گروه: اخبار استان خبر: 140344 / تاریخ انتشار : 1398/9/9 ساعت : 12:06

روایتی از زندگی شهیدی که با دستکاری شناسنامه اش راهی جبهه شد/شهیدی که 11 سال مادرش را چشم انتظار پیکرش نگه داشته بود+تصاویر

شهید ابو القاسم علیپور کم سن و سال ترین شهید بسیجی استان کهگیلویه و بویراحمد است که با دستکاری شناسنامه توانست به جبهه های حق علیه باطل بشتابد ، پدر و مادر او از مهربانی هایش می گویند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس بسیجی شهید ابوالقاسم علیپور کشکولی در سال 1354 در روستای قلات از توابع استان کهگیلویه و بویر احمد در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود، وی دوران کودکی را در آغوش مادری مهربان و در سایه پر مهر پدری پر تلاش در ایلات عشایری،با بازی و شیطنت های کودکانه اما بسیار شیرین در کوهها و دشتهای سردسیر قلات و گرمسیر کوپن سپری  کرد.

وی تا کلاس اول راهنمایی به تحصیل علم پرداخت و سپس در 23 خرداد 1367 در حالی که 12 سال و 8 ماه بیشتر نداشت وارد عرصه دفاع از کیان شد.

شهید بر خلاف سن کمش جسه ای بزرگ داشت و کسی نمیتوانست سن کمش را تشخیص دهد.

ابوالقاسم با دستکاری شناسنامه اش به جبهه های حق علیه باطل اعزام و در همان اعزام اول در عملیات بیت المقدس 7 (شلمچه)شرکت و مفقودالاثر گردید.

پیکر پاک شهید در تاریخ 1379/11/28 با تلاش کمتیه جست و جوی سازمان یافته ستاد کل نیروهای مسلح پیدا شد.
پیکر مطهرش در تاریخ 1381/02/24 به استان منتقل و در گلزار شهدای شهر یاسوج به خاک سپرده شد.

شهید از نگاه مادر


مادر دلسوز،مهربان و گرانقدر شهید بسیجی شهیدش را اینگونه معرفه می کند : ابوالقاسم فرزند چهارم خانواده بوده که نه وقت تولد و نه وقت شهادت پدر بالای سرش نبود، شوهرم عین الله تا چندین ماه بعد از تولد فرزندم به دلیل فقر مالی و به جهت تهیه مخارج زندگی به دیدن ما نیامد و من مجبور بودم جای خالی پدر را برای وی پر کنم.

بعد از چند ماه که پدر از سفر برگشت برای سلامتی و تولد ابوالقاسم نذر کرد.

ابوالقاسم از همان بچگی مهربان،دلسوز،آرام و زرنگ بود و هیچوقت روی حرف ما حرفی نمی زد و در کارهای کشاورزی و دامداری به ما کمک می کرد.

او بدون اطلاع ما شناسنامه اش را از چمدان برداشته بود و آن را برای رفتن دستکاری کرده بود.

بعد از رفتنش به جبهه خبردار شدیم که ابوالقاسم ما را ترک کرده تا در نبرد حق علیه باطل به دفاع از کشورش همت کند.

 برای ما از جبهه نامه فرستاد، در متن یکی از نامه ها(سال 1367)نوشته بود من عازم جبهه شده ام.

 11 سال هیچ اطلاعی از او نداشتیم و شب و روزم گریه و زاری بود، تمام نهادهایی که به جبهه ختم میشدند و هر جایی که به ذهنمان می رسید پرسیدیم ولی خبری نبود که بعد ها پیکر پاکش پیدا و به شهر یاسوج انتقال داده شد.

شهید از نگاه پدر:
پدر نوجوان شهید بسیجی نه دیگر چشمانش توان دیدن دارد و نه دیگر گوشهایش توان شنیدن، با صدای لرزان این چنین از ابوالقاسمش میگوید: تولد پسرم همراه بود با وضعیت نا مناسب اقتصادی ما که از راه کشاورزی و دامداری امرار معاش میکردیم، در دوران خردسالی فرزندانم همه تلاشم این بود که آنها را با اخلاق،با ادب،مهربان،دلسوز و آشنا با فرهنگ دینی و مذهبی رشد دهم.

ابوالقاسم فرزند چهارمم بود، سالی که به دنیا آمد به دلیل اینکه در کوههای فارس بودم تا چند ماه بعد از تولدش نتوانستم او را ببینم.

از همان کودکی بسیار ساکت،آرام،دلسوز و بسیار بازیگوش بود، ابوالقاسم علاقه زیادی به مدرسه و درس خواندن داشت، بسیار با اخلاق و منظم بوده و در کنار درس خواندن در کارها به ما کمک می کرد، بعضی اوقات نیز با دوستانش برای کار در مزرعه دیگران می رفت و با دستمزدش برای برادر و خواهرانش هدیه و وسایلی که نیاز داشتند تهیه می کرد.

او در کنار همه این کارها حواسش به رفتن جبهه بود، مادرش به خاطر اینکه فرزند کوچکش بود مخالفت می کرد به همین خاطر شناسنامه اش را مخفی می کرد و ابوالقاسم هم مداوم قهر می کرد تا بالاخره یک سال که به سردسیر رفته بودیم شناسنامه اش را پیدا کرده و با دستکاری آن به جبهه رفت و آخر هم شربت شهادت را نوشید.

عملیات بیت المقدس:
زمان اجرا:22 تا 1367/03/25
رمز عملیات یا اباعبدالله الحسین(ع)
مکان اجرا:منطقه عمومی شلمچه در شمال شرقی خرمشهر
واحدهای عمل کننده:نیروی زمینی سپاه

تصاویر تکمیلی در زیر است .

---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.