گروه: اخبار استان خبر: 134418 / تاریخ انتشار : 1398/5/22 ساعت : 08:58
همراه با فعال سیاسی اصولگرای شهرستان بویراحمد در برنامه شناسنامه 100 (بخش اول)

بچه دبستانی ما نسبت به حماسه های استان باید افتخار کند/تشکیل استان به واسطه حماسه آفرینی ها بود/غفلت ها و سهل انگاری ها مانع مطرح شدن حماسه های مردم استان شد/سوء مدیریت ها باعث شد از سفر رهبری بهره برداری لازم انجام نشود+تصاویر

دهراب پور گفت: در استان ما نماینده ها در مدیریت ها دخالت غیر قانونی می کنند در حالی که وظیفه نماینده ها مشخص است نظارت و قانون گذاری است در استان ما این دو موضوع کاملا کنار رفته و ته لیست رفته است وظیفه نماینده های ما در استان انتخاب مدیران و اشتغال افراد است.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، برنامه شناسنامه 100 مستندی تلوزیونی اینترنتی بوده که در این برنامه سعی شده با نگاهی متفاوت و دعوت ازسیاسیون، نخبگان سیاسی و کارشناسان از گروه های مختلف اصلاح طلب، اصولگرا و حتی دیگر گرایشات فکری و جناحی پیرامون 100سال تاریخ استان کهگیویه بویراحمد و اشاره به مسائل مهم منطقه ای، سیاسی، تاریخی، فرهنگی و حتی اجتماعی تبادل نظر صورت گیرد.

این برنامه که در قسمت های مختلف در حال تهیه و نگارش بوده  که توانسته فضای سیاسی استان و حتی نخبگان رابه چالش بکشد و حتی  ذائقه مخاطبان را در بسیاری از موضوعات مهم و مبهم را به خود جلب کند.

این برنامه در پنجمین قسمت خود، میزبان کیان دهراب پور از چهره های اصولگرای شهرستان بویراحمد و رئیس هیئت مدیره خیرین سلامت استان، رئیس ستاد مردمی حجت الاسلام رئیسی در انتخابات سال96 بودیم.

شناسنامه100- در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بیوگرافی از خودتان داشته باشید.

کیان دهرابپور هستم، پزشک و مدرس دانشگاه، از زمان دانش آموزی در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فعالیت داشتم و در زمان دانشجویی عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه، مسئول  واحد دانشجویی حزب موتلفه  اسلامی استان نیز بودم.

فعالیت های سیاسی  در ستادهای انتخاباتی مختلف داشتم از جمله ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در سال 84 و 88 به عنوان عضو اصلی ستاد و در سال 92  عضو ستاد انتخاباتی دکتر ولایتی بودم،  در سال 96 رییس ستاد مردمی حاج اقا رئیسی بودم اکنون عضو شورای نیروهای انقلاب شهرستان های بویراحمد و دنا، نماینده انجمن اسلامی پزشکان کشور در استان و نماینده جریان یاران انقلاب در استان هستم.

خداراشاکرم که این فرصت ها در اختیار من قرار داده شد به غیر از مسائل سیاسی در مسائل اجتماعی نیز فعالیت دارم عضو هیئت امنای خیرین سلامت کشور ، عضو هیئت مدیره  خیرین سلامت استان، عضو هیئت مدیره  موسسه خیریه محکم و با بسیج هم فعالیت دارم عضو شورای بسیج جامعه پزشکی و عضو مجمع بسیج استان هستم.

یکی از سوالاتی که معمولا ایجاد می شود و از من میرسند این است که  چطور با این وقت کوتاه در این مسائل حضور پیدا می کنم جالب است که با وجود این فعالیت هایی که در بخش های مختلف دارم همیشه جزء افرادی هستم که در جلسات اول وقت حضور پیدا می کنم فعالانه نیز به دلیل مسئولیتی که بر دوش دارم این تکلیف را ادا کنم که رضایت خالق و مخلوق کسب شود.

هر کسی با توجه به پتانسیل هایی که دارد باید در مسیری که رضایت خداوند و رضایت مردم است گام بردارد و فعالیت  کند  و جاهایی که مسئولیت  از این فرد سلب می شود و نمی تواند کاری انجام دهد بهتر است مدیریت  را به شخص دیگری بدهد امیدوارم در راستای منویات مقام معظم رهبری گام برداریم.

شناسنامه100- در استان دو حماسه بزرگ بود جنگ تامرادی و تنگه گجستان را داشتیم  اما چرا این حماسه ها به ویژه در تنگ تامرادی که عشایر ما غرور آفرین بودند در کتب تاریخ نیامده است و کمتر کسی درباره این دو حماسه  اطلاعات دارند؟

این موضوع بسیار مهم است و از همان سن کم که مطالعاتی در تاریخ استان داشتیم این سوال را داشتم که چرا این حماسه ها به خوبی به نسل های بعد منتقل نشده است این برای خودم نیز سوال است اگر به هر ملت و جامعه ای نگاه کنیم یکی از مهمترین مسئله ای که باید مد نظر باشد و به عنوان سرمایه به آن نگاه کنند همین میراث فرهنگی و تاریخی  آنها است همان اتفاقاتی است که سال ها رخ داده است که امروز چنین جامعه و ملتی ایجاد شده است.

متاسفانه چون که در استان ما از ابتدا محرومیت ها و محدودیت ها زیاد بوده در این زمینه نیز محدودیت و محرومیت شامل حال مردم و جامعه شده است که چنین حماسه هایی به خوبی تببین نشده است روز به روز که جلو تر برویم شاید این عناوین هم دیگر به زبان کسی نیاید و یا در تاریخ گم شود.

حماسه تنگ تامرادی که در سال 1309 در مقابل حاکم نظامی وقت و جریان دیکتاتوری پهلوی انجام شد با همه محدودیت هایی که عشایر داشتند اما مردم ما برای حقانیت جامعه ایلی و برای اینکه ما هم نیاز داریم سر بلند باشیم و شناخته شویم و نیاز داریم از توسعه چیزی نصیب ما شود، ایستادند.

 

یک واقعیت است که جامعه و استان ما از توسعه بسیار عقب مانده  بود و لازم بود به جای این سرکوب های پهلوی اول  استان توسعه یابد  بعد از جنگ گجستان که  در سال 42 و 41 اتفاق افتاد چرا فقط به دیده یاغی گری و سرکوب جامعه ما را نگاه می کردند.

اگر اصل این حماسه ها را نگاه کنیم حماسه ای بود جهت اینکه ما هم می خواهیم مثل فردی که در پایتخت زندگی می کند از بهداشت و آموزش و پرورش و جاده برخودار شویم با همه رشادت ها و حماسه هایی که  عشایر ما در آن روزها داشتند اما متاسفانه امروزه به عنوان یک میراث فرهنگی تاریخی گم شده که در این بین از جوانب مختلف نقص ها و کم کاری هایی وجود داشته است به ویژه بزرگان ما باید با وحدت و هماهنگی که داشتند در آن سال ها به این دو موضوع خیلی اهمیت می دادند.

مدیران بومی، نمایندگان مردم در مجلس باید این موضوعات را طوری اهمیت می دادند که در کتاب های درسی گنجانده می شد در فیلم هایی که از طریق صدا و سیما بر گزار  می شد همچون رئیسعلی دلواری به این موضوع نیز به عنوان یک فیلم به آن پرداخته و پرده برداری می شد.

با گذر زمان از لحاظ کیفی این موضوع را باید طبق روز طوری تبین می کردند که امروزه بچه دبستانی ما نسبت به این حماسه ها به خود افتخار می کرد که در زمانی، عشایر ما و اجداد ما چگونه از جان خودشان جهت حقانیت مردم استان گذشتند.

همین اتفافات بود که باعث شد حاکمیت وقت بداند اینها حق هستند و باعث شد فرمانداری کل به استان اعطا شود  و بعد تبدیل به استانداری شد خیلی ها نیز متوجه شدند که این مردم که توانستند استانی را ایجاد کنند نه به واسطه حاکمیت وقت بود فقط به واسطه حماسه آفرینی ها بود ولی متاسفانه بزرگان ما به خوبی انتقال ندادند و نه در کتاب های درسی ، داستانی، تاریخی و نه در فیلم ها و نه در فضای مجازی وجود ندارد.

لازم است همین امروز نیز تا  دیرتر نشده است وارد فضای مجازی شان کنیم از طریق همین پایگاه خبری انجام دهیم مسئولان این موضوعات را به خوبی برای وزارت آموزش و پرورش و وزارت ارشاد به صدا و سیما به خوبی تبیین کنند و انتقال دهند که این حماسه آفرینی ها فراموش نشود و این حماسه ها بود که بعد از آن مردم استان ما در جنگ تحمیلی حزب بعث علیه ایران حماسه های بیشتری از خود نشان دادند ما بیشترین رزمنده را نسبت به جمعیت داشتیم این رتبه همین گونه به وجود نیامده است.

با همه محرومیت ها و محدودیت ها مشخص است که اینها در دل حماسه ها بیرون آمدند در دل روحیه پاک و سالم مردم استان به وجود آمده است، باید حماسه های فرهنگی اجتماعی و سیاسی و نظامی در راستای نظام و ولایت فقیه مد نظر باشد.

مردم ما نیت پاک و پتانسیل ها و شجاعت هایی که دارند  طوری ساماندهی شود که به فراموشی سپرده  نشوند و یا خدایی ناکرده  باعث ضعیف تر شدن مردم نشود چرا که یک واقعیت است وقتی در طول تاریخ در مسیر اجتماعی یک اتفاقاتی افتاد اگر مهم شمرده نشوند و اهمیت ندهیم صد در صد تاثیرگذاری منفی خواهد داشت و ما که تکه ای از این مملکت هستیم نباید این حماسه ها را فراموش کنیم و بیشتر و بهتر  این حماسه ها به مردم انتقال داده شود که این روحیه حماسی فراموش نشود و روز به روز  حماسه جدیدتری که حتما در پیش است شامل مردم استان شود.

شناسنامه100-برخی ها نخواستند این تاریخ را ترسیم کنند و  آن را به خان ها گره زدند برخی می گویند یکی از دلایل این بوده است که در استان برادر کشی شروع شد؟ ایا این دلیل درست است وایا نیاز نیست که تاریخ استان بیشتر گفته شود؟

یک مدیریتی هایی بوده است و نمی شود گفت که این حماسه ها بدون مدیریت بوده است اگر مدیریت و فرماندهی نبوده است این حماسه ها اتفاق نمی افتاد مدیریت ها را تعابیر مختلف می کنند، برخی ها مطلقا سمت و سوی مسائل خان و کدخدا و رعیت می برند و حاضر نیستند روحیه استکبار ستیزی مردم استان را یاد کنند که شاید یکی از مهمترین دلایلی  که باعث شده این حماسه ها به خوبی منتقل نشود این موضوع است، انقلابی رخ داد برخی ها آمدند و گفتند چون موضوع خان و کدخدا بوده کامل سرپوش داده شود و اصلا منتقل نشود.

برخی هم به این موضوع توجه می کردند چون بحث خان و کدخدا هست کامل  آن  را کنار بزنیم در این بین همه چیز سوخت و آن روحیه حماسی که مردم ما داشت قسمت زیادی  از آن  سوخت حماسه را  که فقط خان و کدخدا ایجاد نکرد شاید آن خان و کد خدا هم قسمتی حضور داشته است اما قسمت عمده این حماسه ها مردم عادی بودند  یعنی کشاورزان و دامداران منطقه بودند اگر اینها نبودند قطعا این حماسه ها نیز انجام نمی گرفت.

خان و کدخداها نیز موارد مختلف در ذهن داشتند یکی ذهن مثبت و یا ذهن منفی داشت اما در این بین تر و خشک با هم سوختند مهمترین دلایلی  که انتقال این حماسه ها با مشکل و ضعف شدید رو به رو شد قسمت زیادی از آن  همین تعابیر مختلف بود که بزرگان ما نسبت به مدیران این حماسه ها داشتند.

لازم است این موارد بدون حب و بغض و سلایق موشکافی شود و روحیه حماسی مردم که روحیه ای برخاسته از طبع سالم و بکر مردم است مد نظر قرار بگیرد اما این نظرهای منفی در این موضوع باعث شده کلیت این قضیه زیر سوال برود.

غیر از این موضوع سهل انگاری ها غفلت ها و بی حال بازی هایی هم شد رقابت های منطقه ای و حسادت هایی هم بود شاید بیشترین حسادت ها در وجود افرادی بود که روحیه غیر دینی و غیر ملی داشتند و تنها به خودشان فکر می کردند برخی ها فقط می خواستند آن را مختص  طایفه و قبیله خودشان قلمداد کنند و این حسادت ها نیز باعث شد که این حماسه به خوبی انتقال داده نشود.

 

شناسنامه100-چرا حماسه مردم گچسارن در مسجد شهیدان فراموش شده است و امروز برای جوانان گمنام است  وقتی سخن از انقلاب می آید چرا کسی نمی داند در حنوب ایران نیز افرادی چون آیت الله ملک حسینی با رژیم پهلوی مبارزه کردند؟ دلیل این تنگ نظری ها در استان چیست؟

حماسه مسجد شهیدان گچساران تفاوتی با دو حماسه قبل داشت در تنگ گجستان و جنگ تامرادی بحث خان و کدخدا مطرح بود اما در مسجد شهیدان که دیگر از این موضوعات بود عده ای جوان مذهبی و انقلابی حضور داشتند چه بسا حماسه مهمتری نسبت به دو مورد قبل ایفا کردند اما واقعیتی که در این حماسه بود این است که غفلت و سهل انگاری زیاد شده است.

چهل سال از انقلاب ما گذشت جالب اینجاست که موضوع مسجد شهیدان نیاز نبود اکنون در خصوص آن بحث می شد از همان ابتدای انقلاب  باید به گونه ای به  آن پرداخته می شد که سال به سال با پیشرفت  های حوزه رسانه این موضوع بیشتر انتقال داده می شد که امروزه این موضوع را بتوانیم مهمترین افتخارات استان بدانیم و به آن ببالیم.

اما استان ما وضعیت خاصی دارد وضعیت شبه سیاسی و پر از خرده فرهنگ است  پر از لایه های مختلف اجتماعی است  همین اختلافات خرده فرهنگ ها مانع امر بوده است که واقعیت ها به خوبی انتقال داده شود هنوز هم بحث های منطقه ای وجود دارد یکی از دلایلی که مسجد شهیدان به خوبی انتقال داده نشد لازم بود که این موضوع  به یک جامعه خاصی و یا فرهنگ خاص استان وصل بودند تا خوب انتقال داده شود.

آن  وصله ای که باید از لحاظ اجتماعی و فرهنگی به جامعه وقت استان داشته باشند اما نداشتند  فراموش شدند مثلا اگر از طایفه یا خانواده من بودند به خوبی انتقالش می دادم.

قسمت زیادی از اتفافاتی که در گچساران رخ داد از غیر بومی های استان بودند و این موضوع را مدیریت می کردند یکی از دلایل آن  این بود که چون از مردم استان نبودند این اتفاق رخ داد در حالی که نباید اینگونه   فراموش می شد همه یک جامعه واحد بودیم.

فیلم این موضوع را از شبکه دنا دیدم و خیلی برایم جالب بود که هم کلاسی و هم مدرسه ای بودند و لازم بود که همان هم مدرسه ای که بعد از چهل سال آن  را انتقال  می دهد همان زمان آن را انتقال می داد آموزش پرورش در آن  زمان واقعا کوتاهی کرد اگر روز اول انتقال داده می شد امروز شاخ و برگ بیشتری داشت.

این موضوعات برای ما لازم است وقتی ما امروز چنین اتفاقاتی  از گذشته و پیشینه های خودمان را می بینیم قطعا در روحیه حماسی ما موثر است اما وقتی به این پیشینه ها سرمایه گذار نکرده باشیم اکنون هم سرمایه خوبی نداریم به عنوان مثال پسر دایی من سرباز واحد ارتشی در همدان بود اذر ماه 57 او را به تهران انتقال دادند اخیرا دیدم عکسش را در میدان استاندار نصب کردند علی قلی رضایی حتی پرونده بنیاد شهید ندارد و قبرش در جایی متروک است وقتی فرمانده بهش دستور می دهد به مردم شلیک کن شلیک نمی کند و اسلحه را می گذارد  و می خواهند از واحد نظامی فرار کنند فرمانده به آنها شلیک می کند.

 

همین یک واقعه تاریخی است علی قلی رضایی یک سرباز بود اما چون نخواست به برادر دینی و ملی خودش تیراندازی کند شهید می شود همین یک مورد هم به خوبی انتقال داده نشده است.

قبرش در قبرستان قدیمی تلزالی است اینها اگر به خوبی معرفی می شدند خوب بود محدودیت ها محرومیت ها و مسائل فرهنگی خاصی که در استان حاکم است مانع شده است.

برای توسعه یافتن باید آسیب شناسی کنیم باید واقعیت را روی کاعذ بنویسیم ببینم چه شده است چه نقاط ضعف و قوتی داشتیم یک واقعیت است تنگ نظری ها در استان ما زیاد بوده است این تنگ نظری ها قسمتی در بدنه اجتماعی و طایفه ای بود و بعد هم به مسائل سیاسی ورود کرد تنگ نظری ها باعث شد که خیلی از میراث فرهنگی ما امروز گمنام و حتی بی نام بماند.

شناسنامه100-ما سرداران زیادی چون شهید زرین، شهید هرمز پور، شهید یزدانپناه و ایزدپناه داشتیم اما چرا امروز شهید زرین به نام استان دیگری است و سرداران ما آنگونه که باید معرفی نمی شوند خاطرات مختلف سرداران ما بیان نشده است دلیل چیست؟

من داماد شهید هرمز پور هستم ازدواج من با دختر شهید هرمز پور بیشتر به جهت دید مثبت من به این شهید بوده است وقتی حماسه های ایشان را مطالعه کردم اولین شاخص انتخاب همسر اصیل بودن و پدر ایشان بود  توفیق را دارم داماد شهید هستم شهید هرمز پور در سال 62 فرمانده تیپ بوده است و 28 شهریور همان سال به شهادت رسیدند  در آن زمان خیلی از استان های ما فرمانده تیپ نداشتند اما جسارت و شجاعت باعث شد مسئولیت فرمانده تیپ را به وی بدهند.

این نیز دلیلش چیست خرده فرهنگ ها و مسائل عشیره ای و قبیله ای بوده که نتوانستیم هنوز شهید هرمز پور را در سطح ملی معرفی کنیم چرا یک خیابان در تهران به اسم شهید نیست که وقتی یک هم استانی از انجا رد می شود به خودش افتخار کند.

خرده فرهنگ ها و تنگ نظری ها باعث شد نتوانیم این شهید را به خوبی معرفی کنیم چرا در کتاب های درسی از استان ما خبری نیست.

یا شهید عین الله دهراب پور که 5 سال ابتدایی را در سه سال خواندند بعد پذیرش دبیرستان  شیراز تنها کسی که از یاسوج قبول می شود و در دبیرستان شیراز که محل تحصیل نخبگان جنوب کشور بوده تحصیل می کرده با اینکه از یک منطقه محروم رفته است وارد کارهای سیاسی می شود و با شهید دستغیب ارتباط برقرار می کند با دکتر باقری لنکرانی همراه می شود و بعد با همه استعدادی که دارد و می تواند یک پزشک خوب شود چرا که در دانشگاه هم قبول شد و گفت برای من تنها جنگ مهم است با نمرات و روحیه خوبی که داشت و یک نخبه بود امروز می توانست متخصص موفق باشد.

هم کلاسی های ایشان اکنون متخصص و فوق تخصص هستند از آنها بپرسید شهید دهراب پور کیست همین شهید دهراب پور را اکنون در بنیاد شهید شهرستان در پرونده اش بی سواد درج شده است خودم دیدمش اگر ندیده  بودم باور نمی کردم شهید نخبه را بی سواد زده است باز جای تشکر دارد از بسیج دانشجویی که تحقیقاتی را انجام دادند.

آن  زمان شهید ایستادگی در مقابل دشمن را ترجیح داد شخصیت این شهدا باید معرفی می شد امروز  جوان دانشجوی ما باید به این آگاهی برسد که در آن زمان دانشجویی بود  که امروز می توانست چقدر  تاثیرگذار باشد اما از همه چیز گذشت، شهید نادر یوسفی در مهریان هم نخبه بوده است اما هیچکس او را نمی شناسند ما شهدای نخبه ای در بخش های مختلف علمی نظامی و سیاسی داشتیم شهید ایزدپناه یکی دیگر از این شهداست.

شهید زرین که فقط در چند سال اخیر معرفی شده است و تا قبل از این شهیدی به نام زرین به گوش ما نخورده بود خودم برای اولین بار بود اسم این شهید را شنیدم که از نظر نظامی در چه جایگاهی قرار داشت شهیدی که از بطن استان ما بزرگ شده است اما  اکنون در اصفهان است البته استان اصفهان نیز نتوانسته است شهید زرین را به خوبی معرفی کند چه بسا شهید زرین اگر از خود اصفهانی ها بود مثل شهید خرازی از ایشان یاد می کردند.

چون نتوانستند این شهید  را به خوبی معرفی کنند این وظیفه استان ماست که بیاید و شهید زرین را در کتاب ها، مدارس و فضای مجازی معرفی کند از نظر فرهنگی روی بحث شهادت باید بیشتر کار کنند، شهید هرمز پور، شهید ایزدپناه، شهید زرین و شهید اورنگ  به خوبی برای جامعه ما تبیین نشده است که چه پتانسیل ها و ظرفیت هایی داشتند تا این روحیه برای ما نیز ایجاد شود.

شناسنامه100-سال 73 شاهد سفر رهبر انقلاب به استان بودیم رهبر انقلاب گفتند به مسئولان استان می گویم تلاشتان را نه دو برابر نه سه برابر بلکه ده برابر کنید تا محرومیت از این استان برچیده شود اما سوال این است که آیا مسئولان ما توانستند این سخن های گوهر بار را عملیاتی کنند و محرومیت را از استان بردارند؟

پر برکت ترین سفر همین سفر رهبر انقلاب بود اما واقعیت این است که از آن  خیلی بد بهره برداری شد اما چه کسی مقصر است مسئولان وقت و بعد از آن، یکی از بزرگترین مشکلات و محدودیت های استان همین محدودیت های جاده ای است که باعث شده است که نسبت به بقیه استان ها در توسعه عقب بیفتیم.

ایشان وقتی به استان آمدند اعتباری برای جاده یاسوج-بابا میدان در نظر گرفتند که به سال 73 مربوط است اما سال 86 توسط دولت نهم تکمیل شد در حالی که آن  اعتباری که مقام معظم رهبری برای همین جاده در نظر گرفتند حداکثر دو ساله تمام می شد اما چه اتفاقی افتاد که به 16 سال بعد رفت در این بین یک سوء مدیریتی  واضح مشخص است یا در بحث اشتغال، صنعت و سایر بخش ها سوء مدیریت ها در استان مشخص است.

ما در استان مان یک بحث دولت  و یک بحث مجلس داریم متاسفانه مجلس ما در استان  بیشتر به سمت مسائل قومی و قبیله ای و خانوادگی و جریان سیاسی خاص می رود این محدودیت ها باعث می شود ما بیش از آنکه  توسعه در ذهنمان باشد این به فکرمان می آید که چطوری دل هم جریانی مان را نشکنیم و یا چطور دل هم طایفه ای مان نشکنیم که در دور بعد به ما رای دهند نماینده های مجلس می توانستند نقش مهمی ایفا کنند اما بیشترین  نقش این بود که چه کسی از جریانشان مدیرشود.

نمایندگان در استان ما در مدیریت ها دخالت غیر قانونی می کنند در حالی که وظیفه نماینده ها مشخص است نظارت و قانون گذاری است در استان ما این دو موضوع کاملا کنار رفته و ته لیست رفته است وظیفه نماینده های ما  در استان انتخاب مدیران و اشتغال افراد است که هر دو از هم طایفه ای و هم جناحی این نماینده است و با این حساب دولتی که سر کار بیاید دولتی طایفه ای است نه دولتی که بر اساس شایسته سالاری باشد.

مشخص است آن همه برکتی که سفر رهبری داشت در لا به لای همین سوء مدیریت ها که از نماینده مجلس شروع می شود تا برسد به شخص دولتی باعث شد آن  برکت به خوبی نمایان نشود و خیلی ضعیف عمل کردند و چیزی که مد نظر رهبری بود انجام نشد و اگر قسمتی از آن انجام شد خیلی دیر انجام شد.

 

ادامه دارد ...

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.