گروه: اخبار استان خبر: 114450 / تاریخ انتشار : 1397/10/20 ساعت : 21:13
#طنز_نامه

روایتی طنز آمیز از صدور و اعلام حکم شلاق برای مدیران استانی/نخور غم گذشته که باغصه خوردن گذشته برنگشته/وقتی عمو جعفر از هجوم درد های شلاق به خانه عمو علی محمد پناه می برد!

وقتی عمو جعفر به خانه عمو علی محمد می رسد با انگشتانی لرزان زنگ در را به صدا در می آورد و می گوید ...

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس؛ گروه طنزدر یکی از روزهای پاییزی شتابان و رنگ پریده رهسپار شد تا به خانه عمو علی محمد واردشود؛ دستانش می لرزید و انگشتانش کرخ شده بوداین بار سررشته کلام را گم کرده بود.

 

اندکی تأمل کرد و سپس با انگشتانی لرزان  زنگ خانه عمو علی محمد را به صدا در آورد؛ عمو علی محمد در را گشود؛ و در جلوی در با چهره بهت زده و برافروخته عمو جعفر روبه رو شد برادرم جعفر جان تویی؟؟

 

عمو جعفراشک در چشمانش حلقه زد و عمو علی محمد او را بسان نوزادی در آغوش گرفت!! برادر چه شده است؟؟!! مگر کشتی هایت غرق شده است؟

 

عمو جعفر گفت: برادر نمی دانی امروز مرا به کجا فرا خوانده اند!!! عمو علی محمد گفت :کجا؟؟ عمو جعفر باچشمانی لبریزاز اشک گفت: وا مصیبت عظمی امروز قاضی  در ملأ عام پرده ها را کنار زده است؛ و پرده از حکمی که برایم زده است، گشود.

 

حالا دیگر همه مردم شهر می دانند و قاضی برایم شلاق را در نظر گرفته است تن نحیف من چگونه این همه ناملایمتی را بر می تاباند؟؟

 

عمو علی محمد دستان عمو جعفر را می گیرد و می گوید: جعفر جان تو که قصد بدی نداشته ای، تنها به فکر مردم بوده ای و من از حسن نیت تو در این مسئله  آگاهم  و تو را درک می کنم این هاحرف های گذشته است؛ نخور غم گذشته که باغصه خوردن گذشته برنگشته؛

 

 

عمو جعفر اشک های روانش را پاک می کند جدی می گویی برادر، یعنی تو با وجود همه این حرفها،  هنوز می خواهی بمانم در کنارت؟؟

 

عمو علی محمد باصدایی آرام می گوید: برادرم جعفر آری من بدون تو در این شهر غریبم  اگر تو نباشی پای ماندن ندارم...

 

اما تعجب نگارنده آنجاست که این چنین موضوعی ک برای عمو علی محمد و دیرگان مهم نبوده است، چرا در جلسه رسمی سخنگوی قوه قضاییه اعلام شده است!

 

 

انتهای پیام/

 

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.