و به سمت جایگاه علمی سیاستمداران دولت تدبیر خیز برداشته و سودای دیپلماتی که عزت و کرامت را برای مردمم به ارمغان بیاورد در سر می پروراندم.

با همتی والا به سوی دانشگاه آمدم تا در پایتخت زودتر طلوع خورشید تابان برجام را ببینم، آمدم تا زودتر لمس کنم بارش نعمت برجام را تا زودتر سجده شکر بجا آورم... ولی افسوس که در کارزار دیپلماسی مردان سیاستم چیزی جز ابر شتابان با رعدهای پر ﻃﻤﻄﺮﺍﻕکه نشان از قطره ای باران نمی داد، ندیدم. افسوس که کویر خشک دلم در حسرت نزول باران برجام ماند، افسوس که 3سال از عمرم را با نرمش چرب زبانانه رئیس دولتم به باد فنا دادم. افسوس که طلوع آفتاب برجام طلوع حسرتها بود برای من و امان از ای کاشها و افسوس هایی که در بارش سخن و لاف زدنها اجازه خود نمایی نیافت.

 به قلم سید سامر پوردانش /دانشجوی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

 

انتهای پیام/4120

تبلیغات تلگران زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 2 نظر
سهیلا سادات حسینی
1395/10/7 - 23:53
خسته نباشی دلاور
rateup 1
 ratedown 1
سارا
1395/11/3 - 15:00
عالی بود دلنوشته شما
rateup 0
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.