گروه: اخبار استان خبر: 158333 / تاریخ انتشار : 1399/3/2 ساعت : 09:50

پژمان جمشیدی در «زیرخاکی» به ثبات رسیده است/ نکته های دقیق طنزپردازی

یک منتقد معتقد است که سریال یک قصه است، اتفاقی که مقابل دوربین می افتد اتفاق واقعی نیست که با احکام واقعی به سراغ آن ها برویم و قضاوتمان براساس عملکرد واقعی باشد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس شاهین شجری کهن منتقد سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، پیرامون برخی انتقادات مطرح شده درباره برخوردهای اغراق آمیز و نامناسب نقش های اصلی سریال «زیرخاکی» با بازیگر خردسال این مجموعه در نقش کاوه، گفت: در تمام دنیا ممکن است به کودکی در یک سریال یا فیلم نقشی بسیار حساس، پرزحمت و شکننده ای داده شود؛ مثلا نقش الیور تویست را بازی کند یا درفیلمی مثل «جن گیر» قربانی آزار اجنه و اشرار شود و یا درنقش کودکی فقیر، توسری خور و ستمدیده ظاهر شود. همه این ها یک قصه و بازتابی از واقعیات یا تخیل داستان پرداز است و هیچ دلیلی ندارد آن ها را با معیارهای اتفاق واقعی بسنجیم.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: سریال یک قصه است، اتفاقی که مقابل دوربین می افتد اتفاق واقعی نیست که با احکام واقعی به سراغ آن ها برویم و قضاوتمان براساس عملکرد واقعی باشد. از نظر من مثالش همان قدر خنده دار است که مثلا وقتی جیمز باند در یکی از فیلم هایش شلیک می کند و کسی را می کشد، بعد از اتمام فیلمبرداری دنیل کریگ (بازیگر نقش جیمز باند) را به جرم قتل محاکمه کنند. اگر به اقتضای فضای داستانی، با کودکی درست رفتار نمی شود و در فیلم حتی تو سری هم می خورد و بعد از پایان همان صحنه مورد تشویق قرار می گیرد، این نشانگر بازی درست کودک در مقابل دوربین است و کسی واقعا با او بد رفتاری نکرده است که مورد نقد قرار گیرد.

این منتقد با اشاره به استفاده از گویش های مختلف در موقعیت های طنز سریال ها و فیلم ها، یادآور شد: ما در سریال ها و فیلم های خود سال ها از فقدان لهجه ها و گویش های مختلف، لطمه خوردیم. طبق یک عادت غلط، عده ای با یک قضاوت واقعی در سریال ها و فیلم ها، بکار بردن فلان لهجه را در فلان سریال یا فیلم مورد نکوهش قرار دادند و مدعی شدند که شئونات فلان قومیتی که با همان لهجه صحبت می کنند زیر سوال رفته است. این ها حساسیت هایی هستند که در جهان دراماتیک و در جهان داستان گونه تلویزیون و سینما بی معناست؛ اگر شخصیتی با قومیت خاصی بی دست و پا، مظلوم یا ظالم، دروغگو یا توسری خور و امثال آن نمایش داده می شود، به اقتضای قصه است و واقعیت ندارد و قضاوت آن غیر منطقی است.

شجری کهن برخی دیگر از ایرادات وارده به زیرخاکی را غیر کارشناسانه خواند و تصریح کرد: برخی از صحبت هایی که پیرامون این سریال مطرح می شود مثل در اختیار داشتن اسلحه توسط فرد ناوارد و مانند آن اصولا قابل بحث نیستند و نباید جدی گرفته شوند و یا ثبت و گسترش یابند، چراکه بسیاری از آن ها نادانسته مطرح می شوند و نمیتوان آن ها را کارشناسی کرد.

وی با بیان اینکه در جامعه ای که فقدان سرگرمی حس می شود، مخاطب تلویزیون بیشتر به دنبال سرگرمی لحظه ای و پراکنده است، یادآور شد: به جای اینکه تشنه قصه باشد طنازی ها، شوخی ها و شیرین کاری های بازیگران یک سریال، او را جذب خود می کند.

شجری کهن با اشاره به بازیگر نقش اول این سریال تاکید کرد: سریالی که بازیگر طنازی مانند پژمان جمشیدی را در رأس بازیگرانش قرار می دهد، او را به این شکل گریم می کند و بر زبانش دیالوگ های بامزه جاری می سازد، به طریق اولی به دنبال خلق جذابیت برای مخاطب است.
او حتی دیالوگ های پی در پی و طولانی سریال های موفق اخیر را نقطه عطفی برای نیاز مخاطب دانسته و عنوان کرد: در یک فیلم سینمایی معمولا دیالوگ های طولانی خسته کننده است و باید در زمان کوتاهی بسته شود و به انجام برسد اما در سریال هایی چون «زیرخاکی»، همانند سکانسی که گوهر خیراندیش جلوی در اتاق با پژمان جمشیدی و ژاله صامتی تا 5-6 دقیقه به صورت پینگ پونگی دیالوگ دارد و می تواند در 30 ثانیه خاتمه یابد، نه تنها برای بیننده آزار دهنده نیست، اتفاقا برای او مفرح است و از ادامه دار بودن دیالوگ ها البته به همراه جاذبه های فردی بازیگران، لذت می برد.

این منتقد سینما، «زیرخاکی» را نقطه تثبیت پژمان جمشیدی عنوان کرد و گفت: پژمان جمشیدی در زیرخاکی نشان می دهد که طی چند سال گذشته سیر صعودی داشته است و اعتماد به نفس، شیرینی ذاتی، مهارت در اجرای شوخی ها و خلق سکانس های کمیک را در بازی او رو به رشد می بینیم. البته او در این سریال بارسنگینی را به دوش می کشد واگر بازیگری، ذاتاً با مزه نباشد و زمانبندی اجرای کمدی را بلد نباشد، اتفاقا خیلی لوس و زننده جلوه می کند و به جای استقبال از این شخصیت چه بسا مردم آن را پس بزنند. هرچند که «زیرخاکی» ویترین مرکب و متنوعی دارد و حتی بازیگران فردی و گذری کارشان را درست انجام داده اند، اما به هرحال بیشتر بار جذابیت سریال بر دوش پژمان جمشیدی بوده است.

وی در تشریح سیرصعودی بازیگری پژمان جمشیدی به واسطه حضور در «زیرخاکی»، اظهار کرد: وقتی بازی جمشیدی را در سریال پژمان با زیرخاکی مقایسه کنیم، متوجه آن بامزگی غریزی و ذاتی او می شویم که الان به مهارت بازیگری تبدیل شده است. پژمان جمشیدی یک سیر فردی را طی کرده است و از 3-4 سال گذشته تا فیلم های ایده اصلی و خوب بدجلف2، همگی سیر رو به رشد این بازیگر را نشان می دهد که در زیرخاکی باشناخت کارگردان از توانایی های او و بازکردن فضا برای او، این توانایی های فردی بیشتر تجلی یافته است.

این منتقد در خاتمه طراحی صحنه قابل قبولی برای این سریال متصور شده و توضیح داد: استفاده از اشیاء و خانه های قدیمی، تاکید روی لباس و گریم بازیگران در حد قاب تلویزیون متناسب است و قابل تقدیر. چون این مجموعه نه هزاردستان است و نه سوته دلان. همه این عناصر برای کسی که با فشردگی برای تلویزیون سریال می سازد و به عنوان یک سریال سرگرم کننده سعی دارد فضایی را ایجاد کند تا یک کمدین بتواند به خوبی خلق جاذبه کند و البته موفق هم هست، قابل قبول است.

منبع:فارس

انتهای پیام/

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.