گروه: اخبار استان خبر: 135723 / تاریخ انتشار : 1398/5/28 ساعت : 08:59

ماجرای جالب اسارت و اسکناس ده هزار تومانی

من کارت شناسایی و یکسری چیزهای دیگه همراه یک اسکناس ده تومانی یادگاری پیرجماران که همگی خون آلود بودندرا به امدادگر دادم و عرض کردم اینهارا برسان بدست پسردایی مادرم... .

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از آفتاب جنوب،ابوالحسن غلامی ،جانباز قطع عضو گچساران در مطلبی به بهانه سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی نوشت:صبح پنجم دیماه سال 65 پس از مجروحیت درنبردکربلای چهار وقتی دوستان امدادگر بوسیله آمبولانس زیر باران گلوله و بمباران قصد نجات جان ما را داشتند ، مجبور بودند به صورت مارپیچ برای فرار از موشک هواپیما ازمیان نخلها عبور کنند.

 

 هنگام حرکت درمیان شیارها ماشین به سختی بالا و پایین می شد و استخوانهای خوردشده یک نوجوان حدود شانزده ساله به هم می سائید.

 

 ناگهان از شدت درد با فریادی بلند با لهجه لری گفتم " اَی بو " و امدادگر با تعجب از من پرسید لر هستی و وقتی فهمید اهل گچساران و باشتم خیلی بیشتر محبت کرد و گفت : ممکنه تو راه یا بعدا هراتفاقی بیفته پس بهتره وسایل همراهت بخصوص اوراق شناسایی رو تحویل بدی و یک نفر رو هم درنظر بگیر تا بدستش برسونم.

 

منم کارت شناسایی و یکسری چیزهای دیگه  همراه یک اسکناس ده تومانی یادگاری پیرجماران که همگی خون آلود بودندرا به امدادگر دادم و عرض کردم اینها را برسان بدست پسردایی مادرم به نام "علی اصغرباقری زاده" ازطایفه نارگ موسی.

 

مدتی بعد دایی زاده عزیز و دوست داشتنی بنده جناب باقری زاده به اسارت دشمن درآمدند با وجودی که سالهاست به وطن برگشتند و ارتباط نزدیک و صمیمی باهم داریم وبسیارمهربان وسخاوتمندهستند لیکن هنوز تکلیف اسکناس ده هزارتومانی سال 65 را روشن نکردندکه فکرمی کنم به نرخ روز باید میلیونها تومان برگردونند (شوخی).

 

 و البته بعدها متوجه شدم که امدادگر زنده یاد گلستانی از خوبان اداره حراست نفت وعزیزان باباامیرشیخی باشت و راننده آمبولانس جناب محمودی معلم مدارس گچساران واهل دهدشت و از خوبان روزگار بودند.

اولین ماه رمضان پس از آزادی اسرا زنده یاد پدرم سفره افطاری به میمنت بازگشت پرستوهای وطن پهن کرد و باکمک ستاد آزادگان اکثر این عزیزان را (تعدای ازآنهادرعکس دسته جمعی فوق هستند)در منزلی پدری زیارت کردم وباب دوستی با خیلی از این بزرگان بازشد که همیشه خودم را مدیون آنان می دانم.

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.