گروه: اخبار استان خبر: 139056 / تاریخ انتشار : 1398/8/5 ساعت : 11:23
داداش قهوه ات چقدر تلخه!

داستان از مادر قهرکرده ها وکافه های متعدد در یاسوج/کافه یا بقالی سر کوچه؟

ضرب المثلی در مورد این تعدد کافه ها وجود دارد مبنی بر اینکه: "هرکه از مادرش قهره کرده یک کافه زده"، که همان داستان رشد قارچ گونه کافه های متعدد شهر یاسوج را برای ما تداعی می کند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ،کافه، قهوه خانه، کافه قهوه و یا کافی شاپ، اینها همه نام هایی هستند که در فراخور زمان در بین جوانان دست به دست شده و امروز شاهد تعدد این نوع کافه ها در شهر یاسوج هستیم.

هرچند که قهوه خانه در بین ما ایرانیان از زمان قاجاریان برپا بوده و به محلی برای تجمع و خوش گذرانی زبانزد بوده و از سویی دیگر سفره خانه هایی که امروز به رستوان ها مشهور هستند ازکارونسراها نشأت گرفته و محلی برای نشست و برخواست خانواده ها و صرف غذا محسوب می شود، اما امروز اندک اندک این موضوعات همه با هم آمیخته شدنند با فرهنگ های غربی مکانی دیگر به نام کافه ها را به وجود آوردند.

امروز کافه ها به پاشنه آشیلی برای خانواده ها و حتی جوانان تبدیل شده، مکانی که می توانست روزی مکانی آرامش بخش برای سپری کردن اوقات جوانی باشد، امروز به محلی برای موضوعاتی از قبیل دود و قلیان و حتی سرو برخی مشروبان الکی و قرص های روانگردان و حتی دوستی های چند روزه جوانان تبدیل شده است.

داستان از مادر قهرکرده ها وکافه های متعدد در یاسوج

از این موضوع که بگذریم به موضوعاتی دیگر در مورد کافه ها می رسیم و آن هم تعدد آن در شهر 200هزار نفری یاسوج است، که تعدد این کافه ها حتی باعث شده که برخی از کافه داران لب به اعتراض کشوده و بگویند "هرکجا که پا میگذاری یک کافه را خواهید دید."

ضرب المثلی در مورد این تعدد کافه ها وجود دارد مبنی بر اینکه: "هرکه از مادرش قهره کرده یک کافه زده"، که همان داستان رشد قارچ گونه کافه های متعدد شهر یاسوج را برای ما تداعی می کند.

سئوالی که امروز ذهن بسیباری از مردم و شهروندان را به خود جلب کرده است این بوده که چرا کافه ها و تعدد آنها در شهر کوچکی مانند یاسوج اینگونه رشد کرده است.

طعم تلخ قهوه و کافه های کوچه بازاری

برخی تعدد کافه ها را نبود شغل و برخی هم شور و اشتیاق جوانان برای حضور در این کافه ها و حتی دوستی های کاذب و سریالی می دانند، اما اصل موضوع مجوز های متعدد از سوی صنف این کافه هاست.

اگر امروز در خیابان های شهر یاسوج از خیابان اصلی مرکز شهر یاسوج تا کوچه پس کوچه ها قدم بردارید، خواهید دید که در هر نقطه ای یک کافه احداث شده است، که نشان از همان فرهنگی "چشم و هم چشمی" می دهد.

عموم مردم جامعه هم ناگفته هایی از این کافه دارند، که می توان به مشکلات ضد اخلاقی، مسائل غیرعرفی و حتی کارهای دور از شأن در برخی از این کافه ها به قول برخی ها اشاره کرد، شور و نشاطی که از سوی جوانان در این کافه ها تبدیل به یک معظل اساسی در بین جامعه شده است.

دادش قهوه ات چقدر تلخه!

آرش، جوانی که روزگاری نمره اول دانشگاه بود و آرزوهای زیادی را در ذهن خود می پروراند که روزگاری دکتر و یا خلبان و مهندس شود، امروز از روزگار بدش در بدو آشنایی با کافه ها می گوید.

آرش از زوایای پنهان آشنایی با کافه ها برای ما لب به سخن گشود و گفت: یکی از مسائلی که امروز باعث شده جوانان ما با فضاهای برهنه و بد فرم فرهنگی در جامعه آشنا شوند حضور متعدد آنها در کافه هاست.

وی ادامه داد: شبانه روز جمعیتی بالغ بر 400نفر در این کافه رفت وآمد دارند که 90درصد آنان اهل دوود و مابقی نیز فقط برای نشستن و برخی هم برای فضای عوض کردند به این کافه ها می آیند.

کمیل یکی دیگر از جوان هایی که در کافه نشسته بود و به سخن های ما گوش فرا می داد وارد بحث ما شد و در مورد کافه ها گفت: کافه جایی خوب برای جوانان است اما اگر فرهنگ صحیح کافه داری و کافه رفتن را یاد بگیریم.

وی در ادامه بحث به تعدد کافه ها در شهر یاسوج اشاره کرد و گفت: متأسفانه امروز فرهنگی بد و نامیمون در بین ما وجود دارد و آن هم سلیقه ای عمل کردن در مورد مکانهایی مانند کافه ها است.

کمیل به روند کافه داری در شهر یاسوج نیز اشاره کرد و افزود: اگر بخواهیم نگاهی به فرهنگ سازی کافه داری در دیگر مناطق بیندازیم خواهیم دید که این فرهنگ کافه داری در شهر ما کاملاً اشتباه است، ولی متأسفانه امروز برخی فقط برای جذب مشتری حاضر اند تن به فرهنگ های نامیمون در کافه ها بدهند.

دوغ من ترش نیست؟!

شروین که خود مالک یکی از این کافه ها در شهر یاسوج بود و بسیاری او را به همین نام صدا می زدند در مورد کافه ها و مشکلات و ولنگاری های موجود در کافه گفت: من به عنوان یک جوان حاضر نیستم با خانواده خودم به کافه بروم و این در صورتی است که خودم نیز مالک یک کافه هستم، اما هیچ موقع هم نمی گویم کافه بد است که همان ضرب المثل کسی نمی گوید دوغ من ترش را می رساند.

وی با بیان اینکه کافه داران مجبورند برای مشتری مداری با سلیقه مشتری راه بیاییند اضافه کرد: اگر نگاهی کلی به شهر یاسوج داشته باشیم تعدد کافه و  آزاد بودن برخی مسائل،باعث بد جلوه دادن این کافه ها شده است، که دیدی بدبینانه را نسبت به کافه در جامعه راه انداخته است.

سئوال ما این است که امروز با کافه ها و تعدد بی شمار آنان چه باید کرد؟، به قولی امروز کافه ها همانند بقالی های سر کوچه هستند که روز به روز همانند هایپر مارکت ها در حال زیاد شدن بوده که همین موضوع به غیر از دیگر مشکلات، یک مسئله مهم فرهنگی در جامعه محسوب می شود.

انتهای پیام/
 
 

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.