گروه: اخبار استان خبر: 133071 / تاریخ انتشار : 1398/4/22 ساعت : 09:09

بررسی وضعیت پوشش زنان در ایران باستان؛ حجاب زنان ایرانی در ایران باستان شأن ومنزلت آن ها را تعیین می کرد

اصولاً ایرانیان انسانهایی با اخلاق و معتقد به اصول و مبانی دینی هستند در بررسی لباس و پوشش ایرانیان در قبل از اسلام می توان مجموعه ای از لباس را سراغ گرفت در کتاب «تاریخ لباس و پوشاک در ایران از آغاز تا امروز » به این نکات اشاره شده است.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس مفهوم پوشش بیشتر به منظور پوشاندن بدن انسان در برابر گرما و سرما و نیز در امان ماندن از آسیب حشرات و مهمتر از حفظ عفاف در برابر جنس مخالف استفاده می شود بنابر این انسانها از همان دیرباز به فکر استفاده از پوشش بوده اند.


نخستین پوشش ها در 6هزار سال پیش از میلاد مسیح از شاخه، ساقه، برگ، ریشه و روییدنی هایی که در طبیعت یافت می شد، فراهم می شد تا آنکه کشف الیاف طبیعی همچون پشم، کرک و نیز الیاف نخی مثل نخ پنبه و ابریشم به انسانها کمک کرد تا بتوانند از آن در تهیه پارچه استفاده کنند.

 


ایران نیز از جمله کشورهایی بوده است که در صنعت نساجی و پارچه بافی پیشرفتهای چشمگیری داشته است به عنوان مثال ویل دورانت از دو هنر پارچه بافی و خیاطی ایرانیان به عنوان دو هنر شاخص نام می برد در مقطعی از تاریخ با پدیده لباس مواجه می شویم محصولی که در نتیجه دوخت و دوز مطابق با رنگ، سلیقه و طبیعت برای پوشاندن بدن تولید می شود.

 


پس از آن با مفهوم پوشاک شامل دستکش، کلاه، جوراب، کفش، زیورآلات، کمربند، کیف و... مواجه هستیم. نوع لباس و پوشاک افراد از عواملی چون محیط جغرافیایی، فصل، جنسیت، سن و سال، شخصیت و نوع جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، نشأت گرفته است. به عنوان مثال لباس مردم بلوچ عموماً از پارچه های پنبه ای تولید شده در آن منطقه و یا پای پوشه آنها از الیاف خرما و برگ آن دوخته می شود.

 

 

 آیا موضوع حجاب و پوشش در کشور ما مربوط به دوران پس از اسلام است؟


 اصولاً ایرانیان انسانهایی با اخلاق و معتقد به اصول و مبانی دینی هستند در بررسی لباس و پوشش ایرانیان در قبل از اسلام می توان مجموعه ای از لباس را سراغ گرفت در کتاب «تاریخ لباس و پوشاک در ایران از آغاز تا امروز » به این نکات اشاره شده است.


تاریخ مدون ایران به 808 قبل از میلاد یعنی دوران مادها برمی گردد و از این دوران می توانیم لباس ایرانی را بر روی آثار سنگ تراشی، پس از آن آثار فلزی و در دوره های بعد بر روی گچ بری، سفالینه ها و آثار سرامیک مشاهده کنیم، در دوران سلجوقی نیز آثار نگارگری مبین و زبان گویایی از گزارش ویژگی های لباس ایرانی است، ضمن آنکه از دوران زندیه و قاجار نیز نمونه هایی از پوشاک ایرانی باقی مانده است.

 

 به عنوان مثال در دوران اشکانی و ساسانی زنان از نوعی چادر استفاده می کرده اند که البته با مفهوم چادر به شکل امروزی خود تفاوتهایی داشته است، اما در عین حال به مفهوم پوشش سر بوده است همچنین در دوران ماد و هخامنشی نیز نه تنها زنان، بلکه مردان پوششی شبیه کلاه و سربند را در سر داشته اند این پوشش برای مردان به معنای وقار و شخصیت بوده است.

 


بنابراین قبل و پس از ظهور اسلام نیز ایرانیان مشکلی در خصوص لباس و پوشش نداشته اند اگر نگاهی به لباسهای سالهایی که ایرانیان اسلام را می پذیرند تا دوران آل بویه و حتی سلجوقی بیندازید  می بینید که لباسهای ایرانیان با لباسهای دوران ساسانی تفاوتهای اندکی دارد،  زیرا لباس آنها حتی قبل از ظهور اسلام از پوشش و وقار خاصی برخوردار بوده است.


در دوران سلجوقی، ایلخانی و تیموری و صفوی نیز این روند مشاهده می شود و اگر تفاوتی نیز مشاهده می شود این تفاوتها کند است و می توان در طول دوره تاریخی بلندمدت این تغییرات را به صورت اندک مشاهده کرد این موضوع در دوران افشاریه و زندیه نیز اتفاق می افتد.

 


 این دوره تا چه زمانی ادامه دارد؟


 تقریباً تا 50 سال دوران پایانی قاجاریه،  از آن پس تمایل به غرب که در تمامی شؤون اجتماعی مشاهده می شود و ایرانیان را متوجه لباسهای غربی می کند، اما همچنان این تغییرات مثل گذشته قابل هضم است  اما موضوع متحد الشکل کردن لباس مردم در دوره رضاشاه و کشف حجاب که واقعه ای تغییردهنده و ناگهانی در پوشش و دستوری غیرشرعی، غیرفرهنگی و غیراخلاقی و توأم با زور و تهدید در جامعه ای با اعتقادات کهن فرهنگی و مذهبی بوده است.

 


وقتی سخنان رضاشاه را در خصوص کشف حجاب مرور می کنیم، به این جملات برمی خوریم که «حجاب مانع پیشرفت جامعه و زن ایرانی است» زنان محجبه ایرانی در 17تیر 1314 و چندین ماه پس از آن که تمهیدات شدیدی برای کشف حجاب در جامعه صورت گرفت، برای حضور در اجتماع با مشکلات فراوانی روبه رو بودند.

 


پس از این دوره، دیگر شاهد تسلسل نیستیم و شاهد نوعی گسست در لباس و پوشاک هستیم  در دوران محمدرضا پهلوی اجباری در بی حجاب بودن تمامی افراد مشاهده نمی شود در این دوره استفاده از عباراتی چون آزادی در انتخاب شغل، پوشش و عقیده رواج دارد، اما در عین حال مردم در انتخاب این مسایل نمی توانند ملاحظات، چارچوبها و قواعد خاصی چون اخلاق، شرع و فرهنگ به آنها داده است را در نظر نگیرند.

 


نگاه اجمالی به لباس ایرانیان در طول تاریخ نشان می دهد که در هیچ دوره ای، مردم ایران در مقایسه با سالهای 1343 تا 1355 بدلباس نبوده اند، لباسی که در عین برهنگی، بی قوارگی و بی هویتی، انقطاعی در سیر منطقی لباس ایران به وجود آورد که هنوز هم به مانند یک ضربه محکم و شوکی عمیق نمی توانیم جوابگوی چرایی آن باشیم.

 


یعنی در این دوره دیگر لباسها با شخصیت افراد هم تناسبی نداشت و با اجبار و تبعیت کورکورانه همراه بود، بنابراین  پس از پذیرش اسلام از سوی ایرانیان اساساً با حجاب به عنوان یک مشکل برخورد نمی کردند، حتی پس از آن نیز چنین مفهومی برای آنها مشکل محسوب نمی شد حتی تا اواخر دوران قاجار نیز بطور قطع این مشکل نبود.

 


امروزه در میان گروه های جوامع غیردینی، مثل هندی ها که لباس «ساری» می پوشند یا چینی ها که «ساران» و یا اندونزی ها که لباس «باتیک» را می پوشند، مسلمانان همچنان از پوشش روسری هم استفاده می کنند.

 

 برای هندوها هم لباس هویت فرهنگی خود را دارد اصلاً چه ضرورتی دارد که در پوشش خود همچون همه دنیا باشیم؟ آیا قبل از رضاخان هم اجباری برای حذف حجاب وجود داشته است؟ نه این گونه نبوده است؛ حتی در دوره قاجاریه نیز که برخی ها سختگیری هایی در پوشش خانم ها داشته اند بیش از حد شرعی خود بوده است استفاده از روبندهای بلند و... از سوی فقهای دینی مورد تأکید قرار نگرفته است حجاب باید در وجود انسان تجلی پیدا کند مظهر بیرونی آن نیز به شکل لباس و پوشاک جلوه گر می شود.

 

 

در دوران پادشاهی ماد در ایران باستان و در دوره عیلام، زن مقام والایی داشت مجسمة الهه های زن از این دوره در دست است که این گفته را تأیید می کند علاوه بر رهبری اقتصادی و اجتماعی، مقام روحانیت نیز از امتیازات زنان این دوره بود اما با ورود آریایی ها به ایران، نظام ارزشی که در آن مادر مقام والائی داشت به نظام پدرسالارانه تغییر کرد و آنچه در این دوره مباحث ضد و نقیضی درباره آن مطرح شده، مسئلة حجاب زنان است.

 

زنان در ایران باستان حجاب خود را رعایت می کردند و اصولاً معنی حجاب درآن دوره متفاوت از امروز بود؛ در نقوش تخت جمشید، در مقایسه با دوره های بعدی، اثری از حجاب زنان پارسی وجود داشته است.

 

زنان ایرانی در دوران پیش از تاریخ

ملاک تقسیم بندی دوران ما قبل تاریخ، از زمان اختراع خط است که تاریخ آن را حدود پنج هزار سال قبل تخمین می زنند. پیش از ورود آریایی ها اقوام بومی ایران که به آسیانی معروف بودند از حدود ده هزار سال ق.م. که هنوز انسان در دوران شکارگری می زیست، فرهنگ و تمدن داشتند که آثار آن در موزه های جهان پراکنده است از حدود هشت هزارسال ق.م  یا دوران نو سنگی و در مرحلة کشاورزی و بعد شهرنشینی  نقش زن چه در امور و مسائل روزمره و مسائل آسمانی مورد توجه بوده است در اولین قطعات کوچک نقاشی شده از جنس گل پخته که به ندرت تصویر انسانی بر آنها دیده می شود، تنها نقش زن یا » ربة النوع مادر« مشهود است.

 

در فلات ایران، در هزاره های دهم و نهم ق .م. زن که وظیفة اصلیِ وی در طبیعت، آفرینش و زندگی است « الهة باروری » و « ایزد بانوی مادر »را می پرستیدندزنان در جامعة بدویِ فلات ایران، وظایف بسیار سنگینی را بر عهده داشتند آنها نگهبانان آتش و سازندة ظروف سفالین و فراهم آورندة میوه های طبیعی بودند حتی بر مردان نیز برتری داشتند تا آنجا که به مقام روحانیت هم می رسیدند.

 

زنان ایران باستان که از طبقة ممتاز بودند همواره حجاب خود را رعایت می کردند بنابرآنچه از داستان ویس و رامین ذکر شده در روزگار ساسانیان، هنگامی که بهرام گور برای شکار به خارج از شهر به دشت وبیابان و صحرا روی می آورد با دختران چکامه گوی و نغمه سرا و موسیقی دان روبه رو می شده است که بدون هیچ گونه حجابی در برابر شاه ظاهرمی شوند و با هنر نمائی خویش، دل از وی می ربودند.

 

بعضی از منابع معتقدند که زنان ایرانی از چادر و روبند استفاده نمی کردند ازجلوه گری ها و نمایش برهنة اندام خود پرهیز داشتند در تأیید این نظر می توان به سکه ها، تندیس ها و نقوش به دست آمده که زنان ایران باستان حجابی نداشتند ولی پوشیدگی روی و موی، سنت و وجه امتیاز اشراف به شمار می رفته است.

هردوت و استرابون نیز هر دو پوشیدگی زنان طبقات ممتاز ایران قدیم را امری متداول می دانند و آنرا نوعی اشرافیت به شمار می آورند و تأکید می کنند که زنان طبقات دیگر از این چادر ») اما با توجه به اینکه واژة  در پرده بودن، خود را آزاد می دانستند آمده است، چنین برمی آید که این واژه « پوشش «و « لباس » در زبان پهلوی به معنی (cvatur) قبل از ساسانیان نیز کاربرد داشته است البته مسلماً اگر چادر هم استفاده می شد به نحو امروزی آن نبوده است.

اصولاً بررسی های تاریخی با مفاهیم و اندیشه های جدید و برداشت متجددانه از آن اشتباه است؛ و هر متنی را باید در سیاق خود مورد مطالعه قرار داد. گذار از مرحلة فضیلت به رذیلت و یا تبدیل مجاز به ممنوع و روا به ناروا یا برعکس قضیه ای است برای پوشش زن  که بسیار هم « حجاب » که همواره باید مد نظر قرار گیرد به کار بردن واژه است و هم به « پوشش » هم به معنی « حجاب » استفاده می شود چندان صحیح نیست واژةاست.

 

 

  این نشان می دهد که پرده، وسیلة پوشش است و شاید بتوان بر اساس معنای لغوی « پوشش » مفهوم گفت که هر پوششی حجاب نیست استعمال کلمة حجاب در مورد پوشش زنان که به معنی پوشش « ستر » اصطلاحی نسبتاً جدید است در گذشته و در اصطلاح فقها به کار رفته است.

منزلت زن درایران باستان

در ایران باستان، زن از مقام ارجمندی بر خوردار و به عنوان یکی از اعضای خانواده در همه شئون زندگی با مرد برابر بود برای اثبات این موضوع شواهد زیادی دردست است در اوستا، نام زن و مرد همه جا در یک ردیف ذکر شده است و در اعمال دینی که زنان باید انجام دهند و دعاهایی که باید بخوانند، زن را با مرد برابر است ؛ و نیز در صورتی که موبد حاضر نبود، ممکن بود زن به مقام قضاوت هم برسد و در تاریخ می بینیم که زنانی مسن مانند همای، پوراندخت و آزرمیدخت به مقام پادشاهی رسیده اند.

 

پوشاک زنان مادی

همانگونه که از نقش برجستة آشوری نینوا مشخص است، زنان مادی موهای بلند داشته اند؛ و اگر تنوع آرایش مو هم وجود داشته، از دید مردم آن زمان، هیأت کلی زنان مادی به این صورت بوده است زنان مادی هیچ گونه پوششی برای سر نداشتند؛ تنوع الگویی لباس هاداشت « دالبر » زیاد نبود و جامة معمول آنها دو تکه بود، که تکة رویی در دو طرف بغل پا به طوری که لباس زیرین مشخص می شد زنان بر خلاف مردان فاقد کفش بودند ؛ شاید

مادها بعد از : به دلیل نوع کار و محل اشتغالشان به آن نیاز نداشته اند تشکیل دولت مرکزی و قوی جهت مقابله با دشمنان خارجی به خصوص دولت آشور در باختر، و ساختن شهر هگمتانه به عنوان پایتخت و روی آوردن به ثروت، در وضعیت ظاهری آنها نیز تغییراتی پدید آمد.

 

 

ثروت به اندازة ناگهانی به چنگ ایشان افتاده بود که فرصت بهره برداری از آن را نداشتندمردم طبقات بالای اجتماع، بندة مد و زندگی تجملی شده بودند، مردانشان شلوار و جواهر می آراستند ؛ حتی « سرخاب » قلابدوزی شده می پوشیدند و زنان خود را با غازه زین و برگ اسبان را با طلا زینت می دادند پوشاک زنان پارسیتاریخ نویسان دربارة پوشاک زنان پارسی، اکثراً سخنی به میان نیاورده و با سکوت از آن گذشته اند این سکوت تاریخ نویسان دربارة پوشاک زنان آن دوره یا به علت تماس نداشتن با آنان براثر نزاکت اخلاقی ایرانیان بوده که زنان در مجامع عمومی راه نداشتند ، یا به علت همانندی لباس آنان با لباس مردان پارسی بوده که به تذکر این شباهت عادی و معمولی، نیازی وجود نداشته است.

 

از نقوش هخامنشی تصاویری به یادگار مانده که در آن ز نهای بومی ، پوشش های جالبی دارند، پیراهن ساده و بلند، دارای آستین پرچین و کوتاه، و از زانو به پایین ، دامن در این نقوش ، تصویری از زن : شرابه هایی تا به مچ آویزان است بومی ایران را نشان می دهد که از پهلو بر اسب سوار شده و چادری مستطیل شکل بر روی سر و لباسهای خود افکنده است؛ و در زیر آن یک پیراهن ، دامن بلند و زیر آن نیز ، پیراهنی دیگر و بلندتر تا مچ پا نمایان است زنان پارسی از نوع لباسی که مردان هخامنشی می پوشیدند نیز استفاده می کردند. 

 

 

این گفته را تصویر حک شده بر روی ظرفی گلی  که امروزه در موزة هرمیتاژ نگهداری می شود تأیید می کند شکل این لباس از نظر دامن و بالا پوش به شکلی است که شانه و آستین آن چون مانند شنل است، با هر اندامی متناسب است؛ و دامن نیز در صورتی که قد مرد و زن، با هم اختلاف زیادی نداشت، مناسب بود بنابراین، لباس زنان این دوره ممکن است که اختلافی با لباس مردان پارسی نداشته باشد شاهد دوم برای تأیید این گفته ، نقش فرشی است که در پازیریک سیبری به دست آمده است این فرش متعلق به دوران هخامنشیان است و تصویر زنانی را نشان می دهد که لباسی چون لباس مردان پارسی به تن دارند و کفش هایشان نیز همان است که پارسیان به پا می کردند. فقط اختلافی که در لباس زنان با مردان است، تزئینات پی سینه و شکل یقة آن است

 

پوشاک زنان ساسانی

 

پوشاک بانوان دورة ساسانی را چون دوره های پیشین، فقط می توان از روی نقوش سنگی یا طرح های روی ظروف جست وجو کرد زیرا مورخان در این باره سخنی به میان نیاورده اند؛ نوع لباس بانوان ساسانی را از نقوش سنگی آناهیتا  الهة زیبایی و ثروت  و طرح های روی بشقاب های به جامانده  که در موزه های کشور های خارجی موجود است که شکل هایی از انواع لباس بانوان این دوره را نشان م یدهد، می توان دریافت.

 

بانوان ساسانی پیراهن بلند، بسیار پرچین و گشاد م یپوشیدند و آن را مانند بانوان اشکانی با نواری در زیر سینه، جمع کرده و می بستند کریستن سن با بیان و توضیح نقوش داخل غار طاق بستان نشان م یدهد که الهه ای که به آناهید) قبای سبک یونانی د ارد و در روی آن، بالا پوشی ) « تاج » ، شاه افسری می بخشدستاره نشان پوشیده است و تاجش شبیه تاج اهورامزدا است از زیر آن چهار رشته گیسو بر دوش و سینه اش افتاده است و این بنا بر شیوة عادی زنان ایرانی عهد ساسانی است.

 

-

 

 

زنان ساسانی از پوششی استفاده می کردند که شبیه چادرهای امروزی بوده و این ر ا از نقوشی که برروی ظروف باقیمانده از آن دوره به دست آمده می توان فهمید در طرح بشقابی که شاهزاده ای را در مجلس بزم نشان می دهد، تصویر دو زن نمایان است هر یک دستمالی روی دهان خود، به پشت سر بسته اند و شلواری چون شلوار مردان به پا دارند و قبایی پوشیده اند که تا وسط ساق پا می رسد و قبا در جلوی دامن سه چاک و در پشت نیز سه چاک دارد؛ و سراسر دور دامن و چاک ها حاشیه دار است.

 

 

توضیح بیشتر دربارة طرز لباس و آرایش موهای زنان ساسانی ، کتیبه ای از شاپور اول در بیشاپور وجود دارد که پادشاه را رو به ملکه ای نشان می دهد که با دست راست در حال گرفتن گل لاله یا ساغری است که ملکه به او می دهد و در چنین حالتی ، پادشاه ساسانی اما با توجه به اینکه : چشم به ملکه دوخته و کاملاً متوجه اوست در زبان پهلوی به معنی لباس و پوشش آمده است و از قبل از ساسانیان (cvatur) واژة چادر نیز مورد استفاده قرار می گرفته است، در نتیجه گیری نهایی اینکه چادر در باستان استفاده می شده یا خیر دچار سردرگمی می کند در زمان باستان، زنان پارسی منزلت والایی داشتند. چرا که در دوران زرتشت، مقام زنان و مردان یکسان بود؛ و زنان می توانستند به مقام قضاوت، پادشاهی و ... برسند در میان حجاب در ایران باستان تاریخ باستان، تاریخ نظامی و سیاسی است ؛ و تحقیق در مورد نوع پوشش و حجاب زنان این دوره کار آسانی نیست و شاهنامه  کتاب ملّی و حماسی ایرانیان  گرچه مملو از تاریخ حماسی و نظامی ایرانیان باستان است، امانحوة پوشش زنان آن دوره را ابیاتی بازگو می کند.

 

 

تندیس های به جا مانده از آن دوران، فقط حجاب زنان اشرافی را نشان می دهند که با تطبیق آثار کتبی، سن گنوشته ها و تندی سها و با تدبر در منابع مکتوب و آثار به جا مانده از سلسله های باستانی ایرانی، در بررسی نحوة پوشش، معلوم می شود که زنان اشرافی نه تنهاحجاب خود را رعایت می کردند، بلکه الگویی برای زنان طبقات پایین جامعه بودند و آنها نیز در مجالس عمومی و در منظر مردم پوشیده بیرون می آمدند.

 

 

هخامنشیان

چنان‌که کوروش پس از فتح ماد همدان را که پایتخت دولت ماد بود، مرکز پادشاهی خود قرار داد و پارسیان از آداب و رسوم و حتی طرز پوشاک مادها بهره‌مند شدندبه نظر می‌رسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته شده‌اند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی برمی‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه‌است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی‌خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل شکل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.

 

همچنین توسط یک هیئت روس در دره پازیریک قطعه فرشی کشف شده‌است که مراسم مذهبی را ترسیم می‌کنند که توسط چهار زن جشن گرفته شده‌است. آن‌ها ایرانی الاصل هستند و لباس هخامنشی به تن دارند. رنگ پوست شخصیت‌ها سفید، چشم هایشان قهوه‌ای و موهایشان آبی است. در این فرش شباهت لباس زنان با مردان بسیار قابل توجه‌است، فرضیه‌ای که توسط هرودوت پیش از این تأیید شده‌است.

 

پلوتارک مورخ یونانی در مورد شرایط ایران در زمان هخامنشیان می‌نویسد که «هر گاه لازم است زنان ایران از خانه خارج شوند و به سفر روند، درون چادرهای در بسته‌ای می‌نشینند و چادر را بر روی گردونه‌ای قرار می‌دهند و حمل می‌نماینداحمد کسروی نتیجه می‌گیرد که استفاده از چنین چادری ویژه توانگران بوده و افراد عادی جهت رفت‌وآمد مشابه کوچکتر آن را بر سر می‌گرفته‌اند و به تدریج ظاهر آن تغییر کرده و به صورت امروز درآمده ولی نام چادر همچنان بر آن باقی مانده‌است.

باستان شناسان حفار در قطعه‌ای شکسته‌ای از یک آجر لعاب دار که از بنایی ایرانی در بابل به دست آمده٬چهری زنی را می‌بینند که با رنگ سفید نقاشی شده‌است. قطعه آجری از شوش دست سفیدی مزین به دست بند را نشان می‌دهد که نیزه‌ای را حمل می‌کند. البته این دست نمی‌تواند از آن زنی باشد. حتی گفته شده که ایرانی‌ها هیچ زنی را نقش نکرده‌اند. اما ما طبعاً باید به اسنادی کهبه تصادف به دست می ایند نیز بها دهیم. ظاهراً زن در چارچوبی که برنامه‌های بزرگ امپراتوری و قدرت فرمانروایی آن را به نمایش درمی‌آورد٬نقشی نداشته‌است. اما در میان آثار هنری کوچک به نقش‌های بی شماری برمی‌خوریم که به کمک آن‌ها می‌توان به تصویر کاملی از ظاهر زنان امپراتوری بزرگ ایران دست یافت. نخستین موضوعی که بی درنگ جلب توجه می‌کند لباس زنان است٬که همان لباس چین دار هخامنشی و همان کلاهی است که مردها بر سر دارند.

 

---
---

به دلیل این که در بناهای تاریخی دورهٔ هخامنشی تصویری از زنان نیست، اطلاعات اندکی در مورد پوشش زنان در دورهٔ هخامنشی وجود دارد آزادی حقوق اجتماعی زنان در زمان پارسیها به اندازه‌ای بوده که با وجودی که در ایران تاج و تخت موروثی بوده و پس از فوت شاه کسی از اولاد ذکور او بر تخت می‌نشست  در بعضی از جاها که تابع ایران بودند، تاج و تخت پس از فوت شاه به زنش می‌رسید نه به پسرش. در مُهرهای زیادی زنان ایرانی با لباس چین دار دیده شده‌اند. مثلاً بر مهری که در لندن نگهداری می‌شود زنی را می‌بینیم گل نیلوفر بر دست و با موی بلندی که در قسمت پایین چندین گلوله به آن بافته شده‌است. از آن جا که مردان نیز از زیورآلات و جواهر زیادی استفاده می‌کرده‌اند، از این طریق تشخیص مرد و زن بسیار دشوار می‌شود. حتی عناصر زینتی، مانند به دست گرفتن نیلوفر نیز٬در تصویر زنان و مردان مشابه است. علاوه بر این معلوم می‌شود که در سراسر امپراتوری از «مد» واحدی پیروی می‌شده‌است. ظاهراً زنان اشراف، چشم به دربار در تخت جمشید داشته‌اند و می‌کوشیدند از لباس پربهای درباری تقلید کنند. برای نمونه به نگاره‌ای از سنگ آهک که از مصر به دست آمده و امروز در موزه بروکلین نگهداری می‌شود، نظری می‌اندازد.

 

اشکانیان

«لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده‌است پیراهن  دیگری داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده‌است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند درجای دیگر آمده‌است: «چادر زنان اشکانی به رنگ‌های شاد و ارغوانی یا سفید بوده‌است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می‌افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می‌پوشانیده‌است همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا مانده‌است که «ساخته مکنه» نام دارد و سده‌هاست که زنان سنگسری آن را می‌بافند و می‌آرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود می‌بندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان می‌باشد.

 

زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن میکردند و شنلی بر سر می انداختند، نقابی نیز داشتند که معمولاً به پشت سر می آویختند از پوشش های دیگر سر که شیوه ای نسبتاً پیچیده و سخت داشت، نیم تاجی فلزی بود، با دستاری بلند بر فراز آن که شنل یا نقاب بر روی آن افکنده یا بسته می شدموهای خود را به سبک یونانیان  از میان سر، فرق باز می کردند آرایش می کردند لباس زنان این دوره پیراهنی بلند تا ب ه روی زمین، گشاد ، پر چین، آستین دار و یقه راست بود پیراهن دیگری نیز داشتند که روی اولی می پوشیدند که اندازه آن و روی این دو پیراهن چادری به سر  کوتاه تر از اولی و یقه باز بود؛

 

پیراهن ها از پارچه های منقش و مخصوصاً قلابدوزی شده تهیه م یشد ؛ و کفش ساده مردان اشکانی را به پا می کردند؛ و کمربندشان به شکل نواری بود که برای جم عکردن گشادی پیراهن در زیر سینه می بستند. نقش برجسته ای از پالمیر در موزة لوور موجود است که زنی از دورة اشکانی را نشان می دهد که این زن چادری بر سر دارد و از زیر آن عمامه اش که  به طرز مشخصی بافته های آن مشخص است، به چشم می خورد بر بالای پیشانی و پائین عمامه، فلزی پهن منقوش و برجسته چون نواری موهای جلوی سرش را پوشیده و بقیة موها به گونة زیبایی در عقب سر جمع شده است . این بانو، یک رشته گردن بند از دانه های گرد به گردن و گوشواره ه ای کوتاه به گوش دارد.

 

مجسمة اشکانی زنی از پالمیر نیز در موزة دمشق است که پوشش زنان این دوره را روشن تر می سازد این بانو نشسته و چادری او را پوشانده است بند گوشة چادر به زیر یک تخته فلز بیضی منقوش که با زنجیره ای به گردن آویخته، متصل است عمامه ای بر سر نهاده و نواری فلزی موی بالای پیشانی او را نگه داشته است؛ و رشته هایی از جواهر زیر عمامه و موی اوست یک رشته گردنبند چسبیده به گردن دارد و پائین آن، دور یقه پیراهن زیرین ، پیداست بر روی این پیراهن دو رشته سینه ریز گران بها است و میان رش ته پائین و زنجیر چادر خط یقه پیراهن نمایان است.

 

 

با نگاه کردن به تصاویر مربوط به زنان اشکانی و نوع پوشش و چادری که به سر می کردند، روشن می شود که در این دوره زنان پارتی حجاب خود را حفظ می کردند و در مواردی نیز از نوع پوشش و آرایش یونانیان الهام می گرفتند.

 

انتهای پیام/

 

---
تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 1 نظر
کاتب
1398/4/22 - 22:07
خیلی جالب بود واقعا ممنون
rateup 0
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.