گروه: اخبار استان خبر: 165880 / تاریخ انتشار : 1399/9/1 ساعت : 15:21
یادداشت؛

مرگ آمریکا، یک مرگ تدریجی است/ نقاط قوت هژمونی آمریکا در مسیر افول

نقاط قوت هژمون آمریکا با ضعف مواجه شده و در مسیر افول قرار گرفته است. در این مقطع باید نظام اسلامی از فرصت‌های ایجاد شده در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ، مصطفی مثنوی  در یادداشتی نوشت-در یک نگاه اجمالی مهمترین تفاوت چالش های دیروز و امروز دو جبهه  انقلاب و استکبار جهانی در حوزه دفاع ملی که در بیانیه گام دوم انقلاب به خوبی مورد توجه و تاکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است ، از این قرار است :

  1. 13 ) چالش در عمق نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی ایران در جهان

مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب ، در این باره می فرمایند :

" ... اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمال بیگانه یا تعطیلی سفارت  رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه ی جاسوس بود ، امروز چالش بر سر حضور ایران مقتدر در مرزهای رزیم صهیونیستی  و بر چیده شدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته ی حزب الله و مقاومت در سراسر این منطقه است . " (1)

  1. 13 ) چالش در توان نظامی و قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران

 مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب ، در این خصوص می فرمایند :

" ... اگر آن روز ، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود ، امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته ی ایرانی به نیروهای مقاومت است . "

  1. 13 ) چالش در مهار جمهوری اسلامی ایران

(1) بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اجلاس جهانی زنان و بیداری اسلامی ، 21/04/1391 : " ما به توفیق الهی، در کنار ملت فلسطین ایستادیم، در کنار ملتهای انقلاب کرده ی مسلمان ایستادیم، در کنار مردم مظلوم بحرین ایستادیم، در کنار همه ی کسانی که در مواجهه ی با آمریکا و صهیونیسم قرار دارند، ما ایستادیم و از آنها دفاع میکنیم و در این مورد از هیچ کس و هیچ قدرتی ملاحظه نمی کنیم ."

بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملت ایران فائق آید ، امروز برای مقابله ی سیاسی وامنیتی با جمهوری اسلامی ، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از ده ها دولت معاند یا مرعوب می بیند و البته باز هم در رویارویی ، شکست می خورد . "

14- از دست دادن مدیریت بحران

گزارش های مراکز راهبردی و مطالعاتی آمریکا نشان داد که اوضاع منطقه از کنترل کاخ سفید خارج شده و آمریکا به تنهایی قادر به حل مشکلات ناشی از تغییرات در خاورمیانه نیست. هر چند در سال های گذشته برای برون رفت از این وضعیت، نخست یک جانبه گرایی در تحولات عراق و مسأله هسته ای ایران و سایر بحران های منطقه ای از جمله سوریه و لبنان را کنار گذاشت و به کشورهایی چون فرانسه و آلمان متوسل شد و یا در افغانستان با عقب نشینی از مناطق جنوبی و شمالی جای خود را به نیروهای ناتو بخشید؛ در برخورد با روسیه فرانسه را با خود همراه ساخت و در خلع سلاح حزب الله لبنان از دخالت مستقیم پرهیز کرد، رویداد اخیر که به انحلال کابینه «حریری» در لبنان انجامید، نشان داده شد تمامی این سیاست ها، نتوانسته مدیریت بحران را به کاخ سفید بازگرداند؛ همان گونه که در سال های گذشته گزارش 142 صفحه ای بیکر ـ همیلتون قاطعانه اعلام کرد در صورتی آمریکا می تواند بحران خاورمیانه را مدیریت کند که به کشورهای ایران و سوریه متوسل شود.

15- شکل گیری خاورمیانه اسلامی

همه تلاش آمریکا از هجوم سخت افزاری و نرم افزاری به خاورمیانه تغییر فرهنگ سیاسی منطقه و حاکم کردن لیبرال دمکراسی بود، ولی اینک اسلام به عنوان ایدئولوژی مطرح در خارومیانه قدرت را در دست گرفته است. ناسیونالیسم غربی و لیبرال دمکراسی هیچ جایگاهی در جوامع اسلامی خاورمیانه نخواهد داشت، همان گونه که «گراهام فولر» در مقاله «آینده اسلام سیاسی» نوشت  : « اسلام تنها آلترناتیو منطقه است و سیاست های غرب و آمریکا مانع از روند رو به پیشرفت آن نخواهد شد، بلکه سیاست های خاورمیانه ای بوش موجب تسریع و شتاب آن نیز گردید. » روند تحولات منطقه، نشان از فرآیند رو به رشد اسلام گرایان است که غرب گرایان را به کناری می زنند.

16-  آمار تکان دهنده وضعیت دختران آمریکا

در حالی که مسأله‌ عفاف و حجاب دختران و زنان مسلمان، به ویژه در جمهوری اسلامی ایران به یکی از معضلات اصلی، سیاسی و به دنبال آن از اهداف اصلی حمله‌ها و تهاجم‌های فرهنگی لشکریان جنگ نرم آمریکا تبدیل شده و مقام‌های سیاسی آمریکا به رغم غوطه‌وری در مرداب مشکلات اقتصادی و انزوای سیاسی خود، دایم نگرانی خود را از وضعیت دختران و زنان در ایران اسلامی اعلام می‌کنند، وضعیت دختران و نوجوانان آمریکایی، در ابعاد متفاوت روحی، روانی، ناامیدی، ناامنی ... و به ویژه در مسایل جنسی، بسیار اسف‌بار است! بنا بر آمار رسمی گزارش شده ، نزدیک به نیمی (46٪) از کل دختران بین 15 تا 19 ساله‌ آمریکایی، دارای سابقه‌ی روابط جنسی هستند و این در حالی است که قوانین ازدواج در اسلام برای زیر هجده سال را با شعار «کودک آزاری» مورد تنقید قرار می‌دهند! و حال آن که بدیهی است با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و ... ، حتی اگر فرهنگ ازدواج در سنین نوجوانی در ایران همگانی شود، باز ممکن نیست که نیمی از دختران 15 تا 19 ساله ازدواج کنند. در میان دختران 15 ساله‌ و مجرد آمریکایی، فقط 13٪ رابطه‌ جنسی را تجربه نکرده‌اند ! یعنی 87٪ آنان بدون ازدواج از سابقه رابطه‌ی جنسی برخوردارند و تا سن 19 سالگی فقط از هر 10 نفر، 3 نفر فاقد چنین رابطه‌ای هستند! و البته این رقم طبق گزارشات رسمی است که همیشه کمتر از واقعیت بیرونی است. حداکثر سن تجربه‌ رابطه‌ جنسی دختران آمریکایی، 17 سالگی است، در حالی که حداقل سن ازدواج آن‌ها 20 سالگی است و این بدان معناست که این عده در معرض حاملگی‌های زودرس و ابتلا به بیماری‌های مقاربتی که شاید یک دهه به طول انجامد هستند.

بنا بر آمار رسمی در سال 2006 تعداد 420.200 سقط جنین توسط مادران 15 تا 19 ساله به ثبت رسیده است و سن به پایان رساندن دوران بارداری زنان 15 تا 19 ساله در این سال به 27٪ تنزل پیدا کرده است. با توجه به این که از هر 10 نوجوان فقط 6 نفر به هنگام سقط جنین با بزرگتر خود مشورت کرده و تحت نظر آن‌ها نوزاد خود را سقط می‌کنند، دولت آمریکا تصمیم دارد تا پایان سال 2010 حضور و همراهی یکی از والدین برای سقط جنین را در 38 ایالت اجباری کند.

17- هماهنگ نبودن هنر و سیاست‌های آمریکا

هنر و سیاست‌های واشنگتن، همیشه با هم هماهنگ نیستند. حتی در اوج موفقیت سیاست فرهنگی آمریکا در سال‌های دهه 1950(م)، تلاش‌های این دولت برای ترویج هنر آمریکایی در خارج از کشور گرفتار بحث‌های داخلی شده است.

بنا بر اظهارات «مایکل ال.کرن» نویسنده کتاب «ریزش پناهگاه‌های روح بشری: هنر آمریکایی و جنگ سرد» وزارت امور خارجه تورهای بین‌المللی دو نمایشگاه را به خاطر اتهام به کمونیستی بودن برخی از هنرمندان و یا داشتن تفکرات کمونیستی، لغو کرده است.

یکی از این هنرمندان «جودی ورتین»، متولد آرژانتین و ساکن بروکلین است، وی پس از خلق یک اثر هنری در سال 2005 در مکزیک، مورد تهدید گروه‌های ضد مهاجرت قرار گرفت، وی در اثرش کفش‌های کتانی کشیده بود و آن‌ها را به مردم ساکن تیجانوی مکزیک، تعمیم داده بود که قصد عبور از مرزها به سمت ایالات متحده را داشتند. هر خانواده مجهز به قطب‌نما، چراغ قوه، مسکن‌های آرام‌بخش و کفش‌هایی بودند که نقشه ناحیه‌های مرزی روی کف آن حک شده بود، به باور خانم ورتین، نیروی هوشمند یک ایده فوق‌العاده است.

وی افزود: «به نظر من برای هنرمندان آمریکایی بسیار مهم است که به خارج از کشور سفر کنند تا عقیده متفاوتی نسبت به دنیا کسب کنند، این به واقع یک امر حیاتی است. »

« پاول فیفر»، هنرمند دیگری که در خارج از کشور روی آثارش کار می‌کند، معتقد است این تصور قابل تغییر است ولی به شرط این که این هنرمندان از آزادی کافی برخوردار باشند.وی ادامه داد: «بهترین آثار هنری نباید ضرورتاً به شیوه‌ای طراحی شوند که آقایان در وزارت امور خارجه تصور می‌کنند.»

فیفر با اشاره به تجربه کاری خود در خارج از کشور یادآور شد: «متقاعد کردن افرادی که برای خود کار می‌کنند و نه برای دولت آمریکا خالی از اهمیت نیست، همان‌ گونه که «فولرایت» در فیلیپین بارها و بارها به مردم گفته است که مقام رسمی دولت آمریکا نیست و تنها برای مردم کار می‌کند تا بتوانند به صداقت واقعی و گفت‌وگوهای دوجانبه اعتماد کنند. »

18- انحطاط فرهنگی

فرهنگ آمریکا بی‌هیچ متولی درگیر و دار شناخت بین واقعیت و خیال محکوم به مرگ است. چرا که به گفته یک نویسنده آمریکایی، توان شناخت واقعیت از خیال را از دست داده است. بر این مبنا فرهنگ آمریکایی نیازمند کنش‌گرانی است که آن را از وضعیت کودکی محتوم خویش خارج سازند. وضعیتی که شایعه‌های خاله زنکی و پوچ، به جای اخبار و اطلاعات به خورد مردم داده می‌شود. فرهنگ فرو رفتن در توهم و خیال و هم‌چنین فرهنگ سلبریتی که در اطراف آن رشد و نمو کرده، دست به دست هم داده اند و پوچی وحشتناکی نصیب جامعه کرده اند؛ این گونه است که اکنون فرهنگ آمریکا از یک فرهنگ تولیدی به یک فرهنگ مصرفی تبدیل شده است. در واقع خصلت «صنعتی شدن» به فرد فرد جامعه آمریکایی نیز تعمیم داده شده است. در این فرآیند حتی فساد به مختصات تجارت آمیخته می شود و سکس به یک مزیت اقتصادی بدل می شود. تولیدکنندگان محصولات پورنو هم می دانند که سن مشتریانشان به طور فزاینده ای در حال کاهش است، امّا سود و تجارت است که این فرآیند تولید را توجیه می کند.

ایالات متحده همانند بسیاری دیگر از معضلات فرهنگی، در آمارهای مربوط به مصرف مواد مخدر هم در جهان پیشتاز است. آمریکا بیشترین میزان مصرف کوکائین و بالاترین میزان سوءمصرف مواد مخدر در جهان را داراست؛ اوردوزی که فقط سالانه ۷۲ هزار کشته روی دست ایالات متحده می‌گذارد. شاید اگر ایالات متحده به جای میلیون‌ها دلار هزینه در غرب آسیا، افزایش سالانه بودجه دفاعی و کمک به رژیم صهیونیستی به معضلات فرهنگی و اجتماعی جامعه‌ی خودش می‌پرداخت، امروز با این حجم از بحران فرهنگی و اخلاقی روبه‌رو نبود . (1)

19- افزایش فساد در آمریکا

هر سال در آمریکا سیزده هزار فیلم پورنو تولید می شود. برپایه گزارش (Internet filter review) عایدی جهانی پورنو شامل اتاق های پخش فیلم در هتل ها، کلوب های سکس و صنعت رو به گسترش سکس الکترونیک، 97 میلیارد دلار در سال 2006 بوده است. این عایدی، با درآمد شرکت های پیش‌رو در امر فن آوری مثل «مایکروسافت»، «گوگل»، «آمازون»، «ای بی»، «یاهو»، «اپل»، «نت فلیکس» و «ارث لینک» برابری می کند . فروش سالانه در آمریکا نزدیک 10 میلیارد دلار یا حتی بالاتر تخمین زده می شود.

هیچ ارگان یا نهادی در امر کنترل و مونیتورینگ صنعت پورنو وجود ندارد . برای نمونه، «جنرال موتورز » صاحب (Direct TV) است که هر ماه 40 میلیون تصویر پورنو روانه خانه آمریکایی ها می کند .  (At& T Broadband) و (Comcast Cable) هم اکنون به خاطر وجود «شبکه داغ» (سکسی) سرویس‌های سرگرمی و سرویس (pay per view) مخصوص بزرگ‌سالان، بزرگترین شرکت خدمات دهی پورنو در آمریکاست . این دو به تنهایی نزدیک به 80 درصد دلارهای صرف شده توسط کاربران و مصرفت کنندگان صنعت پورنو را پارو می کنند.

به گزارش «ایونا»، بنابر تحقیقاتی که وزارت دادگستری آمریکا درباره روسپی گری، فساد و فحشا انجام داده، دریافته است که این عمل تجارتی رایج و پرسود است که درآمد و سرمایه آن به 8 میلیارد دلار می رسد و با دیگر سازمان های تبه کاری در ارتباط می باشد. این تجارت اشکال گوناگونی را در بر می گیرد

از چاپ کتاب های مستهجن گرفته تا مجلات، نوارهای ویدیویی، شبکه‌های ماهواره ای و اینترنت.

بنا بر آمار سازمان اطلاعات آمریکا (FBI) روسپی گری سومین درآمد سازمان های تبهکاری بعد از قاچاق مواد مخدر و قمار است و تقریباً به وسیله مجلات و فیلم های مستهجن 85% این درآمد را کسب می کنند.  در عصر کنونی، دست کم 900 سینما مختص به فیلم‌های مستهجن در آمریکا دایر است و بیش از 1500 کتاب‌فروشی، کلوپ فیلم‌ها و مجلات مبتذل را خرید و فروش می کنند و این تعداد حتی سه برابر غذاخوری های معروف مکدونالد است. مشخص است که آمریکا رتبه اول را در ساخت و تولید موارد فساد و فحشا به خود اختصاص داده است. این ها تنها بخشی از واقعیات کشور آ مریکاست . آمار مورد تایید موسسات رسمی آمریکا در سالهای اخیر گویای شواهد دیگری است مه مراتب فاجعه آمیزتر از این است .

یکی از مصادیق گسترش فساد در آمریکا که مورد توجه مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان بود ، وجود آار 40 درصدی ولادت های نامشروع در آمریکاست . طبق برآورد ورد فامیلی‌مپ، ۴۰ درصد تولدها در آمریکا خارج از ازدواج هستند. یعنی به احتمال زیاد یک نفر از هر دونفری که در خیابان‌های آمریکا در کنار شماست حرام زاده است. این آمار همچنین در کانادا ۳۳، در فرانسه ۵۷، در آلمان ۳۵، در انگلیس ۴۸ و در سوئد ۵۵ درصد است. به راستی که واژه‌ی تمدن حرام زاده مناسب تمدن غرب است . (1)

20- کاهش و افول قدرت نرم آمریکا

عملکرد آمریکا در سال های اخیر و به ویژه پس از جنگ در افغانستان و عراق موجب کاهش محبوبیت آمریکا در منطقه شد. همچنین افشا شدن شکنجه های غیرانسانی سربازان آمریکایی در گوانتانامو، ابوغریب در عراق و بعدها در افغانستان موج انتقادات علیه آمریکا را حوزه ای گسترده بخشید، به گونه ای که موجبات کاهش قدرت نرم آن را در جهان اسلام و حتی غرب ایجاد کرد.  مؤسسه مطالعاتی «رند» آمریکا در تحلیلی نوشت: «آمریکا به نوعی به طرفی حرکت کرده که به نظر می رسد، بیشتر شیعیان و سنی‌ها، اکثر اعراب و اکثر فارس ها، آمریکا را دشمن خود تلقی می کنند؛ در واقع، یکی از مواردی که طرف‌های درگیر در آن مشترک هستند، مخالفت آن ها با آمریکاست. « «جیمز دابینز» از مقام های پیشین وزارت امور خارجه آمریکا و نویسنده این تحلیل، خاطرنشان می کند: « نیروهای آمریکایی در عراق از سوی آشوبگران سنی، بعثی های سابق و اعضای القاعده مورد هدف قرار می گیرند و هیچ نشانه ای از این نیست که دشمنی آن‌ها با آمریکا در حال فروکش کردن است . »

21- وجود ۴۱ میلیون آمریکایی گرسنه بنا به گزارش وزارت کشاورزی آمریکا

بنا بر گزارش وزارت کشاورزی آمریکا، ۱۲.۳ درصد از خانواده‌های آمریکایی از گرسنگی رنج می‌برند. این یعنی بین ۴۰ تا ۴۱ میلیون آمریکایی. جامعه‌ای که یک درصدی هایش روز به روز در منهتن ثروتمندتر می‌شوند و ده‌ها میلیون هم محکوم به رنج بردن از گرسنگی مفرط هستند. البته اگر فقط از گرسنگی مفرط بگذریم، طبق گزارش سی‌ان‌ان، ۴۳ درصد خانواده‌های آمریکایی قادر به تأمین هزینه‌های ابتدایی مثل اجاره و غذا نیستند. آری، این کپیتالیسم است. کپیتالیسمی که شکاف طبقاتی در آمریکا را به بالاترین حد خود رسانده است! (2)

(2) همان

22- وجود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار زندانی در آمریکا

ایالات متحده آمریکا نزدیک به ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار زندانی را در خود جای داده است. زندانیانی که بسیاری از آنها به خاطر مشکلات اقتصادی یا فرهنگ ویران آمریکایی پشت میله‌های زندان هستند. برای مثال فقط یک پنجم زندانیان آمریکایی به خاطر جرایم مرتبط با مواد مخدر در زندان هستند. یا آمار تکان‌دهنده‌ای که نشان می‌دهد که فقط یک سوم زندانیان زن جهان متعلق به آمریکا است. واقعاً اغراق نیست اگر ایالات متحده را اتوپیای زندانیان جهان بنامیم .(1)

23- 31 درصد تیراندازی‌های جمعی در آمریکا

۳۱ درصدی تیراندازی‌های جمعی در آمریکا به وقوع می‌پیوندد. در بازه زمانی ۱۹۶۶ تا ۲۰۱۲، ۲۹۰ تیراندازی جمعی در سراسر جهان به وقوع پیوسته است که ۹۰ تیراندازی جمعی سهم آمریکا از این میزان است. یعنی نزدیک به یک سوم تمام تیراندازی‌های جمعی در جهان! این رفتاری گانگستری همچنین سالانه موجب کشته شدن نزدیک به ۴۰ هزار آمریکایی به خاطر اسلحه نیز می‌شود. رفتاری که بی‌شک خروجی و ماحصل ایدئولوژی مدرن است. (2)

بدین ترتیب، به استناد دلایل ارائه شده درفوق و دلایل متعدد دیگر که از حوصله این تحقیق خارج است ، در ارتباطی تنگاتنگ، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و جامعه آمریکا را درمی نوردد تا این‌گونه این درگاه بسته شود. فروپاشی آمریکا حتمی است، زمانش را نمی دانیم، ولی چرخه صعود و نزول تمدن ها و شواهد، نشان از مرگ آمریکا دارد ؛ یک مرگ تدریجی !

 

راهبردهای مواجهه با فروپاشی هژمونی آمریکا

حال ، سئوال اساسی این است که آیا سیاست‌های غیرمتعارف دونالد ترامپ می‌تواند جایگاه هژمونیک آمریکا را تقویت کند یا موجب افول هژمونی این کشور خواهد شد؟(3) از طرفی ، راهبرد جمهوری اسلامی در مقابل آن چه خواهد بود ؟ برای پاسخ به این سئوال نکات زیر قابل توجه است :  

۱-   قدرت هژمونیک آمریکا همواره در تعامل و همکاری با دیگر قدرت‌های جهانی و به‌خصوص متحدین خود در اروپا و پایبندی به مقررات بین‌المللی شکل گرفته است. در واقع یکی از نقاط قوت هژمونی آمریکا، حضور فعال در عرصه بین‌الملل و همکاری با دیگر بازیگران جهانی است. امروز خروج آمریکا از پیمان‌های بین‌المللی نظیر پیمان حفظ محیط زیست و سازمان علمی فرهنگی یونسکو در کنار خروج از برجام و انتقال سفارت خود به بیت‌المقدس که مصداق عدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی است، باعث شده تا کشورهای

اروپائی بر مخالفت با استیلای آمریکا اصرار ورزند. تعاملات درونی کشورهای اروپائی با یکدیگر و هم‌چنین با قدرت‌های غیراروپایی و هم‌چنین موضع‌گیری‌های قوی و اقدامات متقابل اروپا علیه سیاست‌های  خودمحورانه ترامپ، نشانه‌های بارز مقاومت در برابر هژمونی آمریکاست. بر اساس تاکیدات مقام معظم رهبری ، نقش آفرینی فعالانه ایران در عرصه های بین المللی و با بهره گیری از روح بیانیه گام دوم انقلاب و مبتنی بر سه اصل محوری عزت ، حکمت و مصلحت ، یک راهبرد مهم و اساسی است . بررسی عملکرد دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در قبال جامعه جهانی. خط مشی و استراتژی ها، تبیین مولفه های عزت ملی در روابط بین المللی ، فهم و توضیح میزان پیشرفت نظام اسلامی در حوزه قدرت بین المللی از طریق بررسی و مقایسه  چالش هایی که در سال های اول انقلاب در سطح بین الملل داشته با چالش های امروز و ... از مهمترین اقدامات در این حوزه است .

۲ - نقش تجارت آزاد در شکل‌گیری هژمونی آمریکا، دومین نقطه قوت دولت‌های آمریکایی تلقی می‌شود. اما امروز دولت ترامپ قوانین تجارت آزاد را نادیده گرفته و وارد یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی با متحدین غربی خود شده و سلطه بر منابع اقتصادی و وضع تعرفه‌های سنگین بر واردات را نه فقط برای تضعیف کشورهای رقیب مانند چین، ژاپن وروسیه بلکه علیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا ضروری دانسته و متحدان قبلی را در مقابل خود قرار داده است. با این وصف، حفظ قدرت هژمونیک آمریکا با عدم پایبندی این کشور در تعهد عملی به تجارت آزاد در تضاد است و متحدان قبلی ایالات متحده در نظام سرمایه‌داری جهانی، سعی در مهار یا شکست هژمونی اقتصادی آمریکا دارند.  توسعه تحریم های شکننده و اقدامات مختلف قبل و بعد از برجام و پسا برجام در نیل به این هدف کلی است . مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب به راهبردهای مقابله و بلکه تهاجمی این موضوع مهم – یعنی مسله اقتصاد – اشاره فرموده اند .

در بیانیه گام دوم انقلاب ، مقام معظم رهبری معتقد هستند که بسیاری از فرصت های کشور اعم از ظرفیت های مادی و معنوی ، که کم نظیر است ، مورد غفلت دست اندرکاران قرار گرفته و تاکنون بی استفاده یا کم استفاده مانده است . در این خصوص در بیانیه مکرراً بیان می فرمایند : " ... گفته شده است که ایران  از نظر ظرفیت های استفاده نشده طبیعی و انسانی در رتبه اول جهان است ... "

معظم له در این بیانیه مهمترین این ظرفیت ها را نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیر بنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی  می دانند و این ظرفیت را مهمترین ظرفیت امید بخش کشور معرفی می نمایند ؛

"... 36 میلیون نفر در سنین میانه ی15 و 40 سالگی ، نزدیک به 14 میلیون نفر دارای تحصیلات عالی ، رتبه دوم جهان  در دانش آموختگان علوم و مهندسی ، انوه جوانانی که با روحیه انقلابی رشد مکرده و آماده جهادی برای کشورند ، و جمع چشمگیر جوانان محقق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند .... "

مقام معظم رهبری در بیاناتشان علاوه بر ظرفیت های انسانی کشور به ظرفیت های جهان اسلام ، قاره آسیا - خصوصا غرب آسیا- کشور های مستقل و مستضعفین و  نیز فرصت های مادی کشور ایران پرداخته اند ، که در ادامه به چند نمونه از این بیانات اشاره می کنیم :

1- 2 ) ظرفیت منطقه ای (موقعیت جغرافیایی) ؛

در سال‌های معاصر تفوق و برتری آمریکا در خاورمیانه یا غرب آسیا یکی از نقاط تقویت کننده هژمونی این کشور بوده است. اما امروز فضای مقاومت در خاورمیانه که تبلور آن در سوریه است، منجر شده تا این منطقه تهدیدی برای نظم سیاسی مورد نظر کاخ سفید و تضعیف کننده قدرت هژمونیک آمریکا باشد.  بسیاری از کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند بحران سوریه یک تهدید جدی برای نظام تک‌قطبی بوده و تقویت کننده نظام چند قطبی است. در این برهه بازیگران جدیدی در غرب آسیا جای آمریکا را گرفته‌اند و سرنوشت این منطقه دیگر با اراده واشنگتن رقم نمی‌خورد. امروز گروه‌های تروریستی هم‌چون داعش نتوانسته‌اند منافع آمریکا را تامین کنند و و سرشکسته و شکست خورده، سوریه و عراق را ترک کرده‌اند. عدم حضور یا حضور کم‌رنگ واشنگتن در تحولات غرب آسیا علامت دیگری برای افول هژمون آمریکاست.مقام معظم رهبری در توصیف این ظرفیت می فرمایند :

 " این منطقه اى که اروپایى ها اصرار دارند اسم آن را بگذارند خاورمیانه ؛ .... اینجا غرب آسیا است.  آسیا یک قارّه ى بزرگى است، ما در غرب آسیا قرار داریم.  این منطقه ، منطقه ى بسیار حساسى است ؛ منطقه اى است از لحاظ راهبردى مهم ، از لحاظ نظامى مهم ، از لحاظ منابع زیرزمینى مهم ، از لحاظ ارتباط بین سه قارّه-  آسیا و اروپا و آفریقا-  مهم.  منطقه ى مهمّى است.  روى این منطقه برنامه دارند ، نقشه دارند ؛ باید این نقشه ها را ببینیم چیست و با این مقابله  کنیم ." (1)

2-2 )  ظرفیت جهان اسلام ؛

مقام معظم رهبری در بیان ظرفیت جهان اسلام اینگونه می فرمایند :  

" دنیاى اسلام دنیاى بزرگى است و داراى امکانات و ظرفیت هاى فراوانى است.  ما بیش از یک میلیارد جمعیت هستیم ؛ نزدیک به نیمى از ذخایر نفت دنیا متعلق به دنیاى اسلام است ؛ در حدود بیست و پنج درصد ذخایر گاز دنیا متعلق به دنیاى اسلام است ؛ نیروى انسانى مستعد در دنیاى اسلام فراوان است ؛ منابع غنى زیرزمینى-  غیر از منابع انرژى-  در دنیاى اسلام متنوع و فراوان است و نسبت بعضى از آنها به کلّ منابع دنیا تعیین کننده و بالاست ؛ بخش مهمى از آبراه هاى اساسى و تعیین کننده ى کره ى زمین هم متعلق به دنیاى اسلام است ؛ بازار دنیاى اسلام یکى از بزرگترین بازارهاى دنیاست؛ اینها همه ظرفیتهاى ماست.  دنیاى اسلام این ظرفیت را دارد که در صنعت ، کشاورزى ، تولید علم و در رشد و توسعه  عمومى جهان نقش ایفا کند . " (2)  

3-2 ) ظرفیت های جهانی ؛

 

4-2 ) فرصت های مادی کشور ؛

    مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب معتقدند که جوانان و مدیران کارآمد و پرانگیزه و خردمند میتوانند با فعال سازی و بهره گیری از فهرست طولانی فرصت های مادی کشور ، درآمدهای ملی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بی نیاز و به معنای واقعی دارای اعتماد به نفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند . در ادامه برخی از این فرصت ها را اینگونه بر می شمارند :

" ... ایرا ن با دارا بودن یک درصد جمعیت جهان ، دارای 7 درصد ذخایر معدنی جهان است ؛ منابع عظیم زیر زمینی ، موقعیت استثنایی جغرافیایی میان شرق و غرب  و شمال و جنوب ، بازار بزرگ ملی ، بازار بزرگ منطقه ای با داشتن 15 همسایه با 600 میلیون جمعیت ، سواحل دریایی طولانی ، حاصلخیزی زمین با محصولات متنوع کشاورزی و باغی ، اقتصاد بزرگ و متنوع ، بخش هایی از ظرفیت های کشور است ؛ بسیاری از ظرفیت ها دست نخورده مانده است . "

از نگاه معظم له این فرصتها در واقع مهمترین فرصت های اقتصادی کشور و موثر در ابعاد مختلف قدرت دفاعی کشور از جمله سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و زیست محیطی خواهد بود .

5-2 ) ظرفیت انسانی مستعد و کارآمد :

مقام معظم رهبری در این بیانیه ، به ظرفیت انسانی مستعد و کارامد اشاره دارند . به تعبیر معظم له وجود 36 میلیون نفر در سنین 15 و 40 سالگی ، حدود 14 میلیون نفر دارای تحصیلات عالی ، رتبه دوم جهان در دانش آموختگان علوم و مهندسی ، وجود انبوه جوانان با روحیه انقلابی و آماده تلاش جهادی ، وجود جوانان محقق مشغول به آفرینش های علمی و فرهنگی و صنعتی ، از مهمترین فرصت ها و ظرفیت های انسانی انقلاب اسلامی است .

ایشان در خصوص جایگاه این فرصت و اهمیت این ظرفیت دفاعی می فرمایند : " اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته ی مادی با آن مقایسه نمیتواند شد . "

۳-  ظهور قدرت‌های تازه در نقاط مختلف جهان و نقش‌آفرینی بازیگران ملی و فراملی و تاکید کشورها بر فرهنگ، مذهب و تمدن بومی خود نیز پیشبرد اهداف ترسیمی قدرت هژمون را با مانع مواجه ساخته است. امروز اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان، نظام چندقطبی را برای تامین منافع خود ترجیح داده و طرفدار تعامل و همکاری با یکدیگر، پرهیز از جنگ و خشونت و تاکید بر گفت‌وگو برای حل اختلافات هستند. در عین حال سیاست‌های جنگ‌طلبانه و تهاجمی آمریکا و حمایت واشنگتن از نظام تک‌قطبی به رهبری آمریکا، مورد پذیرش قاطبه کشورهای جهان نیست. این عامل مهمی در افول هژمونی آمریکاست .

ملت بزرگ ایران نیز که با انقلاب اسلامی خود به ام القرای کشور های اسلامی و الگوی همه کشورهای مستقل و آزادی خواه تبدیل شده است و ثمره صدور انقلاب خود را در طول سالهای اخیر در بیداری اسلامی و خیزش ملت های آزاده دنیا در مقابل نظام تک قطبی سلطه جویانه آمریکا به رخ جهانیان کشانده است و دامنه گسترده آن را در اعتراضات مدنی در حال وقع کشورهای اروپایی و جامعه امریکایی میتوان دید ، می بایست راهبردهای دفاعی مورد اشاره و تاکید مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب را در چله دوم انقلاب نصب العین قرار دهد و قطعا ثمره آن سرعت بخشیدن به افول هژمونی آمریکا است . مهمترین این راهبردهای دفاعی در بیانیه گام دوم عبارتند از  :

1- 3 ) حفظ روحیه انقلاب گری ؛ کاربرد این راهبرد مهم در سطوح مختلف گفتمانی ، اجرایی و عملیاتی از ضروریات انکار ناپذیر انقلاب اسلامی است . ضرورت گفتمان انقلابی گری ، توجه به مبانی  ، اصول و شاخص های آن از ابعاد مهم این راهبرد دفاعی است . مبتنی بر این واقعیت است که مقام معظم رهبری با اطمینان می فرمایند : " قطار نظام اسلامی هرکجا روحیه جهادی خود را حفظ کرد و در ریل انقلاب حرکت کرد ، پیش رفت و هر جا از این شاخص غفلت داشت ، عقب ماند و ناکام شد ؛ در نتیجه اگر مردم ایران راه را عوض کنند و شیوه انقلابی گری را فراموش نمایند نه تنها ملت ، بلکه اسلام نیز سیلی سختی خواهد خورد ." (1) 

2-3 ) حفظ شعار های ماندگار انقلاب ؛ مقام معظم رهبری فطری در بیانیه گام دوم ، شعارهای انقلاب اسلامی را جهانی ، فطری ، درخشان و همیشه زنده معرفی می نمایند ، این ویژگی ها را عامل ماندگاری شعار های انقلاب اسلامی و متعلق به همه نسل ها و جوامع می دانند  و اینگونه می فرمایند : " آزادی ، اخلاق ، معنویت ، عدالت ، استقلال ، عزت ، عقلانیت ، برادری ، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تادر دوره ای بدرخشد و در دوره ای دیگر افول کند . هزگر نمیتوان  مردمی را تصور کرد که این چشم انذازهای مبارک دل زده شوند ... "  

3- 3 ) دفاع ابدی از نظریه انقلاب در عین انعطاف پذیری و پرهیز از انفعال ؛ رهبر معظم انقلاب در این بیانیه تاکید می فرمایند که : " انقلاب اسلامی همچون پدیده ای زنده و با اراده ، همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است ؛ اما تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست . به نقدها حساسیت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرف های بی عمل میشمارد  ، اما به هیچ بهانه ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است ، فاصله نمیگیرد .  انقلاب اسلامی پس از نظام سازی ، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی  و اجتماعی تضاد و سازگاری نمی بیند ، بلکه از نظریه نظام انقلابی تا ابد دفاع می کند . "

همچنین در ادامه در این بیانیه اینچنین می فرمایند : " جمهوری اسلامی ، متحجر و در برابر پدیده ها و موقعیت های نو به نو ، فاقد احساس و اداراک نیست ، اما به اصول خود به شدت پایبند و به مرزبندی های خود با رقیبان و دشمنان به شدت حساس است . "

4- 3 ) راهبرد « مقاومت و ایستادگی » ؛ همواره مقام معظم رهبری عامل سربلندی ایران و ایرانی را ، زنده بودن روح مقاومت و ایستادگی و اصل مقاومت و ایستادگی را مبتنی بر اصل اسلامی « ایمان بالله  و کفر به طاغوت » دانسته و محوری ترین دو قطبی مبتنی بر این اصل راهبردی را ، دو قطبی انقلاب – استکبار معرفی می نمایند . آنچه که امروز انقلاب اسلامی را به یک الگوی بی بدیل در بین ملتهای آزاده تبدیل نموده است ، وفاداری به این اصل مهم راهبردی – دفاعی است . (1)

مقام معظم رهبری در این بیانیه میفرمایند :" این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی رحم و خون ریز بوده و نه منفعل و مردد . با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده واز مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است . "

در واقع مبنای انقلاب اسلامی در دفاع از همه ملت های مسلمان تحت ستم نظام استکبار ، ملت مظلوم فلسطین ، جنبش های اسلامی و بویژه بیداری اسلامی در برخی از کشورهای اسلامی در سالهای اخیر و همچنین تشکیل جبهه مقاومت اسلامی و مقابله با جریانات تکفیری و دهها اقدام راهبردی دیگر در چله گذشته ، مبتنی بر این راهبرد دفاعی و موفقیت های حاصله نتیجه آن بوده است .

5- 3 ) حفظ روحیه جهادی مبتنی بر اصل « ما میتوانیم » ؛ یکی از مهمترین گزاره های گفتمانی مقام معظم رهبری در جریان ها و مناسبت های انقلابی ، راهبرد « ما میتوانیم » بوده و همواره بر این اصل تاکید دارند که ما می خواهیم روی پای خودمان بایستیم . معظم له ضمن اشاره به برکات روحیه و باور همگانی « ما میتوانیم » در این بیانیه ، اینگونه اشاره می فرمایند : " ... مدیریت های جهادی الهام گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل « ما می توانیم » که امام بزرگوار به همه ما آموخت ، ایران را به عزت و پیشرفت در همه عرصه ها رسانید . "

6- 3 ) راهبرد دفاعی «جهاد کبیر» ؛ پیش از این و در طول سالهای اخیر مبتنی بر فضای جدید تقابل دو گفتمان اسلام و استکبار ، مقام معظم رهبری از راهبرد دفاعی انقلاب در قالب ادبیات جدیدی تحت عنوان « جهاد کبیر » پرده برداری نمودند و با استناد به آیات و روایات ، آن را به « عدم تبعیت از دشمن و نترسیدن و نهراسیدن از او » معنا نمودند . پیش تر نیز همواره دولت ها را به سه اصل مهم عزت ، حکمت و مصلحت به عنوان یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی ، توجه داده اند .

(1) بیانات مقام معظم رهبری در  مراسم اعطاى نشان فتح به تعدادى از فرماندهان عملیات فتح المبین و بیت المقدس، 03/03/1369 : " انقلاب اسلامى و ملت ایران ، علیرغم میل قدرتهاى جهانخوار، براى ملتها الگو شده اند؛ الگویى زنده و آموزنده. اینکه شما مى بینید در کشورهایى که دهها سال در قفس تنگ توهمات حزبى و ستم قومى گرفتار بودند ، ملتها مخصوصاً ملتهاى مسلمان و همچنین ملتهاى مظلوم بسیارى از کشورهاى دیگر احساس هویت و شخصیت مى کنند و حرفشان را مى زنند و حقشان را مطالبه مى کنند ، این به برکت استقامت ملت ایران است.  از روزى که ما شروع کردیم ، تا روزى که ملتهاى دنیا الگو و نسخه ى ما را تکرار کردند، ده سال وبیشتر طول کشیده است. آنچه که در دنیا مشاهده می شود، الگوى مقاومت ملت ایران است . "
  در مورد آمریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست و مذاکره با آن جز زیان مادی و معنوی محصولی نخواهد داشت . "

7- 3 ) راهبرد دفاعی صیانت از دو دستاورد مهم «استقلال و آزادی» ؛ مقام معظم رهبری به روشنی حفظ این دو ضرورت غیر قابل انکار را وظیفه همگانی می دانند و در بیانیه آن را بعنوان یک راهبرد مهم دفاعی معرفی می نمایند : " ... این ثمره شجره طیبه انقلاب را با تاویل و توجیه های ساده لوحانه و بعضا مغرضانه ، نمیتوان در خطر قرار داد . همه – مخصوصا دولت حمهوری اسلامی – موظف  به حراست از آن به همه وجودند . بدیهی است که « استقلای » نباید به معنای زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود و « آزادی » نباید  در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف  شود . "

8- 3 ) راهبرد دفاعی «ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی» ؛ اصلی ترین عرصه مواجهه نظام سلطه با نظام اسلامی ما در طول چله گذشته انقلاب ، که تبدیل به یک هم آورد سرنوشت ساز متقابل شده و همواره یکی از نگرانی های جدی مقام معظم رهبری بوده است ، ترویج سبک زندگی غربی در جوامع مسلمان و در راس ایران اسلامی بوده است . معظم له تسلط فرهنگی غرب را از تسلط اقتصادی و سیاسی خطرناکتر توصیف می فرمایند و در این بیانیه توجه به این موضوع حیاتی را مورد تاکید قرار می دهند : " ... تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران ، زیانهای بی جبران اخلاقی . اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملت ما زده است ؛ مقابله با آن ، جهادی همه جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است . "

 9- 3 ) راهبرد «دفاع همه جانبه» ؛ در یک نگاه اجمالی به بخش های مختلف بیانیه و خصوصا در همین بند پایانی بیانیه که مقام معظم رهبری تاکید بر جهاد همه جانبه دارند ، به نظر می رسد مهمترین راهبرد دفاعی انقلاب اسلامی در طی مسیر پیش رو منطبق بر بیانیه گام دوم انقلاب و برای رسیدن به آرمان نهایی، « راهبرد دفاع همه جانبه » می باشد .

4-  نومحافظه‌کاران آمریکا از دوران جرج بوش معتقد بودند در خلیج فارس اسلام سیاسی نباید رشد کند و به عنوان یک ایدئولوژی برتر و رقیب دموکراسی غربی جلوه‌گر شود. در سال‌های آغازین ظهور نومحافظه‌کاری، مایکل لدین مشاور شورای امنیت ملی آمریکا معتقد بود کشورهای ایران، سوریه و عربستان باید اهداف بعدی پنتاگون باشند و تا تهران و بغداد فتح نشود نمی‌توان به عربستان حمله کرد چرا که احتمال محرومیت از منابع نفتی عربستان وجود خواهد داشت. اما امروز در سوریه، عراق، یمن و لبنان، اسلام سیاسی موجب حضور مردم در صحنه و دخالت در سرنوشت خود شده و دموکراسی غربی را به محاق برده است. از سوی دیگر عربستان نیز به شریک راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده و دشمن آمریکا محسوب نمی‌شود. این تغییرات نیز نشانه دیگری بر تاثیرگذاری هژمونی آمریکا در منطقه است.

مهمترین راهبرد مورد تصریح مقام معظم رهبری در این خصوص ، در همه سالهای گذشته و بویژه در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ، دشمن شناسی است . دشمن شناسی و تنظیم رابطه با دشمن ، معنای اصلی جهاد کبیر است . راهکارهای اساسی در تحقق این راهبرد مهم عبارتند از:

بررسی اعتماد به دشمن درشکست انقلابهای بزرگ ، مثلا انقلاب فرانسه و روسیه و... ، رابطه اعتمادبه دشمن وعقب ماندگی ملتها )مثلاایران درزمان جنگ جهانی دوم (، مبانی نظری و دینی در لزوم مرزبندی میان حق وباطل ، خسارات و تاثیر اعتمادبه دشمن و عقب نشینی از آرمانها ، آسیب ها ، هزینه ها ونتایج اعتماد به دشمن درنظام جمهوری اسلامی ، تبیین رابطه اتکاء به توانایی داخلی و تحریم دشمنان ، نقش صبر و تقوا در امکانپذیری استقامت در برابر دشمنی دشمنان ، تلاش غرب در ایجاد روحیه ناامیدی در قالب جنگ رسانه ای ، شیوه های مقابله امپریالیسم با انقلاب اسلامی ، بررسی جهاد دفاعی 40 ساله انقلاب اسلامی در مقابل تهاجم دشمنان ،  تهدیدات غفلت از موضوع راهبردی شناخت تاریخ و تجربیات گذشته ، مصادیق تاریخی نتایج اعتمادبه دشمن درصدسال اخیر ، بررسی نمونه های تاریخی غفلت مسئولان از جریان انقلابی و خسارات ناشی از آن و ...

نتیجه گیری

دلایل فوق‌الذکر نشان می‌دهد که نقاط قوت هژمون آمریکا با ضعف مواجه شده و در مسیر افول قرار گرفته است. در این مقطع باید نظام اسلامی از فرصت‌های ایجاد شده در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کند.  پر واضح است در این زمان نمی‌توان فرصت را در پاسخ مثبت به دولت آمریکا برای مذاکره دانست. چرا که با توجه به سیاست‌های مستکبرانه و غیرمنطقی کاخ سفید، هرگونه برخورد انفعالی و عقب‌نشینی سیاسی موجب تقویت مهاجم و ترغیب نومحافظه‌کاران به ادامه سیاست‌های استکباری و تقویت قدرت هژمونیک آمریکا خواهد شد.

در عین حال فرصت ایجاد شده در این برهه می‌تواند تعامل مثبت و توسعه روابط با کشورهای مخالف یک‌جانبه‌گرایی آمریکا باشد. در واقع استفاده از فرصت به معنای تقویت روابط با کشورهای مخالف تک‌قطبی شدن جهان هم‌چون روسیه، چین، هند، همسایگان، اتحادیه اروپا، کشورهای جنوب و شرق آسیا، آمریکای لاتین و آفریقاست.

طبعا آمریکا در قبال این سیاست خواهد ایستاد و اقدامات لازم را برای دور کردن ما از کشورهای دیگر به‌خصوص اروپا و همسایگان ایران انجام خواهد داد. تکرار اتهاماتی از قبیل خطر توان هسته‌ای ، تهدید توانمندی‌های نظامی، نفوذ منطقه‌ای، نقض حقوق بشر و... از ترفندهایی است که آمریکا برای کاهش حضور ایران در جبهه چندجانبه‌گرایان به‌کار خواهد بست. بعضی از کشورهای اروپایی نیز ممکن است مواضع مشابهی درقبال برخی اتهامات وارده به ایران داشته باشند، اما می‌توان با دیپلماسی فعال و روشنگری رسانه‌ای، این کشورها را نسبت به سیاست‌های پنهان آمریکا واقف کرد.

واقعیت این است که قدرت آمریکا در سایه تعامل با دنیا افزایش می‌یابد و در صورت انزوای این کشور، روحیه تهاجمی آن به‌تدریج تغییر کرده و ناچار به پذیرش معیارهای بین‌المللی خواهد شد. در عین حال برای حاکمان فعلی آمریکا، عنصر زمان بسیار اهمیت دارد چرا که سیاست‌های تندروانه، با گذشت زمان به نوعی محافظه‌کاری تبدیل شده و توان تهاجمی خود را  از دست خواهد داد. گرفتاری‌های آمریکا در غرب آسیا، افغانستان، سوریه، فلسطین، یمن و عراق، مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی، آغاز رقابت‌های انتخاباتی کنگره و مواجهه با مخالفت‌های جهانی، زمان زیادی را از حاکمان فعلی آمریکا خواهد گرفت.

توجه به راهبردهای مهم دفاعی و منشور راهبردی بیانیه گام دوم انقلاب ، توجه دائمی به شعارهای انقلاب اسلامی و بهره گیری از ظرفیت های بدست آمده و تجارب افتخارافرین گذشته و امید به آینده ، مهمترین وظیفه هر ایرانی در این برهه حساس از انقلاب اسلامی است . دال مرکزی راهبردهای مورد اشاره ، راهبرد کلان و اساسی " مقاومت و ایستادگی  " است .

مقام معظم رهبری در  مراسم اعطاى نشان فتح به تعدادى از فرماندهان عملیات فتح المبین و بیت المقدس درسوم خرداد 1369در تاکید بر این راهبرد مهم اینگونه می فرمایند : " انقلاب اسلامى و ملت ایران ، علیرغم میل قدرتهاى جهانخوار، براى ملتها الگو شده اند؛ الگویى زنده و آموزنده. اینکه شما مى بینید در کشورهایى که دهها سال در قفس تنگ توهمات حزبى و ستم قومى گرفتار بودند ، ملتها مخصوصاً ملتهاى مسلمان و همچنین ملتهاى مظلوم بسیارى از کشورهاى دیگر احساس هویت و شخصیت مى کنند و حرفشان را مى زنند و حقشان را مطالبه مى کنند ، این به برکت استقامت ملت ایران است.  از روزى که ما شروع کردیم ، تا روزى که ملتهاى دنیا الگو و نسخه ى ما را تکرار کردند ، ده سال و بیشتر طول کشیده است. آنچه که در دنیا مشاهده می شود، الگوى مقاومت ملت ایران است . "

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.