گروه: اخبار استان خبر: 134260 / تاریخ انتشار : 1398/5/7 ساعت : 13:50
با حضور فرمانده سپاه فتح استان برگزار شد؛

رونمایی از کتاب "تشنگان قله های برفگیر" در یاسوج/جوان 20 ساله ای که مشوق ثبت خاطرات جنگ شد+تصاویر و فیلم

آیین رونمایی از کتاب " تشنگان قله های برفی "برگرفته از خاطرات "علی ثابتی"رزمنده دفاع مقدس هم استان است با حضور فرمانده سپاه فتح و جمعی از جانواده شهدا و رزمندگان برگزار شد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس صبح امروز آیین رونمایی از کتاب "تشنگان قله های برفگیر "برگرفته از خاطرات "علی ثابتی"رزمنده دفاع مقدس هم استان است با حضور فرمانده سپاه فتح رونمایی شد.

 

فرمانده سپاه فتح استان گفت:من به عنوان برادر کوچکتر از آقای ثابتی که در زمان جنگ فرمان امام(ره) را لبیک گفته و در عرصه دفاع شرکت کردند و همچنین امروز امروز فرمان رهبری را در ثبت خاطرات شهداء لبیک گفته و قدم برداشتند تشکر میکنم.



سردار خرمدل بیان کرد: امروز بعد از سالها که از جنگ جهانی دوم میگذرد عده ای از سربازان را در مناطق مختلفی از دنیا در یک مکان جمع کرده مردم آنها را ارج نهاده و به عنوان نماد مقاومت تحسین میکنند.



وی افزود: چند شب پیش در شبکه مستند موضوعی در رابطه با سربازان روسیه نشان میداد که تکریم و یادمان سربازان آنها را به تصویر میکشید بنابراین باید نام و یاد شهدا ء و رزمندگان در کشور ایران اسلامی همچنان به عنوان افتخار آفرینان دفاع مقدس زنده بماند، و بایدصادقانه گفت نتوانستیم در شان رزمندگان، آزاده گان وظیفه خود را به درستی انجام دهیم یعنی بخشی را برجسته کرده و از بخشی غافل شدیم، از طرفی نباید بخشی از رویدادها را بیان و بخشی را نادیده گرفت، زیرا تاریخ کشور ما به همه حوادث و رویدادهای جنگ نیاز دارد.



خرم دل با اشاره به خاطره ای گفت: عده ای از میادین جنگ بازدید داشته اما باور نمیکردند که رزمندگان ایرانی از هفت محور بتوانند عملیات کنند که این نشان از رشادت های رزمندگان دارد.

 


سردار خرمدل در پایان گفت: امروز بسیار جای کار در حوزه های فیلم و ثبت و ضبط اتفاقات وجود دارد که باید قدم برداشت به عنوان مثال در بوشهر کل مستند آنها یک مکالمه صوتی بود که ثبت شده است اما در شهرهای دیگر خاطرات زیادی ثبت شده است از طرفی در کردستان و جنوب و حتی در بوشهر و در دریا حماسه آفرینی شده است که کمتر به آن اشاره شده است.

 


خرم دل افزود: حدود دو ماه پیش یکی از همکاران ما وفات کرد و مراسمی باشکوهی برگزار شد و موضوعات قومی و گرمسیری و سردسیری مطرح نبود، در این مراسم فردی که از بستگان جناب سرهنگ قدیمی بود بیان کرد مرده پرست نباشید که این موضوع حکایت از دردی دارد که قدر عزیزان خودمان را نمیدانیم کسانی مانند رزمندگان، جانبازان از جمله آنهاست و باید پرسید اگر شهدا ء تکریم میشوند اگر زنده بودند به همان صورت آنها را امروز تکریم میکردیم؟ و از همه راویان توقع میرود خوبی ها و ارزش ها بیان شود.



وی گفت: امروز فیلم های کره ای پخش میشود که ادعای تاریخ دارند اما آنها تاریخ ندارند ولی کشور ما گنجینه های مانند دفاع مقدس دارد که باید در تبیین آنها تلاش و کوشش کرد و نسل امروز و جوان را با آن آشنا کرد.

 

نویسنده کتاب تشنگان قله های برفگیر در ادامه این مراسم رونمایی از این کتاب گفت:‌ در سال ۶۹ بر اساس طرح تفکیک رزمندگان به نیروی دریایی رفته و در همان زمان به فکر نوشتن خاطرات جنگ افتادم، در آن زمان صحبت هایی مطرح میشد که جنگ تمام شد و سپاه باید به میادین دیگر برود و خدمت کند، بنده در همان زمان دلخور شدم و تمام نوشته هایم را پاره کردم و گفتم بسیاری از خدمات سپاهیان گمنام ماند، این کتاب را در دریا ریختم تا این خاطرات هم گمنام بماند.

 
 
ثابتی گفت: در هویزه جوانی ۲۰ ساله از بنده پرسید آیا جبهه بودید؟ گفتم بله، پرسید آیا خاطره نوشته ای؟ گفتم خیر که پرسش های این جوان سبب نوشتن کتاب تشگان قله های برفگیر شد، این جوان ۲۰ ساله گفت اگر شما مطالب به حق را ننویسید کسانی خلاف وقایع جنگ را نوشته و موضوعات جنگ را تحریف میکنند و در این شرایط تصمیم بر نوشتن این کتاب گرفتم.
 
 
 
ثابتی بیان کرد: قبل از عملیات و الفجر ۸ در یک مراسمی به فرمانده گردان گفتم مرخصی میخواهم چون تازه ازدواج کرده ام اما متوجه شدیم که امکان مرخصی وجود ندارد و از طرفی به بنده گفته شد باید به آموزش غواصی بروید و صبح و شب مشغول این کار بودم، در یکی از شب ها کسی ما را از خواب بیدار کرد که یکی از هم استانی های شما اقدام به کتک کاری کرده است از طرفی این فرد با یکی از مسوولان در زمانی دیگر درگیری ایجاد کرده بود و‌ من در این فکر بودم که این رزمنده مقتدر را به چه صورت میتوانم به او کمک کرده تا بار دیگر این اتفاق رخ ندهد اما دیدم بعد از ایجاد درگیری همچنان در حال زمزمه کردن ماجرای درگیری و‌کتک کاری خودش بوده که همین موضوع سبب خنده و یک خاطره طنز برای بنده بوده است.
 
 
 
وی افزود: در عملیات والفجر ۸ در گردان روح الله بودم که در آن‌ عملیات ۱۳ شبانه روز رزمندگان جنگیدند که  این گردان ۳۵۰ نفره به ۱۸ نفر تبدیل شد و زمانی بود که در حال راه رفتن به خواب میرفتند و در‌ آخرین شب که ۱۸ نفر بودیم وضع حال و سلامتی آنها را میپرسیدیم در همان زمان صدایی انفجاری آمد و چیزی به دستم خورد و نگاه کردم دیدم تکه ای گوشت است به پشت سرم که نگاه کردم دیدم آثاری از بسیجی و رزمنده "عیوض محسنی نیک" رزمنده کهگیلویه و بویراحمد باقی نمانده است و تنها ۷ الی هشت کیلو گوشت از بدن او به زادگاهش برگشت.
 
 

وی در ادامه  افزود: در زمان برگشت ۱۷ نفر برگشتیم با عبور از فاو و اهواز و نهایتا  با حضور در هفت تپه رزمندگان از من خواستند مداحی کنم که با شروع مداحی همه شروع به گریه کردند و من میخواندم "گردان روح الله گل های پرپرت کو/سربازان رهبرت کو"؟ که همه شروع به گریه کردن کردند، این موضوع در ذهن من به عنوان خاطره ای حزن انگیز باقی مانده است اما امروز باید این رشادت ها به نسل های بعدی برای آشنایی با تحولات دفاع مقدس و ارج نهادن به امنیت، بازگو شود.

 

تصاویر تکمیلی در زیر آمده است:

---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
انتهای پیام/
تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.