گروه: اخبار استان خبر: 137168 / تاریخ انتشار : 1398/6/25 ساعت : 10:32
گزارش؛

مادر گچسارانی ها درگذشت/بی بی گل افروز؛ فرشته نجات زنان ایلیاتی استان

ماماهایی در جامعه ایلیاتی و عشایری منطقه پیدا می شدند که در عین نداشتن تحصیلات ابتدائی و فقط تکیه بر استعداد خدادادی خود، فرشته نجات مادران ایل در موقع زایمانشان می شدند که در این میان از بی بی گل افروز احمد‌زاده ملقب به « مادر گچسارانیها » یکی از این شیر زنان عشایر جنوب کشور می توان یاد کرد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس،بی‌بی‌گل‌افروز احمد‌زاده در حدود سال ۱۳۰۰ در منطقه بابا محمد آبشیرین (گچساران قدیم) استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شد که پدر از قوم لر طایفه کاید یوسفی و مادر از قوم ترک طایفه افشار که نزدیک به 98 سال عمر کرد.

 

 این مادر مؤمنه سال‌­های سال از عمر پر برکت خود را به عنوان آگاه به طب سنتی، داروهای گیاهی و متخصص محلی زنان و زایمان نه فقط به مردم این شهرستان بلکه به دیگر نقاط استان، کشور و حتی خارج از کشور خدمت کرد.

بر همگان آشکار است که در سال­های نه چندان دور در جامعه عشایری و ایلیاتی استان، پزشک و دارو وجود نداشت، به گونه­ ای که قبل از انقلاب اسلامی، سازمان بهداشت وقت، تعدادی پزشک جهت کمک به مردم عشایر می‌فرستاد اما تحرک و کوچ دائم عشایر باعث می­شد که پزشکان در یک محدوده خاص اسکان شوند که این مسئله مورد استقبال قرار نگرفت و چندی بعد سازمان بهداری، تعدادی از جوانان عشایر را پس از گذراندن دوره تخصصی به عنوان ماما، بهورز و بهیار رهسپار عشایر کرد.

 

به هر حال باید گفت، عشایر ما همیشه با مرگ و زندگی مبارزه کرده و می­کنند، ایمان و اتکا به خداوند و افکار ایده‌آلیستی و امیدگرا بودن آنان و اعتقادات سنتی همچنان در سختی­ها و پیچ و خم­های زندگی یاور آنان و در گذشته برای درمان بیماری­ها حتی‌الامکان از تجربه زنان و مردان ایل استفاده می­کردندکه به عنوان مثال شکستگی، در رفتگی، جراحی­های کوچک، بیماری­های سرپایی را خود درمان می کرده و یا زنانی که با زایمان غیر طبیعی و مشکلات بعدی آن روبرو می­شدند، کلیه روزنه­ های امید آنها بسته و در انتظار مرگ لحظه شماری می­ کردند.

این مادران بیش از آنچه به خود می­ اندیشند به نوزاد در حال مرگ که همچون گلی ظریف پژمرده و فرو می­ریخت، فکر می­ کردندو حالت یأس و ناامیدی در چهره اینگونه بیماران کاملاً هویدا بود، به همین جهت مردم طایفه‌ها و تیره ­ها برای نجات او بسیج می­ شدندآنهم با احساس و عواطف انسانی اما بدون تفکر منطقی و نتیجه.

 

 زنان صاحب نظر و کهنسال ایل به دورش حلقه می­زدند و هنگامی که بیمار به حالت مرگ و اغماء می­ افتاد، تنها به فکرشان می­رسید که بگویند او را « آل» برده (دیو یا جانور خیالی که به سراغ افراد زائو می­ آید) و باید این موجود خیالی و وحشت‌انگیز را از خانه بیرون کنیم.

مبارزه با آل تنها حربه و آخرین قدرت تفکر آنان بود به گونه­ ای که گاهی اوقات در زایمان­ های غیر طبیعی به مردان متوسل می­شدندو به این شکل که چشمان مرد مسن و سالخورده­ای را می­ بستند و از او می­ خواستند که نوزاد را با فشار از مادر جدا کند و در این شرایط مادر بیچاره به چه مصیبتی گرفتار می ­شد که فقط خدا می­داندکه در اینگونه موارد نه تنها نوزادان زندگی را باخته و اغلب خفه شده به دنیا می­ آمدند بلکه درصد زیادی از مادران نیز جان سالم به در نمی­بردند.

 

البته باید گفت در چنین روزگار سیاهی که توصیف شد در جامعه ایلیاتی و عشایری منطقه، ماماهایی هم پیدا می­ شدند که در عین نداشتن تحصیلات ابتدائی و فقط تکیه بر استعداد خدادادی خود، فرشته نجات مادران ایل در موقع زایمانشان می ­شدند که در این میان از "بی­ بی گل افروز احمد‌زاده "ملقب به « مادر گچسارانی­ها » یکی از این شیر زنان عشایر جنوب کشور می­توان یاد کرد.

مامای بسیار مؤمنه که نه فقط مادر گچسارانی­ها بلکه در جنوب کشور برای بسیاری از مردم شناخته شده بود به گونه­­ ای که در بیمارستان شرکت نفت (در زمان انگلیسی­ها) واقع در روستای آبشیرین یا کاروانسرای قدیم مشغول به کار شد و خود مامای چندین نفر از پزشکان معروف امروز منطقه (دکتر روشن قیاس، دکتر زینل زاده، دکتر سمعیی (نارکی)، دکتر عکاشه ، دکتر حق شناس و…) که بعضی از این پزشکان در حال حاضر در خارج از کشور طبابت می­ کنند، بوده است.

 

در روزگاری که از دانشگاه، پزشک و دستگاهای پیشرفته امروزی سونوگرافی خبری نبود و این شیر زن بدون هیچ‌گونه توقع مالی و با قدرت تشخیص بسیار بالا و خدادادی خود، یکی از بهترین متخصصان زنان و زایمان منطقه محسوب می‌شد، به گونه­ ای که با توجه به پیشرفت امروز علم پزشکی در حوزه زنان و زایمان، اما هنوز مردم اعتقاد خاصی به تشخیص این بزرگ زن­ داشتند و به عنوان مثال بی‌بی گل‌افروز برای مادری که باید بچه خود را از راه سزارین به دنیا بیاورد با تجربه و قدرت تشخیص بالا و معجزه دست خود شرایطی برای متولد شدن طبیعی نوزاد از شکم مادر فراهم می­ کردو یا در قبض و بسط شکم نوزادان و کودکان به درمان و بهبودی بیمار کمک می کرد.

بنابراین باید گفت که بی ­بی گل افروز به عنوان یکی از بهترین گنجینه­ های پزشکی سنتی (طب سنتی) منطقه نه فقط در حوزه زنان و زایمان بلکه نوزادان و کاربرد خواص داروهای گیاهی بودندکه عمر با برکت این مادر فداکار در خدمت به خلق خدا سپری شد.

 

متاسفانه به نظر می­رسد کهگیلویه و بویراحمد به خصوص حوزه پزشکی آن، از تجارب گنجینه­ های پزشکی سنتی و محلی خود آن طوری که باید و شاید استفاده نکرده است و خیلی­ ها معتقدند علاوه بر نقص اساسی در زمینه تقویت و احیای طب سنتی و گیاهی استان؛ نقدی مهم بر این حوزه در استان همچنان وارد است.

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.