گروه: اخبار استان خبر: 139055 / تاریخ انتشار : 1398/8/4 ساعت : 15:03
سلسله یادداشت های تحلیلی الگوی اسلامی_ایرانی پیشرفت و گام دوم انقلاب:

بخش اول؛ سیر تکامل اندیشه سیاسی روحانیت در ایران معاصر تا معرفی گام دوم انقلاب

صرف‌نظر از اینکه با جهان‌بینی، ارزش‌ها، شیوه نگرش و نحوه عملکرد فردی و اجتماعی روحانیت موافق یا مخالف باشیم، نمی‌توانیم این نکته را به‌منزله یک واقعیت نادیده انگاریم که این قشر، اصیل‌ترین قشر اجتماعی است که در کشور ما ایران وجود دارد .

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس طی سلسله یادداشت های تحلیلی نویسنده سعی دارد الگوی اسلامی_ایرانی پیشرفت و گام دوم انقلاب را مورد تحلیل  قرار دهد. در  بخش اول نویسنده به صورت کلی سیر تکاملی اندیشه سیاسی روحانیت در ایران معاصر را معرفی و بازگو کرده است تا به تاریخ حال کشور و باید ها و نباید های آن برسد.

 

صرف‌نظر از اینکه با جهان‌بینی، ارزش‌ها، شیوه نگرش و نحوه عملکرد فردی و اجتماعی روحانیت موافق یا مخالف باشیم، نمی‌توانیم این نکته را به‌منزله یک واقعیت نادیده انگاریم که این قشر، اصیل‌ترین قشر اجتماعی است که در کشور ما ایران وجود دارد و یگانه قشری است که می‌تواند اصالت تاریخی، ریشه‌های تاریخی و پیوستگی تاریخی خود را با سند و مدرک مکتوب ارائه نماید.

 

وقتی میرزای شیرازی با فتوای دوران‌ساز خود در نهضت تنباکو عملاً نهادِ روحانیت را در برابر نهاد سلطنت نشاند، و قداست الهی را از آن زدود، شاید کمتر کسی گمان می‌کرد حدود ۹۰ سال بعد، نهادِ ظاهراً نامیرای سلطنت (با قدمت ۲۵۰۰ ساله)، دچار زوال قطعی شود.

 

نهاد سلطنت، پیش‌ازاین در منظر و مرئای مردم از تائید الهی برخوردار بود و شاهان پیشین، از دین برای مشروعیت بخشی به قدرت خود بهره می‌جستند. نهضت مشروطه، اولین خیزشی است که روحانی و روشنفکر در کنار هم قرار می‌گیرند. و بنابراین دومین ضربه جدی را نهضت مشروطه برنهاد سلطنت وارد ساخت.

 آنگاه ‌که متأثر از تماس با مدرنیته غربی و آشنایی کمابیش با نهادهای مدرن، برای مقید ساختن قدرت شاه و حاکمیت قانون (عدالت‌خانه و قانون اساسی و...) به تکاپو افتاد.

 

در نهضت مشروطه، روحانیت در تماس با گفتمان مدرنیته غربی، اتخاذ موضع معرفت‌شناسانه گونه داشتند. و اما مهم‌ترین آن‌ها، بینِ میرازی نائینی مشروطه‌خواه و شیخ فضل الله مشروعه خواه، نزاعی درگرفت که بهره‌ها و مایه‌های نظری آن، برای اینجا و اکنون ما، درس‌آموز است.

 

 اکنون می‌توان بر بامِ تاریخ ایرانِ معاصر نشست، و به هر دو با دیده عنایت نگریست. و خلل و فرجِ دستگاه تئوریک آن دو را آشکار و شکار کرد.

بعدازآن و در پی دوران استبدادِ مدرن رضا پهلوی، نماد و نمود روحانیتِ سیاسی در مجلس، آیت‌الله مدرس است که ایفای نقش می‌کند‌. او که نسب نامه معرفتی خود را از میرزای شیرازی می‌برد، آموزه عینیت سیاست و دیانت را بر صفحه تاریخ اندیشه سیاسی ایران حکاکی کرد.

 

سومین تکانه را نهضت ملی کردن صنعت نفت در نهاد سلطنت درانداخت. این جنبش، روح استعمارستیزی و حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را بازتولید کرد. بار دیگر، روحانی و روشنفکر، در کنار هم، با دوگانه آیت‌الله کاشانی و مصدق نقش‌آفرینی می‌کنند.

 

مرحوم آیت‌الله کاشانی در این بستر تاریخی، علم روحانیت سیاسی را به دوش می‌کشد اما طرحی برای برون شو از سلطنت عرضه نمی‌کند. و همین‌طور مقبولیت، استقبال و اقبال در حدِ فراگیر و حداکثری که هم‌چین توانی برای برون‌رفت از سلطنت داشته باشد را ندارد.

 

بعد از وفات آیت‌الله بروجردی در سال ۱۳۳۹ ه.ش، و با اعلام مرجعیت امام خمینی، فصل جدیدی از حیات سیاسی برای روحانیت رقم می‌خورد. در دوران پهلوی اول و دوم نیز برای توضیح و توجیه سلطنت خود، چنگال‌های استبداد استعمار زده را به تن نحیف و رنجورِ دین در آن برهه، فرومی‌بردند.

 اما خوانش نو از دین خصوصاً توسط امام خمینی (ره)، به سراب دین حداقلیِ خادم دربار و درباریان، پایان داد. امام چون در رویکرد به دین، ناب اندیشی را پیشه کرد، به قرائت انقلابی از اسلام، دست پیدا کرد.

 

جامعه و مردم مانند یک کشتی و رهبران آن، مانند ناخدا هستند. در مسیر حرکت کشتی، هیچ‌گاه ناخدا باد را ایجاد نمی‌کند. باد در دریا ایجاد می‌شود؛ اما ناخداست که بادبان‌های کشتی را در جهت باد قرار می‌دهد. برخی از رهبران، کشتی را بر اساس باد منغیر متعالی تنظیم می‌کنند؛ اما امام (ره) زودتر و بهتر متوجه شد که باد متعالی وزیدن گرفته است و کشتی را بر اساس بادِ متعالی تنظیم کرد.

 

قرائتی که امام خمینی (ره) ارائه داد اکنون و پس از استقرار و تثبیت نظام، توسط آیت‌الله خامنه‌ای متکامل‌تر شده است. وی مفهوم تمدنی اسلام و مفهوم اسلامی تمدن را بهسازی کرده است. و چالش‌های تمدن غرب او را عمیقاً دل‌مشغول سویه‌های تمدن ساز اسلام کرده است.

 

 بنابراین، هرچند ایشان به غرب اعتنا دارد اما به گفتمان غربی تعلق ندارد. اما مؤلفه‌های این خوانش از اسلام چیست؟

 

۱. کلان نگری: از سطح خرد به سطح کلان ارتفاع گرفتن و حل مسئله یا رفع مشکل یا پرداختن به موضوع را از موضع بالاتر نگریستن.

۲. روند نگری: یعنی فرایند موضوع، مسئله و مشکل را در مسیر تاریخ نگریستن؛ در این مؤلفه موضوعات پراکنده و بی‌ارتباط باهم نیستند بلکه در امتداد و در ارتباط باهم دیده می‌شوند.

۳. همه‌جانبه نگری: جزیره‌ای دیدن، بخشی نگری، و پذیرش وجهی از حقیقت، خطایی است نابخشودنی. خالص و ناخالص، خام و پخته و گل و خار را باهم دیدن، از ثمراتِ همه‌جانبه نگری است.

۴. آینده‌نگری: به‌وقت ضرورت و به‌قدر ضرورت باید دوراندیشی پیشه کرد، و عواقب خواسته و ناخواسته رفتار را سنجیدن، در آینده‌نگری تبلور می‌یابد.

 

نگاه به اسلام از دریچه تمدن، موجب بر صدر نشستن فرهنگ می‌شود. چراکه تمدن نه فرزند فرهنگ بلکه صورت مجسم فرهنگ است.

 

آیت‌الله خامنه‌ای، با این مبنا، مدل توسعه غربی را تنها راه محکوم و محتوا و مختوم عالم و آدم نمی‌بیند. وی معتقد است آینده باز است و پایان تاریخ فرانرسیده است.

ایشان مدافع الگوی اسلامی_ایرانی پیشرفت است. این نگرش وی مأخوذ از توجه به سرگذشت بشری که راه پر پیچ و خمی را طی کرده، و سرشت بشری که مقهور ساختارهای زمینه و زمانه نیست، شکل‌گرفته. و سرنوشت بشری را الهام گرفته از آموزه های مهدوی، فهم و تبیین می‌کند.

 

نویسنده: رحمان رزم پا دانشجوی ارشد علوم سیاسی تربیت مدرس

*****************************************

منابع:

۱. بیژن عبدالکریمی، ما و جهان نیچه‌ای

 

۲. موسی نجفی، مشروطه شناسی؛ شناخت تاریخی تحلیلی نهضت‌های اسلامی معاصر ایران

 

۳. حسن محدثی، خدا و خیابان؛ نسبت امر متعال و نظم اجتماعی_سیاسی، مقاله اول

 

۴. موسی نجفی، فلسفه انقلاب اسلامی و آینده ما

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.