گروه: اخبار استان خبر: 65423 / تاریخ انتشار : 1395/5/17 ساعت : 10:27
یادداشت روز؛

برجام و فرجام آن

کمتر از یک سال دیگر از عمر دولت یازدهم مانده است و شخص رئیس جمهور توافق ژنو را نمادی از پیروزی بزرگ مذاکره بر منازعه می خواند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، * یادداشت ارسالی از سیدسعید حسن زاده - کمتر از یک سال دیگر از عمر دولت یازدهم مانده است و شخص رئیس جمهور توافق ژنو را نمادی از پیروزی بزرگ مناظره بر منازعه می خواند.

 

در این نوشتار قصد آن ندارم که به نقاط قوت و ضعف برجام بپردازم، بلکه سعی آن دارم که با آوردن مؤلفه هایی، به بررسی این موضوع بپردازم که چرا بر خلاف آنچه که مذاکره کنندگان هسته ای کشورمان و به طور کل، دولت یازدهم از برجام انتظار داشتند و آن را به نوعی شاه کلیدی برای حل مسائل داخلی می دانستند، این توافق تاکنون نتوانسته رضایت عموم ملت ایران را با خود به همراه داشته باشد.

 

مولفه هایی چند در این مورد دخیل هستند که در ذیل به بررسی چند مورد از آن ها خواهیم پرداخت.

 

اولین مؤلفه "زمان" است. در این باره باید گفت که دولت یازدهم در امر برجام و نتایج برخواسته از این توافق عجولانه عمل کرده و همواره در صحبت های خودشان از اثرات مفیدی که این توافق برای کشور داشته است، سخن رانده اند، اما در واقعیت این چنین نیست. بعضی از مفاد توافق ژنو که در متن آمده است، حتی به عرصه عمل نرسیده است و فقط چون قلمی است که بر صفحه کاغذ رانده شده است. بله بعضی از تحریم های هسته ای برداشته شده است، اما متاسفانه اثرات آن در ایران ملموس نیست و این خود دلایلی دارد. انتظار می رفت که بعد از برداشته شدن تحریم ها، درهای تجاری بر روی ایران باز شود و به واسطه سرمایه گذاری خارجی و ایجاد اشتغال، چرخ توسعه اقتصادی مملکت سرعت بیشتری به خود گرفته و تحولی در اقتصاد کشور را شاهد باشیم. اما چرا این چنین نشد؟ پاسخ این سوال را باید در اقتصاد سیاسی جست و جو کرد.

 

اصلی در اقتصاد سیاسی وجود دارد با عنوان" پول می ترسد". بدین معنا که در امر سرمایه گذاری، ایجاد اعتماد زمان بر است، ولی سلب این اعتماد آنی و لحظه ای است.

 

کشور آمریکا از یک طرف تحریم های هسته ای را برداشته است، اما از سوی دیگر با تهدید و تطمیع شرکت های خارجی، سرمایه گذاران و بانک های بین المللی آنها را از تعامل با ایران باز می دارد. باید به این امر واقف بود که در آمریکا فقط دموکرات ها نیستند، بلکه حزب جمهوری خواه هم در آمریکا بسیار فعال و تاثیر گذار در سیاست خارجی این کشور است. کنگره آمریکا (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) که اکثریت کرسی‌های آن در اختیار جمهوری خواهان است، از هیچ تلاشی در زمینه سنگ اندازی در روند اجرای برجام فرو گذار نمانده اند. شاهد مثال، تصویب قانونی جهت منع فروش هواپیمای بوئینگ به ایران است؛ در حالی که بر اساس تفاهم نامه همکاری که دو طرف امضا کرده بودند، قرار بود ۸۰ فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ به ایران فروخته شود. اما کنگره با تصویب قانونی این تفاهم نامه را نادیده و با تصویب طرحی، مانع اجرایی شدن آن شد. مثال های دیگری هم وجود دارد که از حوصله این نوشتار خارج است.

 

پس آمریکا با ایجاد ترس در دل بانک ها و سرمایه گذاران خارجی، در روند اعتماد آنها به ایران وقفه ایجاد می کند و اگر هم اعتمادی حاصل شود، با اهرم های گوناگونی این اعتماد را سلب و از بین خواهد برد. به همین جهت روند اعتماد بانک های بین المللی به ایران به رغم باز شدن سوئیفت طول کشیده است و این همان اصل "پول می ترسد" در اقتصاد سیاسی می باشد.

 

باید توجه داشت که "زمان" تعیین کننده خوب و یا بد بودن برجام است، نه صرفا اجرایی شدن برجام و اجرای تعهدات. پس این گذر زمان است که می تواند چهره واقعی برجام را به ما بشناساند، چنانکه گذر زمان چهره واقعی قرارداد ننگین ترکمنچای را به ما شناساند.

 

دومین مؤلفه "تاریخ" است. ایران به خوبی کردار زشت و ناپسند گذشته آمریکا را در قبال کشور های مختلف مشاهده کرده است. تاریخ آمریکا این نکته را به ما گوشزد می کند که این کشور تاکنون در هیچ حادثه ای دخالت نکرده است، مگر این که منفعت فردی خود را در آن بیابد. فریب کاری های این کشور در ترغیب عراق برای حمله به کویت، ایجاد معامله نفت در برابر سکوت با عراق و تضعیف و تحریم 13 ساله این کشور و در نهایت حمله به آن و مثال های دیگری همچون مسئله جنگ ویتنام، افغانستان و سوریه فعلی، همه و همه نشان از اتخاذ رویکردی رئالیستی با نوک تیز تهاجمی همراه با منفعت طلبی فردی می دهد که تاریخ این کشور را سیاه و پر از نیرنگ و فریب کرده است.

 

پس باید قبل از هر توافقی این مسائل را از ذهن خود دور نمی ساختیم و به راحتی حاضر به همکاری نمی شدیم. همگان دیدیم که رهبر انقلاب در روز های قبل از توافق ژنو فرمودند: "بنده با مذاکره مخالف نیستم، اما به نتیجه مذاکرات بد بینم". رهبر انقلاب به خوبی به بد عهدی های طرف آمریکایی واقف بودند و مکرر مذاکره کنندگان را نسبت به این موضوع آگاه می ساختند، اما در طول مذاکرات با آنها همکاری کردند، فقط به خاطر اینکه بار دیگر به ملت ایران و دولت بفهمانند که هیچگاه آمریکا دست از تفرقه افکنی و بد عهدی های خود برنخواهد داشت. حال شش ماه از اجرایی شدن برجام گذشته است و مدام این بد عهدی ها و کارشکنی های آمریکا برایمان روشن تر می شود.

 

"تاریخ" استاد بزرگی است که به انسان درس تجربه می دهد. اما متاسفانه دولت یازدهم با دانستن تاریخ و داشتن تجربه، وارد توافقی شدند که فقط زمان می تواند فاتحان این توافق را مشخص سازد.

 

سومین مؤلفه، ریشه ای است و آن ضدیت آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی حکومت طاغوت، تحریم های همه جانبه آمریکا علیه ایران شروع شد و تلاش هایی را برای سرنگونی این انقلاب همچون واقعه طبس انجام دادند. اما به مرور وقتی دیدند که از راه نظامی توان شکست انقلاب را ندارند، سعی کردند با گزینه های مختلفی همچون راه اندازی پروژه ایران هراسی در سطح جهانی و تشدید تحریم های یک جانبه و چند جانبه، ایران را در موضع ضعف قرار داده و این کشور را به زانو درآورند. اما بعد از گذشت سی و هفت سال از تاریخ پرشکوه انقلاب نه تنها نتوانستند خدشه ای به این انقلاب وارد سازند، بلکه روز به روز عظمت این انقلاب و قدرت تقابل آن با استکبار جهانی برای دنیا نمایان تر شد.

 

 

پس با وجود این خصومت سی و هفت ساله، آیا یک توافق می تواند، خصومت ها را نه اینکه از بین ببرد، بلکه حتی کاهش دهد؟ آیا یک توافق می تواند تحریم هایی را که سی و هفت سال ظالمانه علیه ایران اعمال شده است، از بین ببرد؟ و چندین سوال دیگر از این نمونه.

 

 

مسلم است که چنین نیست. برنامه هسته ای ایران بهانه ای برای آمریکا شد تا به وسیله آن بتواند با توافقی که خود از پیش می دانست به آن عمل نخواهد کرد، صنعت هسته ای ایران را تا حدود بسیاری متوقف سازد و البته تا حدودی هم توانست به خواسته خود برسد. آمریکایی ها می دانستند که توافق به معنای بده بستان است. یعنی در ازای دادن امتیازی، امتیازی را هم بدست آوری. آیا آن امتیازی که ما بر اساس توافق دادیم، توانستیم امتیازی در ازای آن، حتی نه برابر، بلکه آنچه که شایسته ملت ایران بود، به دست آوریم؟

 

 

به عقیده نگارنده تاکنون که این امر محقق نشده است.

در سیاست، زمانی که کشور ها اقدام به انجام توافقی می کنند، این قدرت برتر است که امتیازها را مشخص می سازد و قدرت برتر است که می تواند به واسطه قدرت خود، امتیاز بیشتری به دست آورد. ما در برابر آمریکا خواهان گرفتن امتیازی برابر نبودیم، بلکه خواهان چیزی بودیم که در مقابل کاهش حداکثری صنعت هسته ای مان، بتوانیم اقتصاد ضعیف خود را سر و سامانی ببخشیم و به واسطه آن مشکلات بوجود آمده به واسطه همین تحریم ها را حل کنیم.

 

اما متاسفانه تاکنون به صورت عینی و ملموس شاهد رفع حتی حداقلی مشکلات اقتصادی نبوده ایم.

 

پس با وجود همه این مسائل و شرح مؤلفه هایی که ذکر آن رفت، آیا می توان گفت که برجام برای ملت ایران عزت آفرین بوده است؟

پاسخ این سوال را به عهده شما خوانندگان محترم وا می گذارم.

 

اما علی(ع) می فرمایند:

"کسانی می توانند به عهد و پیمان خویش پایبند باشند که میان سخن و عملشان دوگانگی نباشد و بدانچه می گویند و وعده می دهند پایبند باشند و خود را در گرو سخن و وعده خویش بدانند".

 

 

*سید سعید حسن زاده

کارشناس ارشد روابط بین الملل

 

 

 

 

تبلیغات تلگران زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 3 نظر
علی کیوانی
1395/5/17 - 14:03
تحلیل بسیار به جایی بود آقای حسن زاده واقعا هم باید در عزت آقرین بودن برجام شک و تردید داشت
rateup 1
 ratedown 0
ناشناس
1395/5/18 - 12:31
ما دیگه از برجام هیچ انتظاری نداریم زمان تا بخواد اثرات اینو نشون بده، ما عمر خودمون رو کردیم رفته. من به شخصه هیچ امیدی ندارم همون مورد سوم که گفتی، دیگه تا تهش رو خوندیم
rateup 1
 ratedown 0
ناشناس
1395/5/21 - 11:14
چه عزتی؟ من شهروند میگم عزتی نداشته و‌مستقیما سرکاریم
rateup 1
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.