گروه: اخبار استان خبر: 43354 / تاریخ انتشار : 1394/10/22 ساعت : 23:00

سیری بر اندیشه و حیات ابوسعید ابوالخیر

«ابوسعید ابوالخیر» از عارفان برجسته زبان و ادبیات فارسی و نخستین فردی است که اندیشه های عرفانی خویش را در قالب شعر رباعی مطرح کرد و با جهان بینی کامل، پیشگام عرفان عملی در ادبیات فارسی شد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ،ابوسعید فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم مشهور به «ابوسعید ابوالخیر» از بزرگان بنام سده های چهارم و پنجم هجری قمری محسوب می شود که با عرفان و شعر پیوندی عمیق دارد.
وی در 357 هجری قمری در ناحیه ای میان «ابیورد» و «سرخس» به نام «میهنه» دیده به جهان گشود. پدر او به دلیل علاقه فراوان به عرفان در مجلس های عارفان حضور می یافت و از همان نخست، فرزند خویش را با خود به این مکان ها می برد.
این عوامل سبب شد تا ابوسعید ابوالخیر در کنار آموختن فقه و حدیث به شناخت حقیقت و عرفان علاقه پیدا کند و در این مسیر از راهنمایی عارفانی برجسته همچون «ابوالقاسم بشر یاسین، ابوالفضل سرخسی، لقمان سرخسی، شیخ ابوالعباس قصاب» و ... بهره مند شود. او با تلاش و کوشش فراوان توانست مقام مرشدی یا همان شیخ را از آن خود کند و اینگونه با برگزاری مجلس هایی درباره عرفان و داشتن شاگردانی بسیار، از عارفان بنام زمانه خویش شد.
وی اصطلاح هایی همچون سماع، شور و وجد را وارد ادبیات عرفانی کرد و آن را در میان شاگردان خویش گسترش داد. این شاعر برای بیان هدف خود از شعر و رباعیات مختلف بهره جست.
این عارف از تعصب دوری می کرد و به تمامی افراد، بدون در نظر گرفتن دین و آیین آنها احترام می گذاشت و بر این باور بود که عرفان و تصوف باید تجربه شود و در قالب گفتن و وصف کردن نمی گنجد. عرفان ابوسعید ابوالخیر آمیخته با شعر بود. از این عارف برجسته مجموعه رباعی هایی باقی مانده است که در آن، اندیشه های خود را به شاگردان خویش می آموزد.
اندیشه های ابوسعید ابوالخیر سبب شد تا با دشمنان و مخالفان بسیاری رو به رو شود اما او با منش خویش با آنها برخورد کرد و این امر سرانجام موجب شد تا آنان از مخالفت دست بردارند.
اندیشه های تاثیر گذار وی سبب شد تا کتاب هایی برپایه سخنان این عارف نوشته شود که از آن میان می توان به «اسرار توحید فی مقامات شیخ ابی سعید نوشته محمدبن منور، رساله حالات و سخنان شیخ ابوسعید و سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر» اشاره کرد.
سرانجام ابوسعید ابوالخیر در 440 هجری قمری در زادگاه خویش دیده از جهان فروبست و به دیار حق شتافت. اینک با آن که سده ها از درگذشت این عارف برجسته می گذرد اما اثرهای جاودان وی همچنان رهگشای علاقمندان به زهد و عرفان است.
«سهیلا موسوی سیرجانی» دانشیار و رییس مرکز مطالعات ادبیات فارسی و تحقیقات عرفانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در گفت و گو با پژوهشگر گروه اطلاع رسانی به مناسبت سالروز درگذشت ابوسعید ابوالخیر، گفت: شکل گیری و نگارش نخستین دوره عرفان به آغاز سده یکم تا پایان سده پنجم هجری باز می گردد؛ این امر دارای سه مرحله است. نخستین گام شکل گیری تصوف است که این مرحله به ویژه در سده دوم هجری به صورت ساده، بدون تکلف، پیچیدگی و زاهدانه برشمرده می شد. از جمله عارفان بنام این هنگامه می توان به «ابوهاشم کوفی و ابراهیم ادهم» اشاره کرد. مرحله دوم را بخش پختگی و کمال است، از سده سوم تا نیمه نخست سده چهارم هجری، مرحله دوم تصوف و عرفان محسوب می شود. در این هنگامه مشایخ بسیار بزرگی در مصر، خراسان، بغداد و شام حضور داشتند؛ ابوسعید خراز یکی از آنان به شمار می رود که به تبیین تصوف و عرفان می پرداخت. در سده سوم هجری تصوف گسترش پیدا کرد و از آداب ساده در مرحله نخست به محبت و خدمت به مردم، روی آورد و واقعیت های سلوک و ظواهر گوناگون در طریقت(سلوک عارفانه) پیدا شد و ابعاد دینی در آن محکم و استوار شکل گرفت.
رییس مرکز مطالعات ادبیات فارسی و تحقیقات عرفانی دانشگاه آزاد اسلامی، مرحله سوم تصوف و عرفان را بخش تثبیت عنوان کرد و اظهار داشت: این مرحله نیمه دوم سده چهارم و تمامی سده پنجم را شامل می شود. «ابوسعید ابوالخیر، ابوالقاسم قشیری، علی بن عثمان هجویری، عبدالرحمن محمد سلمی و خواجه عبدالله انصاری» از مشایخ و بزرگان این دوره به شمار می روند که با نگارش کتاب هایی در زمینه عرفان و تصوف بسیار مشهور شدند. در سده چهارم هجری تصوف بیش از پیش رونق یافت و این پیشرفت سبب شد تا بزرگان بسیاری وارد عرصه عرفان و تصوف شوند که تعدادی از آنها در سده پنجم نیز حضور داشتند. در این زمان تصوف و عرفان گسترش بسیاری یافت، اما برخلاف سده چهارم که موضوع های فلسفی و کلامی بسیار رونق داشت. در این سده، این موضوع ها به نسبت تصوف رونق خود را از دست می دهند. علت نیز این است که عرفان در برابر فلسفه و کلام به وسیله عارفان نامداری چون «ابوالحسن خرقانی، باباطاهر همدانی، ابوالقاسم قشیری و خواجه عبدالله انصاری» بسیار گسترده می شود.
موسوی سیرجانی درباره اندیشه های محوری ابوسعید ابوالخیر، تصریح کرد: هنگامی که از اندیشه های محوری فردی، سخن به میان می آید، باید بررسی کرد، آن فرد در چه محیطی پرورش یافته است و چه افرادی در شکل گیری اندیشه او تاثیرگذار بوده اند. ابوسعید ابوالخیر، پدری مومن و دین دار داشت و از روابط بسیار دوستانه با مشایخ مشهور زمان خود از جمله «ابوالقاسم بشر یاسین» برخوردار بود. پدر این عارف همواره تلاش می کرد تا تمامی علوم زمانه خویش را با فرستادن وی نزد استادانی توامند آموزش دهد. بنابراین ابوسعید ابوالخیر از همان نخست خواندن قرآن، ادب و درس های مقدماتی را فرا گرفت. وی در دوره نوجوانی از عرفان بسیاری تاثیر پذیرفت و این امر به دلیل اثرگذاری پدر بر اندیشه های فرزند است.
وی در ادامه افزود: پدر ابوسعید ابوالخیر برای کامل کردن دانش فرزند خویش، او را به مرو فرستاد. این عارف وارسته در این دیار به مدت 10 سال فقه و حدیث را نزد استادانی نامی آموخت. دوره دوم زندگی وی از 30 سالگی آغاز شد، محور فکری عرفان این شاعر بسیار پربار است، زیرا از فقیهی چون «ابوالفضل سرخسی» تاثیر بسیاری پذیرفت، این فقیه بزرگ، او را به مقام معامله فراخواند. معامله در واژه به معنای داد و ستد است اما اصطلاحی عرفانی به شمار می رود که در دوره ابوسعید ابوالخیر به خوبی فراگیر شد و به معنای عمل است.
این استاد ادبیات یاد آور شد: عمل عارف دارای سه بُعد است که بخش نخست آن شامل عمل با خود، بُعد دیگر با خلق خدا و بخش سوم با حق را شامل می شود. ابوالفضل سرخسی، ابوسعید ابوالخیر را به صورت کامل متوجه حق کرد و وی را به خودسازی و تذهیب نفس(پاک کردن نفس) رهنمون ساخت. بنابراین وی دوباره به زادگاه خود بازگشت و در آنجا به جهاد با نفس خود پرداخت تا با تهذیب به مرحله کمال برسد. در این مرحله او هنوز در بخش خودسازی قرار دارد و پیر یا مراد(شیخ یا مرشد) نشده است.
رییس مرکز مطالعات ادبیات فارسی و تحقیقات عرفانی دانشگاه آزاد اسلامی؛ درباره سپری کردن مرحله های عرفان به وسیله ابوسعید ابوالخیر، بیان کرد: او برای کامل کردن این مرحله، گاهی به سرخس نزد ابوالفضل سرخسی می رفت و به تزکیه نفس می پرداخت، پس از مدتی استاد، به وی گفت تا نزد «ابوعبدالرحمن سلمی» عارفی بزرگ در نیشابور رود. بعد از مدتی که به پیشگاه ابوالفضل سرخسی بازگشت، استاد وی به او گفت که از این پس می تواند به ارشاد مردم بپردازد. اما وی هنوز خود را شایسته این مقام نمی پنداشت، بنابراین به مدت هفت سال ریاضت(رنج) می کشد و به تذهیب نفس می پردازد.
موسوی سیرجانی تحول سوم زندگی ابوسعید ابوالخیر را از 40 سالگی وی دانست و اظهار داشت: او در این هنگامه از زادگاه خویش به آمل رفت و بسیار از وجود «ابوالعباس قصاب آملی» تاثیر پذیرفت. عرفان وی همواره هماهنگ با واقعیت های زندگی بوده است، عرفان به بُعدهای نظری و عملی تقسیم می شود که ابوسعید ابوالخیر در بخش نظری صاحب سبک است، بدان معنا که تمامی فعالیت ها و سخنان وی برپایه تهذیب نفس، قرآن و حدیث محسوب می شود. این اندیشمند، عرفانی واقعی را بیان می کند که با تمامی واقعیت های زندگی وی هماهنگی داشته است.
رییس مرکز مطالعات ادبیات فارسی و تحقیقات عرفانی دانشگاه آزاد اسلامی، تصریح کرد: وی در 50 سالگی به نیشابور رفت و در آن دیار، «ابوالقاسم قشیری» از عارفان بزرگ آن دوره، با اندیشه های وی به مخالفت پرداخت و مریدان خود را از حضور در مجلس درس وی منع کرد اما 70 تن از آنان به مدت یک سال از کلاس های درس او بهره بردند و پس از آن شیخ خود را قانع کردند که در مجلس ابوسعید ابوالخیر حضور یابد، این امر سبب شد تا نوعی دوستی عمیق میان این دو تن ایجاد شود.
موسوی سیرجانی درباره سبک اثرهای ابوسعید ابوالخیر، گفت: آثار وی به دو صورت نثر و شعر بوده است. در سده ششم هجری بسیاری عنوان کردند که او شاعر است و اینکه او را می توان استاد دیرین شعر صوفیانه و مبتکر رباعی دانست. ابوسعید ابوالخیر شاعری محسوب می شود که تنها در قالب رباعی شعر سروده است. این عارف نامی، سردمدار شعر صوفیانه در قالب رباعی به شمار می رود و نخستین فردی است که عرفان را در این قالب شعری وارد می کند.
این استاد ادبیات در ادامه افزود: محتوای شعرهای وی بیشتر درباره عرفان بوده و برای نخستین بار در شعرهای او کنایه و اشاره های عارفانه به کار رفته است. تشبیه هایی که «رودکی سمرقندی» و «عنصری بلخی» درباره عشق های زمینی و جسمانی عنوان کرده اند، در آثار ابوسعید ابوالخیر به عشق الهی تبدیل شده است و این امر یکی از ویژگی های برجسته اثرهای او به شمار می رود.
وی، «اسرار التوحید فی مقامات» شیخ ابوسعید را از دو دیدگاه بررسی کرد و بیان داشت: ارزش این اثر از نظر عرفانی و ادبی محسوب می شود. ارزش عرفانی کتاب به این دلیل است که پیش از هر چیری اثری ارزشمند در زمینه تاریخ و اجتماع است و تاریخ تصوف ایران را در بر دارد و به این دلیل، منبعی قابل اعتماد است. از نظر ارزش ادبی نیز گسترش واژگان در این اثر فراوان وجود دارد، نقد یا بلاغت(سخنانی شیوا) و ساختارهای نحوی به خوبی به کار برده شده و روش های داستان پردازی آن بی نظیر است.
رییس مرکز مطالعات ادبیات فارسی و تحقیقات عرفانی دانشگاه آزاد اسلامی در پایان در میان کتاب های عرفانی، آثار ابوسعید ابو الخیر را از آثار برجسته عرفانی دانست و افزود: او در زمینه عرفان از تمامی هم عصران خود بالاتر برشمرده می شود، زیرا آثار وی نمونه کامل یک عرفان عملی(ورود به تزکیه و تهذیب نفس برای رسیدن به کمال انسان) در تاریخ ادبیات فارسی است.
*گروه اطلاع رسانی (فاطمه مهدوی)

انتهای پیام/200

تبلیغات تلگران زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.