گروه: اخبار استان خبر: 114927 / تاریخ انتشار : 1397/11/4 ساعت : 08:43
پنجشنبه ای با شهدا؛

خمپاره ای که شهید چرامی را از دنیا جدا کرد/نجوای عاشقانه شهید بارانی با مادرش+تصاویر

شهید "بارانی شیخی" در قسمتی از وصیت نامه اش خطاب به مادر خود می نویسد: اینک، با آغوش باز به سوی شهادت می روم و اگر شهادت نصیبم شد بدان که آرزوی قلبی من بود.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از  چرام، شهید بارانی شیخی در تاریخ 1/7/1348 در خانواده مذهبی در شهر چرام دیده به جهان گشود و تحصیلات خود را تا مقطع اول راهنمایی در محل زادگاهش پشت سر گذاشت.

 

 

وی سپس با ثبت نام در بسیج راهی جبهه های حق علیه باطل شد تا به ندای امامش لبیک گفته و آنچنان که خود نیز در وصیت نامه اش آورده است شریعت محمد (ص) رایاری کند.

 

 

شهید شیخی وصیت نامه خویش را با غزلی عاشقانه درباره شهادت آغاز می کند که مضمون آیه 169 سوره آل عمران بوده و در ادامه آن را پیامی برای تمامی عصرها و نسل می داند.

 

 

آنان که حلق تشنه به خنجر سپرده اند

آب حیات از لب شمشیر خورده اند

تا در بهار بارش خون بارور شود

نخلی نشانده اند و به یاران سپرده اند

بار امانتی که فلک برنتافتش

بر دوش جان نهاده در این راه برده اند

این بی شمار لاله رخان در هوای یار

تا روز وصل ثانیه ها را شمرده اند

هرچند شاخه ها ز طوفان شکسته اند

هرچند شعله ها به ظاهر فشرده اند

روزی خوران سفره عشقند تا ابد

ای زندگان خاک مگویید مرده اند

 

 

در قسمتی از وصیت نامه این شهید بزرگوار آمده است:

 

من هم اکنون راهی جبهه شده ام تا خون ناچیزم را در راه حسین (ع) نثار کنم و دین محمد(ص) را جاودانه نگه دارم.

 

هموطنان عزیز! دوستان مهربان! و خانواده گرامی ام! اکنون که زمانه چون بادی می گذرد و عمر ما بیهوده تلف می شود حیف نیست که آن را اینچنین در بستر به پایان برسانیم.

 

من که از خود چیزی ندارم فقط وصیت من این است که اگر از من کوچکترین ناراحتی دیده اید حلال کند.

 

مادر جان! از تو فقط یک چیز می خواهم که اگر شهادت نصیب من شد گریه نکنی.

 

مادر جان شهادت پیامی است به همه عصرها و نسل ها که اگر می توانی بمیران(جهاد) و اگر نمی توانی بمیر(شهادت).

 

اینک، با آغوش باز به سوی شهادت می روم و اگر شهادت نصیبم شد بدان که آرزوی قلبی من بود.

 

شهید بارانی شیخی سرانجام در تاریخ 3بهمن ماه1365 در منطقه آبادان و بر اثر اصابت خمپاره به آرزوی خویش رسید و روح بلندش تا ملکوت پرواز کرد.

 

 
 

بخشی از زندگینامه شهید:

 

بسمه تعالی

خوب است از زندگی کوتاه مدت این نوجوانان رشید توصیفی کنیم به زندگی چند روزه گل سرخرنگ شقایق نظری بیفکنیم .

 

زمین افسرده و مرده ای را مجسم کنید که در اثر یک ریزش باران به سبزی می گراید و شقایق ها جوانه می زنند و طبیعت را سرور و خرمی می بخشند .

 

اما بعد از مدتی کوتاه در اثر وزیدن تیرباری طبیعت پژمرده و بساط گلها بر روی زمین برچیده می شوند . راستی محفل بعضی از خانواده ها همچون طبیعتی است که بعد از چند روزی سفره غم و اندوه می گستراند و تنها گل بوستان خود را در یک سانحه آنی از دست می دهند .

 

در سال 1348 در محیطی محقر اما سرشار از انواع مرغوبیتهای مطلوب گلی جوانه زد و روئیدن گرفت و محیط اطراف خود را به جمال خود روشن و منور ساخت . والدین نامش را بارانی نهادند .

 

جوانه را تحت نظر ملاطفت آمیز خود تربیت و پرورش دادند کم کم آبهای محبت و ایثار و فداکاری و شهادت و شهامت را به این جوانه نورس خوراندند تا به سن شش سالگی رسید . وی جهت فراگیری علوم راهی دبستان و تعلیم و تربیت شد و دوران ابتدایی خود را با موفقیت در دبستان شهید دستغیب سیاحنگ گذراند.

 

و سپس وارد مدرسه راهنمایی شهید مکرم شد که پس از یک سال تحصیل در آن مدرسه جهت یاری رساندن رزمندگان در جبهه به بسیج مستضعفین مراجعت کردند.

 

اما به خاطر کوتاهی قد و کمی سن از وی ممانعت می کردند تا بالاخره در تاریخ 29/8/65 جهت گذراندن دروه آموزشی به پادگان آموزشی قدس واقع در دهدشت و سپس به شوشتر اعزام شدند .

 

شهید نوجوان همگام با دیگر رزمندگان کفرستیز اسلام در عملیات پیروزمندانه کربلای 4 شرکت جستند .

 

و بعلت جراحت شیمیایی چند روزی بستری گردید . این بار کوله بار خود را سرشار از ایمان و صداقت و خلوص بر دوش گرفته و گامهای استوارش را با تپش ضربان قلب خود هماهنگ کرد.

 

و در دل شعله ای از آتش عشق برافروخت و راهی دیار نور میعادگاه عاشقان الله گردید رفت تا به اتفاق دیگر همرزمان خود صفحه ای بر ضعف و زبونی حکام بعث بیفزاید و آیت نصرت اسلام را بر افراشته ترین قله های تاریخ به اهتزاز درآورند اما سرانجام باد خزان از سرزمین جنوب کشورمان بر گلشن اندیشه اش وزید و به خیل گلگون کفنان پیوست و شربت شهادت نوشید . 


روحش شاد و راهش پررهرو باد  .         

 

 
انتهای پیام/

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.