گروه: اخبار استان خبر: 140481 / تاریخ انتشار : 1398/9/23 ساعت : 08:32
معرفی شهید شاخص شهرستان چرام:

سیدی که با شهادت دین خود را به انقلاب ادا کرد/وصیت شهید:راهم را ادامه دهید

سردار شهید سید غضنفر ابولی در روز ۸ اردیبهشت ۱۳۶۷ هنگامی که با دژخیمان بعثی در منطقه شط علی در حال نبرد بود از قفس جسم رهید و به درجه رفیع شهادت نایل امد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس شهید سید غضنفر ابولی در سال ۱۳۴۸ در خانواده مذهبی در شهر چرام چشم به جهان گشود. دوره راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشت.

در سال ۱۳۶۲ همزمان با سال اول دبیرستان، به مدت ۵ ماه به منطقه عملیاتی ابوغریب اعزام شد.بار دیگر در سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ و ۵ شرکت کرد و مجروح شیمیایی شد.

وی سرانجام در تاریخ ۱۳۶۷/۱/۲۸ زمانی که در سال چهارم دبیرستان مشغول به تحصیل بود،برای سومین بار به جبهه اعزام شد و در منطقه "شط علی" به دفاع از مرزهای میهن اسلامی پرداخت تا اینکه سرانجام در تاریخ ۱۳۶۷/۲/۸ در همان منطقه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

« ولاتقولوا لمن یقتل فی سبی لالله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون »

کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده نپندارید، آ نها زنده اند ولی شما درک نمی کنید. نمی دانم از چه بنویسم؟ و بر چه نظر افکنم؟ از چه بگویم؟ از آنها بنویسم که در آبادان و خرمشهر و دیگر شهرهای مرزی به خاک و خون کشیده شدند؟

از آنها بگویم که با آه وناله، جسد عزیزانشان را زیر آوارها با رعب و وحشت تنها گذاشتند و سرانجام شان آوارگی و بی پناهی و بی سرپرستی شد؟ به تصویرهایی نظر کنم که تن و روحشان تا چند روز پیش نزد ما بودند و رفتند و به محبوب خود وصلت جستند؟

از دوستانی بنویسم که غم هجر آ نها قابل توصیف نیست؟ خدایا! تو به من صبر عنایت فرما! خدایا! چه بسیار رفیقانی از دیدم پنهان شدند و رفتند و من هنوز در پیچ و خم راه میباشم و امیدم به توست که کمک کنی تا به آ نها ملحق گردم.

ادامه راه شهید بر هر فرد مسلمانی واجب است. ادامه راه کسی که از وطن و میهن و ه موطنان خود حمایت و طرفداری می کنند و از هیچ کاری دست فرو نمی گذارند. جهت حفظ نسل آینده جان خود را در طبق اخلاص می نهند و همچون شمع روشنی میباشد که همراه با سوختن خود روشنایی میبخشد.

پس ای برادر!: برخیز که بند کفر را گسستن گیریم دروازه به روی خصم بستن گیریم در جبهه نیم هشب به فریاد آییم کاسة پر از ظلم و جفا را شکستن گیریم خیزید تا ز مرز و دیار خویش با جان و دل حمایت به هموطن و روزگار از سر گیریم آری، باید برخیزیم و جان را فدا کنیم و شهید شویم تا آینده بماند و هم در این برهه از زمان شهید شویم تا فردا بماند و هم امروز باید جبهه را نگه داشت تا فردا و آینده به کسی ظلم نشود و کسی شهید نشود.

رفتن به جبهة حق علیه باطل، یعنی ادامه دادن راه و لبیک گفتن به آن هایی که جان خود را در جبهه های خونین شهر و آبادان و کردستان و دیگر جبهه ها از دست دادند.

رفیقانی چون شهید عنایت الله اکابری و شهید سعادت نشان و شهید تقی نژاد و دیگر شهیدانی که در عملیات والفجر هشت حماسه آفریدند و جان خود را برای اینکه نسل آینده زنده بما نند و در صلح و آرامش به سر برند، فدا نمودند.از حسین پیروی نمودند و از او سرمشق گرفتند و به او پیوستند.

خدایا! آ نها رفتند و در سنگرهای خود، در حالی که چشمشان به سوی مرقد مولایشان گفتند. خداوندا! من هم میخواهم « لبیک » حسین بود شهید شدند و به او پاسخ مثبت راه آ نها را ادامه دهم و به حسین عشق میورزم و میخواهم به پیروان حقیقی او ملحق گردم و به ندای او لبیک بگویم.

خدایا! به رفتار و سیرة او در زندگ یاش علاقمند شده ام، امیدوارم که تو مرا یاری فرمایی تا خودم را بشناسم و از او، حسین ، پیروی نمایم. خدایا! به دنبال عشق حقیقی م یباشم و در فراق محبوب خیلی پریشان. خدایا! با این یقین که اسلام پایه و اساسش بر عدالت است، اسلام میخواهد عدل را در زمین برقرار سازد و حق هرکس به خود او برگردد و به هیچکس کوچکترین ظلم و بی عدالتی نشود و ظالمان و ستمگران چون آمریکا و شوروی و دیگر دنیاطلبان با این عمل مخالفند و آ نها همه چیز را برای خود میخواهند و حاضرند به قیمت فقر و بدبختی و حتی هلاکت دیگران که شده خود در آسایش و آرامش قرارگیرند.

به جبهه میروم تا به سهم خود دَین خود نسبت به دین اسلام و واجبات را ادا کرده باشم. از تو میخواهم مرا بپذیری و ناامیدم نگردانی. چه بسیار گناهان که نکردیم و چه بسیار بد یها که شاید خود هم خبر نداشته باشیم. از تو الهی عاملنا بفضلک و » : میخواهم که مرا ببخشایی و به فضل خود مرا ببخشی، و به عدلت « لاتعاملنا بعدلک خداوندا! حسین و یارانش با لب تشنه در خاک آرمیدند و جز رطوبت خاک برای رفع تشنگی خود چیزی نصیب آ نها نگردید، ای خدا! هرکه آ نها را به یاد آورد، قلبشبا طومار غم در هم میپیچد.

خدایا! از تو میخواهم که مرا جزء اصحاب و یاران امام حسین قرار دهی و از تو میخواهم که یک لحظه مرا به خود وا مگذار تا چشم از این دنیا فرو بندم. خدایا! میدانم که هرکه به خود واگذاشته شد در جهل و نادانی و افکار ناپسند و کفر و الحاد غوط هور میگردد، پس ای خدا! تنها از تو کمک میجویم و تنها تو را میپرستم.

امیدوارم که مرا در انجام کارهای خوب یاری فرمایی. پروردگارا! تو مالک دلها و اندیشه هایی، دلهای همه در دست توست، مرا به راه راست هدایت فرما و ثاب تقدم نگهدارو از شر نفس امّاره مصون و محفوظ بدار و در نفس لوّامه یاری فرما. خدایا! کسانی که به حسین عشق میورزند دل از همه چیز میبرند و برای هر دردی، درمان و شفای آن را مییابند.

حسین جان! هر که فکر تو و امثال تو را در پیکار کند جان و مال و همه چیز خود راجهت رسیدن به حق و حقیقت فدا می کند.

حسین جان! هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت بی‌ خبران از غمت بیخبر از عالمند حسین جان! به جبهه می آییم تا قبر مطهر تو را از لوث بعثیان پاک نگه داریم، یعنی آن را آزاد کنیم از هر ظلمی و جوری، و خاک تو را برای معلولین و مجروحین خود برای شفا بیاوریم.

از کشورمان می آییم تا با در بغل گرفتن قبر شش گوشه تو از برکات و لطف و کرامتی که خداوند به تو عنایت فرموده بهر های ببریم.

سخنی با پدرم:

پدرجان! اگر چنا نکه من تو را اذیت می‌نمودم و در بعضی مو اقع نافرمانی میکردم امیدوارم مرا ببخشی، درست که تو برای من زحمت بسیار کشیدی اما از تو میخواهم که برای من ناراحت نباشی.

سخنی با مادرم:

مادر عزیزم که شبهای تار بلند می شدی و در کودکی مرا بزرگ کردی تا به این سن رساندی! امید است که اگر چنانکه بدی از من دیدی‌ ببخشید، مطمئن باشید اگر چنانکه خداوند لطفی به من نمود و شهادت نصیب من شد، من نمرده ام، پس بنابراین از تو میخواهم که برای من گریه نکنی و شاد باشی که فرزندی داشتید و به خدا هدیه نمودید.

سخنی با خواهرانم:

از شما خواهشی که دارم این است که مرا حتماً حتماً ببخشید، چوندر خانه با شما خیلی بدرفتار بودم و از خدا طلب بخشش برای من نمایید. از شما میخواهم برای من گریه نکنید.

اما برادرم!

از تو میخواهم که مسیر درست را ادامه دهی و جز راه اسلام راه دیگری انتخاب نکنی و اعمالت فقط بر طبق قانون اسلام باشد.ضمناً تعدادی کتاب که دارم از آنها مطالعه کن، برای خودت می باشند.

پدر و مادر عزیزم!

از شما میخواهم چنانکه من شهید شدم نماز و روزه برایم قضا کنید. اما از خویشاوندان قبلاً طلب عفو و بخشش مینمایم، چنانکه آ نها را ناراحت کرده ام، و از شما میخواهم که برای من ناراحت نباشید و آرزوی سلامتی برای همه شما خواهانم.

جالب است که سخن شهید اکابری را اینجا بنویسم مهریه را پایین بیاورید و مجالس عروسی را ساده تر برگزار نمایید. از کلیه برادران و خواهران، چنانکه خداوند مرا به جوار رحمت خود فرا خواند و شهادت نصیب من شد و روی قبراینجانب تشریف آوردید، کمال تشکر را دارم. چنانکه از برادران و خواهران کسی از من ناراحت است امید است مرا حلال نماید.

و السلام علی من اتبع الهدی به امید پیروزی رزمندگان اسلام در سرتاسر جهان « اللهم ارزقنی زیارة الحسین و فی الاخره شفاعة الحسین »

سید غضنفر ابولی

راهش همواره پر روهرو باد

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.