گروه: اخبار استان خبر: 118040 / تاریخ انتشار : 1398/2/22 ساعت : 10:50
قسمت دوم گفتگوی جنجالی دهرابپور با شناسنامه100

اصلاح طلبی و اصولگرایی امروزی جعلی است/شهرداری یاسوج سهم بندی شده است/عضو شورا چه حقی دارد در فلان جا نیرو داشته باشد/به دنبال استیضاح شورای شهر هستم/زارعی در امور اجرایی قوی تر بود

محمد رحیم دهرابپور از فعالین سیاسی کهنه کار استان کهگیلیویه و بویراحمد در برنامه شناسنامه 100پرده از حقایقی در خصوص شورای شهر و شهرداری یاسوج برداشت که پیش از این در جایی مطرح نشده بود.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس،دومین قسمت از مصاحبه زیبا شنیدنی و البته جنجالی محمد رحیم دهرابپور مرد کهنه شورای اسلامی شهر یاسوج را به نظاره خواهیم نشست .در این مصاحیه دهرابپور به نکاتی اشاره کرده است که برای بسیاری از خوانندگان این برنامه می تواند جذاب و شنیدنی باشد، از رانت های انتخاب یک شهردار تا کوتاهی صورت گرفته در زمان استانداران سابق.

شناسنامه 100:فقط دو  نفر در بین همه استاندارانی که در این استان جوان سکاندار داری کردند اهل کهگیلویه وبویراحمد بودند، یا به معنی دیگر بومی همین استان بودند،آیا آنها توانستند رضایت مردم را به خود جلب کنند؟

دهرابپور: اعتقاد من این است که در جامعه  تشکیلات باید باشند و حتی باید بیش از این باشند یکی از مشکلات و نقص های جامعه ما و یکی از عدم مسئولیت پذیری مسئولان، همان عدم وجود گروه سیاسی شناسنامه دار در استان است.

 

ما دو صف در مقابل و تقابل با هم به نام اصولگرا و اصلاح طلب نداریم اگر قرار است که باشند اشکال است، باید گفت این دو جریان اصل هر دو آنها یکی است و هر دو ریشه اعتقادی دارند هم اصلاح و هم اصول در فرهنگ ما جای دارند، رهبر معظم انقلاب در یک جمله می فرمایند بنده معتقدم به اصولگرای اصلاح طلب.جمله بسیار زیبایی است و به شکافتن نیاز دارد.

 

در ظهور اسلام در ابتدا اصلاح جامعه مد نظر بود(حاکمیت وحشی گری عرب که در عربستان بود و به سایر جاها نیز تصرف پیدا کرد تا اصلاح شود) دین اسلام آمد و آن را اصلاح کرد و بعد از انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل بهترین فرصتی بود که این خوی شاه نشینی در ایران اصلاح شود، که بعد از ظهور اسلام در طی این 14 قرن فرصتی فراهم شد که جامعه اصلاح شود.

کلمه اصلاح یک کلمه معنا دار و ریشه دار است اما آنچه که امروزه در جامعه ما به عنوان اصلاح طلبی و اصولگرایی از آن دم زده می شود نه عین اصلاح طلبی و نه عین اصولگرایی است به اعتقاد من تا اندازه ای جعلی است.چرا که می بینیم که عده ای یا اصولگرا و یا اصلاح طلب هستند و در برهه ای دیگر تغییر می کنند،این یک بحث منافعی بوده که در زمان حال اوج آن در حال شکل گرفتن  است.

 

قران وخداوند حق داده است که مردم سرنوشت خود را خودشان مشخص کنند در قرآن کریم و آیه ای شریفه آمده است؛ سرنوشت هیچ قوم و قبیله ای تغییر نمی کند مگر اینکه خودشان آن  را تغییر دهند،علت آن نیز این است که وقتی از میان این مردم نیروهایی در امور قرار می گیرند چون آگاهی و اطلاع کامل از مردم دارند و یا مثلا جای جای استان را بلد است و مردم را می شناسند اینکه چه مشکلاتی داشتند و اکنون چه مشکلاتی دارند.

 

امروزه هدفی یک مدیر را کمک می کنند که زود در عرصه خدمت موفق باشد، اطلاع کافی از اوضاع و احوال مردم داشته باشد و از لحاظ جغرافیایی و حتی اوضاع و احوال میعشتی حال آن مردم را بداند.

 

انسان ناسیونالیستی نیستم و طبق آن شاخصه و سیاستی که دارم ،هر فردی از هر جای کشور که اهل کار باشد و دغدغه مند وارد استان شود قدمش را روی چشم می گذاریم و حتی کفش هایش را هم جفت می کنم چنان چه کسانی قبلا آمدند و هنوز به یادمان هست و قدرشان را هم می دانیم؛ اما باید گفت  در همین استان یک واقعیتی وجود دارد ما به اندازه کافی حتی بیشتر از آنچه بگوییم نیروی توانمند داریم که می توانند در خدمت مردم باشند و می توانند مدیران موفقی برای مردم باشند؛ اما چرا به آنها بهاء داده نمی شود، فقط خدا می داند.

 

شما بگویید؛چطور ما توانستیم در دوران هشت سال دفاع مقدس حرف اول را در جبهه های دفاع بزنیم،آخرین سنگر دوران دفاع مقدس بعد از قضیه قطعنامه پد خندق بود چه کسانی آنجا ماندند، بله درست است، بچه های استان ما،تا جایی که به یاد دارم بیش از 60 نفر آزاده سرافراز در پد خندق داریم .

 

چطور در میادین جنگ بودیم حتی می دانندجنگ شیرینی خوردن نیست، جنگ با خون و روح خود معامله کردن است؛ چطور  در آنجا حرف اول را زدیم و شهدای زیادی را تقدیم کردیم اما اکنون نمی  توانیم در سایه امنیت و آرامشی که در جمهوری اسلامی داریم خوب خدمت  کنیم، این آقایان سیاست مدار چرا میدان به این جوانها نمی دهند.امروز این چراها وجود دارد، به عنوان  نمونه چرا اکنون ما منزوی هستیم.

در رابطه با استانداران بومی خوشحال بودیم که سرنوشتمان به دست خودمان سپرده شده است،اما به هر دو استاندار بومی استان هم نمره قبولی نمی دهم هر دو می توانستند موفق تر عمل کنند در زمانی مسئولیت یافتند که حاکمیت مرکزی تمام قد حمایشتان می کرد و دستشان را نیز باز گذاشته بود .آنها می توانستند بهتر عمل کنند تا اندازه ای عقب ماندگی استان و توسعه نیافتگی استان در زمان استانداری این دو عزیز مشهود است، اگر بخواهیم به آنها بیشتر هم بپردازیم مردم هم نمره قابل قبولی به آن ها نمی دهند.

 

شناسنامه 100:شما در سه دوره شورای  اسلامی شهر یاسوج بودید،بعد از دوری چهار ساله از این پارلمان محلی باز با یک عزم جدید وارد این شورا شدید، اما به هر حال امروز منتقدی هستید که از بسیاری از ناملایمات در این دوره ناراضی هستید،سئوال اصلی اینجاست در این سه دوره ای که حضور داشتید با چندین شهردار و سرپرست کار کردید، به نظر شما کدام شهردار توانست این شهر زیبا در دامنه زاگرس را بیشتر و بهتر معرفی کند؟

دهرابپور؛ شهر یاسوج متعلق به همه مردم استان است و کسی حق ندارد بگوید شهر ما، بلکه شهر همه مردم است همه مردم استان در شهر یاسوج شریک هستند هم استانی های عزیزی که از سایر شهرستان های استان به شهر یاسوج آمده اند بیشتر از مردم بومی شهر یاسوج  برای توسعه شهر نقش داشتند.

درست است، من سه دوره در شورای شهر یاسوج عضویت داشتم و  الان هم خدمتگذار این مردم در پنجمین دوره آن هستم، در دوره اول، دوره سوم و دوره پنجم که الان چهارمین دوره حضور من در این پارلمان است، حضور داشتم و افتخار هم می کنم حرف همیشگی من این بوده از مردم با مردم  و برای مردم باشیم؛ ؛ما بچه این مردم هستیم باید منت بکشیم و همیشه همراه این مردم باشیم و  برای این مردم باشیم.

از لحاظ بحث شهرداران و مدیریت شهری باید گفت که شهر یاسوج وقتی به عنوان شهر معرفی شد تنها یک دهستان بود،یاد دارم مردم عزیز اردکانی که به این شهر آمدند و این شهر را آباد کردند،بنای شهر را گذاشتند،بازار شهر را راه اندازی کردند، پس توسعه این شهر از این قوم عزیز در دهه های اول شهر شدنش بود، در بحث تمدن شناسی پایه واساس تمدن نیز بازار بوده است و اینها به عنوان بازاریان بنیان گذار شهر یاسوج بودند.

 

شهر یاسوج در همان اوایل شهر نبود بلکه یک ده بود، اما بنا به ضرورت و موقعیت خاص استان و اینکه حاکمیت آن موقع در زمان پهلوی چاره ای جزء استان کردن این استان نداشت؛ بالاخره یاسوج شهر شد و باید گفت از زمانی که یاسوج شهر شده تا امروز نسبت به این موقعیت بسیار خوبی که داشته است غافل شده ایم.

 

باید صراحتاً اعتراف کنیم تا کنون خیلی موفق نشده ایم که عرصه خدمت  به این مردم را آنچنان ایجاد کنیم که زیبا جلوه داده شود و رضایت دربر داشته باشد.

اگر اکنون بخواهم شهر یاسوج را تعریف کنم می گویم " شهری مرده و بی روح در قلب طبیعتی زنده و زیبا "؛ این موضوع یک واقعیت تلخ است گاهی یک سیب زیبا را نگاه کنیم یک جایی از آن لکه بر می دارد این لکه باعث می شود زیبایی سیب را رها کنیم و بیشتر آن لکه را ببینیم.

امروز ما شهرمان را شهری زیبا با وجود مردمی خوب در دامنه این طبیعت نمی بینیم، علت آن چیست خودم را نیز مقصر می دانم، سه دور در شورای شهر عضویت داشتم اما علت و عوامل باید بررسی  شود.

 

در دوره هایی که در شورای شهر حضور داشتم تلاش کردم که وظیفه ام را به خوبی انجام دهم، اعضاء سلیقه های متفاوتی داشتند، اما اکثرا نظر غالب این بود که کار شود مثلا آقای بهرامی شهردار اسبق، آقای نگین تاجی شهردار بعد از وی حتی آقای محمدی یکی دیگر از این شهرداران را  ادم هایی خوب تشخیص دادم و به هر سه نیز خودم هم رای دادم و جزو موافقان آنها بودم و هر سه در مسئولیت خودشان تلاش داشتند که شهر را به خوبی اداره کنند؛ البته این نکته را بگویم که از آغاز تشکیل شورای شهر یاسوج مشکلات مهمی از لحاظ زیر ساخت ها یا نشده یا به واقع پا بر جا است.

به عنوان نمونه هنوز جاده دسترسی به آبشار یاسوج که شاخص اصلی توسعه شهر است مناسب نیست، در همان دوره دوم یا سوم یک روز در شهر یاسوج گردشگران و مسافران گاهی تا پنج ساعت اسیر ترافیک بودند و خاطره بدی برای مسافران باقی می ماند.

اگر زیر ساخت های ما آماده بود، استقبال مسافران خیلی بیشتر از این بود، گاهی برای خدمات اولیه در شهر یاسوج مشکل داریم حتی گاهی برای سرویس بهداشتی هم  درشهر یاسوج مشکل داریم.ما برای این موارد در دور دوم برنامه داشتیم.

اما برای چه چیزی من در این دوره وارد شورا شدم این بود که برنامه هایی که در دوره های قبل داشتم را در این دوره تمام کنم و به آنها عمل کنم، من از نظر خودم می گویم سه شهردار در دوره های خودم را  ادم هایی خوب تشخیص دادم و به هر سه رای دادم اما اعتقاد من بر این است که افراد متفاوت هستند و گاهی شرایط به گونه ای بوده که یکی موفق و دیگری موفق تر بوده است.

 

اما در دوره سوم که آقای بهرامی شهردار شدند ما موفقیت های خیلی بزرگی داشتیم از جمله اینکه توانستیم شهر یاسوج را به عنوان پایتخت طبیعت ایران معرفی کنیم و شناسنامه دار شد و در دنیا هم ازاسم یاسوج به عنوان پایتخت طبیعت ایران نام می برند.

 

کار خوب دوم در زمان شهرداری بهرامی تیم فوتبال شهرداری یاسوج بود، از بنیانگذاران این تیم و کسی که باعث شد این مصوبه از شورا بگذرد و این تیم شکل بگیرد من بودم سن و سالم بالا است اما دلم با جوانان است و اعتقاد داشتم این مجوز برای ورزش حق این مردم بود و ما استعداد آن را داریم.

 

من وقتی وارد شورای شهر شدم در این دوره سه مولفه را برای شهر در اولویت کاری خودم قرار دادم یکی بحث گردشگریف دوم دانشگاهی و سوم بحث ورزش بود چرا که استعداد هر سه را  داریم، واقعا باید گفت که تیم فوتبال شهرداری، یاسوج را به جهان شناساند، مسابقه ای که تیم شهرداری یاسوج با تیم تراکتورسازی داشت  برخی رسانه ها حتی رسانه های خارجی گفتند نبرد غول با  یک تیم تازه تأسیس،اما تیم شهرداری یاسوج آن غول را شکست داد و لقب غول کش را برای خود به ارمغان آورد.

 

یا آن مسابقه ای که با استقلال در تهران داشتیم که اگر خیانت نمی شد برنده هم می شدیم،اما ما در میدان درخشش داشتیم به دنبال گل زدن و برنده شدن نبودیم بلکه در حقیقت به دنبال نیرو سازی بودیم به عنوان مثال یکی از همراهان همین تیم اکنون مربی یک تیم فوتبال در دبی است ما می خواستیم نیرو سازی کنیم.ما در مصوبه خود نوشتیم این تیم برای شکوفاسازی بچه های ورزشی استان باید باشد،بازیکنان تیم فقط بویراحمدی نبودند بلکه از کل استان حضور داشتند.این تیم فرصت خوبی برای استان شد، گاهی در قالب مسابقات لیگ  به سایر استان ها می رفتم می گفتند امتیاز  تیم تان را نمی فروشید یا چند تا از نیروهای تیم را به ما نمی دهید.

 

 

یاد جمله ای زیبا از رهبر انقلاب افتادم، مقام معظم رهبری در سفرشان به استان فرمودند آقایان مدیر اینقدر روی مردم این استان کار کنید که آینده خیر و برکتشان به همه جای کشور برسد ما این استعدادها را داریم.

امروز باید به خودمان بیایم و از این مرزبندی های داخل استان، گرمسیری و سردسیری و طیبی و دهدشتی این یکی و آن یکی استفاده نکنیم، نباید در استان مرز بندی ایجاد شود این مرز بندی ها گاهی آفت است همیشه می گویم ما مردم استان باید در یک کاسه دیده شویم.

 

شناسنامه 100:پس شما اعتقاد دارید که همه آنچه در ذهن داشتید به خوبی پیش نرفته و امروز نیز شهر یاسوج یک شهر مرده است؟!

دهرابپور؛ من زمان حال شهر یاسوج را اینگونه توصیف می کنم شهری مرده و بی روح در قلب طبیعتی زیبا و زنده،باید گفت که در این دوره از شورای شهر چه داریم که به مردم بگوییم چه کردیم کدام زیر ساخت عمرانی فرهنگی اقتصادی را ایجاد کردیم.به نظر من شورای شهر می توانست مرجعی باشد که از لحاظ مختلف حتی  اقتصادی بخشی از اشتغال مردم استان را نیز حل کند اما چه کردیم چه داریم من اکنون به دنبال این مطلب هستم که شورای شهر را به استیضاح بکشانم، شورای شهر باید جوابگو باشد.

 

 شورای شهر و شهرداری فعلی اصلا نه ایده کافی و نه اراده قوی برای کار دارند و اشکال ندارد که بگویم با آن انگیزه ای که داشتم وقتی وارد این شورا شدم از هدف اصلی ام در حال دور  شدن هستم، چون زمان در حال از دست رفتن است اوج کار شهرداری همین روز ها است در همین میان دوره است.

 

بارها گفته ام بازوی شورای شهر، شهردار است؛ شهردار مثل بیل در دست کارگر است رزمنده در میدان جنگ باید اسلحه داشته باشد شورای شهر بازوی قوی برای کار ندارد.

وقتی وی(نستهین مقدم)مطرح شد حتی یک بار در جلسه نیاوردن که مطرح اش کنند و ما بررسی کنیم که ضعف و قوت این فرد چیست از بیرون افرادی متنفذ برای منافع خودشان آقای شهردار را انتخاب کردند و وارد شهر کردند حتی من به کار فرمانداری آن زمان هم اعتراض دارم که ایشان به فرمانداری رفت و بعد ما را دعوت کردند که می خواهیم شهردار را انتخاب کنیم.

 

شناسنامه 100:پس شما روند انتخاب شهردار را بر اساس مراحل قانونی آن، مسئله ای غیر قانوی میدانید، یعنی برخی قانون را برای انتخاب شهردار فعلی دور زدند، این سخن کاملاً درست است یا نه؟

دهرابپور؛ درست است، همین مسئله امروز بیان می شود، روند این کار قانونی نیست روند نامطلوبی است و خیلی روشن بیان می کنم که با طرح این فرد و با ادامه کار این فرد مخالف هستم چرا که نمی تواند بازویی قوی برای شورای شهر باشد، همین جا از دست مسئولان از نظارت کننده ها فریاد می زنم .

 

گاهی افرادی هستند که جز به منافع خودشان به چیز دیگری فکر نمی کنند به مردم فکر نکردند و در زمان حال آدم ناتوانی هم نیستم به دستگاه های نظارتی تذکر و هشدار می دهم حتی به اقای استاندار تذکر می دهم ، امروز متأسفانه استاندار فعلی حتی به مکاتبات شان هم پاسخ نمی دهند، و نمی نویسند این تعداد نیرو قانونی کار نمی کنند اما توجهی نمی شود و چرا عمل نمی شود.

 

بنابراین می گویم که ما یا تربیت نشده ایم که مدیریت کنیم و یا به حاکمیت بها نمی دهیم، یکی از این مشکلات است استاندار و معاون استاندار بر ما حاکمیت دارند باید از آنها تبعیت کنیم و باید این عرضه را داشته باشند اگر از آنها تبعیت نکردیم، برخورد کنند.

 

اکنون اوضاع مدیریت شهری به ویژه  در شهر یاسوج کاملا با بحران مواجه است؛ مشکلات ترافیکی ما، مشکلات بازار روز ما، مشکلات دست فروشی ها، حقوق کارگران، مشکلات نیرو آوردن بدون حساب و کتاب در شهرداری به گونه ای که اکنون در شهرداری یاسوج نمی توان مشخص کرد چه تعداد کار می کنند، چه تعداد حقوق می گیرند، کجا کار می کنند، تازه طبق بررسی های من تعدادی که خوب کار می کنند کمترین اضافه کار به آنها  داده می شود و آنهایی که کمتر کار را می کنند بالاترین اضافه کار را می دهند.

 

در همین یک سال و نیم تعداد زیادی نیرو وارد بدنه شهرداری شده است، شهردار می گوید شورا آورده اما سئوال اینجاست اگر شورا آورده پس شهردار چکاره هست؟ شورا می گوید نه ما نیاوردیم خودش آورده است، چرا این موضوعات انحرافی بیان می شود،  چرا دروغ گفته می شود اگر شهردار بر همه چیز اشراف داشته باشد این اتفاقات رخ نمی دهد؛ شهرداران قبل نسبت به کار خود اشراف داشتند.

 

من با شهرداران زیادی کار کردم به عنوان مثال آقای بهرامی را فردی قوی و مستقل در مدیریت شهرداری می دانستم، اشکال هم داشت اما در کارش موفق بود،نگین تاجی و حتی آقای محمدی دنبال کار و پیگیر بودند، اما متأسفانه اکنون شهرداری ما سهم بندی شده است و هر کس در کار شهردار دخالت می کند، عضو شورا چه حقی دارد در فلان جا نیرو داشته باشد.

 

کار ما سیاست گذاری، برنامه ریزی، نظارت بر حسن اجرای امور است؛ یک شرکتی می خواهد سرمایه گذاری کند و خودش نیرو بیاورد اما می گویند نه باید نیرویی که ما می گوییم بیاورید و این شرکت ناموفق می ماند ما این اخلال را در شهرداری داریم و این موضوع را به همه مسئولان استان  از جمله استاندار و معاونان وی هشدار می دهم.

جا دارد از مدیرکل دفتر امور شهری استانداری تشکر کنم از مدتی که امده اند خوب کار کرده اند اما دست تنها است و نیاز است استاندار وی را حمایت  کند تا الان خوب پیش امده است.

 

با کسی بده بستان ندارم و تعارفی هم ندارم، چه اشکالی دارد میزگرد با حضور اقایان برگزار شود من در میزگردها خیلی شفاف تر از اکنون صحبت می کنم چرا دستگاه های نطارتی امنیتی قضایی وقت ملاقات هم نمی دهند، چرا وقت نمی دهند من می خواهم  وضعیت را بگویم گناه من چیست.

 

من همین جا اعلام می کنم به عنوان فردی از این مردم دو ماه به این اقایان وقت می دهم که به خودشان بیایند در غیر این صورت به دفاع از مردم و دفاع از عزیزانمان که جانشان  را در هشت سال دفاع مقدس از دست دادندتا این  انقلاب و این حاکمیت الهی راهش را ادامه دهد علیه آنها شکایت خواهم برد.

 

شناسنامه 100:نظر مردم با شما چطور است، اگر امروز شورا به عنوان یک پارلمان؛ حاکمیت شهری دارد، پس چرا هنوز سکوت پیشه کرده است؟

دهرابپور؛ ما پای اعتقادمان ایستاده ایم ما سکوت نکرده ایم و بی تفاوت ننشسته ایم و تا اندازه ای اگر مدارا می کنیم می خواهم ببینم می خواهند چه کنند، همین جا اعلام می کنم دستگاه های نظارتی-امنیتی اگر تا چند ماه دیگر به این اوضاع و احوال سر و سامان نبخشیدند این اموال مردم را که دارند از دست می دهند، بنده از جمله کسانی هستم که می گویم مردم وحدت دارند کافی است اعلام کنیم مردم حرکت کنند.

 

اگر مشکلات حل نشود مردم را محله به  محله جمع می کنم ، وبرایشان  توضیح می دهم آن وقت اگر می توانند جلوی مردم بایستند؛شورا حق دارد شهردار را استیضاح کند اما شورای ما خودش را در حدی نمی بینید که به وظیفه خودش عمل کند.

 

اعتقاد من این است که در بحث استانی شدن انتخابات نخبگان استان بالا می آیند گاهی افتخار برخی ها این است که فردی از طایفه آنها وارد  مجلس شود و چه نفعی برای استان دارد هیچ جز اینکه از فلان طایفه است و به این افتخار می کنند این تعصب و فرهنگ جاهلیت است باید اصلاح شود.

 

از اول انقلاب هر چه کردم و هر چه دادم پشیمان نیستم و تا تحقق  اهداف انقلاب ایستاده ام من این جمله احمدشاه مسعود افغانی را هیچگاه فراموش نمی کنم که به شاه مسعود گفتند افغانستان را کاملا گرفته اند و فقط فلان دره مانده است گفت این دره نیز مکان زیادی است و دنیایی برای من است اگر اندازه گودی کلاهم از خاک افغانستان بماند باز هم من می جنگم.

شناسنامه 100: در بخش پایانی نک کلماتی را برای شما بازگو میکنم، اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند را بگویید؟

 

غلام محمد زارعی؛آدمی متدین و متواضع اما میدان نمایندگی مجلس، میدان محل کار اوی نبود، زارعی می توانست مدیر اجرایی قوی باشد نظر من براین بود این میدان نباید دست وی داده می شد.

ستار هدایت خواه؛متدین ولایت پذیر اما در بحث چینش مدیریت ضعیف ترین نماینده بود.

مسعود حسینی؛مطالعاتی در خصوص وی نداشتم

حسن روحانی؛وی را تقریبا مثل اقای زارع در میدان مجلس می بینم؛ اگر خودش خوب تشخیص می داد و آدم عاقلی بود که ابتدا فکر می کردم آدم عاقلی است، اما اکنون فکر نمی کنم، این میدان کارش نبود و کار را باید به اهلش می سپردند و به کسی می دادند که خودش زیر سوال نبود.

شهر یاسوج؛ بهترین نقطه برای برخورداری از کلکسیونی از تمام زیبایی های دنیا اما اکنون شهری بی روح در دل طبیعت زیبا است.

غلام رضا تاجگردون؛توانمند، کارشناس، مشرف بر قضایا، در حوزه نمایندگی خود نسبت به همه دوره ها قابل مقایسه نیست، اما متاسفانه فردی بخشی نگر و از جمله کسانی است که توقع می رفت به عنوان نیروی استان شناخته شود؛ نه تنها در استان بلکه شخصیت وی را در یک بخش می بینیم.

محمد رحیم دهراب پور؛مردم قضاوت کنند افتخار می کنم فرزند عشایر هستم و از گذشته خودم پشیمان نیستم هر چه به دست اوردم برکت انقلاب بود و خدا را سپاس می گویم.

 

شناسنامه 100:از اینکه وقت خود را در اختیار این برنامه قرار دادید بسیار ممنون و سپاسگزاریم

دهرابپور؛ به نوبه خودم از برنامه خوب شناسنامه 100 که در راستای هدف رسانه ای خوب خودش با بهره بردن از جوانان انقلابی به نکاتی خوب در راستای بیشتر دانستن جامعه کمک کرده و  تمامی درد های این جامعه و مردم را طی می کند سپاسگزاری می کنم و امید دارم در ادامه راه بسیار موفقتر خواهند بود.

 

انتهای پیام/

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 1 نظر
ياسوجى
1398/2/23 - 13:06
دهراب بور صد در صد انقلابى
rateup 1
 ratedown 3
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.