گروه: اخبار استان خبر: 115683 / تاریخ انتشار : 1397/11/25 ساعت : 17:58
پنج شنبه با شهدا:

شهیده چرامی که در بمباران بهبهان با رشادت تمام به استقبال شهادت رفت+تصویر

دفاع مقدس به ما یاد داده است که فلسفه وجودی جهاد و شهادت زن و مرد نمی شناسد با گذشت سال ها از دفاع مقدس هنوز حوادث و رشادت های زیادی از زنان و مردان ایران اسلامی در هشت سال دفاع مقدس همانند گنجینه ای دست نخورد باقی ماندند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس شهیده آمنه حیدریان وقتی که در دفعات اول به بهبهان موشک اصابت کرد، فرزندان خویش را روانه شهرستان چرام کرد و با مادر پیرش حاضر به ترک شهر نشدند تا اینکه در شب 25بهمن ماه 62  موشکهای اهدایی ابرجنایتکاران به شهر بهبهان شلیک می شود و به خانه ایشان اصابت کرده و دعوت حق را لبیک گفته و به لقاءالله پیوستند .

 

 

زندگی نامه شهیده آمنه حیدریان:

 

شهیده آمنه حیدریان در سال 1322 در یک خانواده مسلمان و مستضعف در روستای شیخ حسین چرام دیده به جهان گشود . با فقری که در آن زمان بر جامعه روستایی حاکم بود همچون رادمردی کمر همت بست و با تلاش و زحمت خویش همراه و همگام با پدر و مادر از مشکلات و نارسائیهای خانواده کاست .

 

در سال 1340 رسالت دیگری که همانا ازدواج و تربیت و پرورش افراد خانواده بود بدوش گرفت .

 

وی با تمام مشکلات و مشقات زندگی به روش ساده ای می زیست . چون شوهرش مشغول خدمت نظام بودند تصمیم گرفت برای ادامه زندگی همراه با خانواده خویش به شهرهای جنوبی کشورمان مهاجرت کند .

 

در شهرهای جنوبی با نداشتن امکانات و هوای گرم و فرزندان خردسال چنان زندگی می کرد که کسی فکر نمی کرد چنین وضعیتی را دارا باشند .

 

ثمره ازدواج وی سه پسر و چهار دختر بود که  بعد از سالها تلاش و زحمت توانست از سرمایه ناچیز خود در بهبهان خانه ای خریداری کند .

 

هنوز چندماهی از اقامتشان در بهبهان نگذشته بود که شوهر وی مریض می شود و در تهران بستری می شود و در شهر غریب و فرزندان خردسال و شوهر مریض چنان مقاوم و استوار در برابر مشکلات مبارزه کرد و فرزندان خود را دلگرم می کرد.

 

همانگونه که رسالت انسانهای شهید بود بر زندگی تسلط داشت در بیمارستان تهران از شوهر خود عیادت می کند و طبق اعتقاد خویش به مکتب تشیع تصمیم می گیرد که شوهر خود را به زیارت امام رضا (ع) ببرد .

 

بعد از زیارت برای مدتی شوهر وی بهبود می یابد و طبق مجوزی که از بیمارستان گرفته بود او را به بیمارستان برمی گرداند و برای سرپرستی فرزندان خردسال غریب خود به بهبهان برمی گردد. چند روزی در بهبهان نمانده بود که خبری قلب او و فرزندانش را جریحه دار کرد .

و آن اینکه شوهر وی جان به جان ‌آفرین تسلیم کرد بود و دگر بار رسالتی عظیمی به عهده شان می افتد و همانا تربیت  پرورش انسانهایی که سرپرست خویش را از دست داده اند .

 

او چنان با فرزندانش زندگی می کرد که احساس نمی کردند که پدرشان را از دست داده اند یعنی برای آنها هم پدر بود و هم مادر .

 

فرزندانی تربیت کرده بود که پروانه وار دور شمع وجودش می گشتند و از حقوق ناچیزی که شامل حال فرزندانش می شد با عزت و احترام خاصی به زندگی خویش ادامه می داد . تا اینکه جنگ صدام کافر بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد و صدامیان شهرهای مقاوم را مورد هجوم موشکهای اهدایی شرق و غرب قرار دادند .

 

وقتی که در دفعات اول به بهبهان موشک اصابت نمود فرزندان خویش را روانه چرام کرد و با مادر پیرش حاضر به ترک شهر نشدند تا اینکه در شب 25بهمن ماه سال 62 در ساعت دوازده بعد از نصف شب موشکهای اهدایی ابرجنایتکاران به شهر بهبهان شلیک می شود و به خانه وی اصابت می کند و دعوت حق را لبیک گفته و به لقاءالله پیوستند .

 

 

پیام شهیده:

 

ای ابرجنایتکاران و سرسپردگان آنها بدانید هرچند که مناطق مسکونی ایران را بمباران می کنید و هرچند که پاسداران انقلاب را در خیابان به شهادت می رسانید و افراد مخلص و خدمتگزار به اسلام را در محل کارشان و جوانان مسلمان را در جبهه ها به شهادت می رسانید، بدانید تا زمانی که دست شما را از ممالک اسلامی کوتاه ننماییم و تا زمانی که پرچم لااله الاالله را در سراسر جهان به اهتزاز در نیاوریم دست از مبارزه برنخواهیم داشت . 
روحش شاد و راهش پررهرو باد 

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.