گروه: اخبار استان خبر: 113298 / تاریخ انتشار : 1397/9/17 ساعت : 12:38

درخواست عاجزانه یک جوان بویراحمدی از استاندار و رییس کل دادگستری/سرمایه ام بر باد هوا رفت/آمدم برای هم استانی هایم نمایشگاه بزنم اما اسیر کم تجربگی شدم!/صنعت و معدن به من کمکی نکرد!

ا.م گفت: من پیش قاضی رفتم و قضیه را توضیح دادم که نامه ای برای آقای ه زدند که هر چقدر به او زنگ زدم دیگر جواب گوشی مرا ندادند تا چند روز که دنبالشان گشتم به هر صورت یک روز وقت صبح بود که در قسمت بازرسی موفق شدم با وی ملاقات کنم و نامه رو به او بدهم

به گزارش پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی صبح زاگرس، صنعت کهگیلویه و بویراحمد روزهای متمادی دست خوش تغییرات زیادی است و روزی نیست که یکی از رسانه های استان نسبت به این موضوع واکنش نشان ندهد و به آن نقد نکند.
 

 

یکی از جوانانی که با توجه به وضعیت نامناسب حاکم در اقتصاد کشور سعی در ورود به چنین عرصه ای داشته است، این روزها با مشکلات عدیده ای روبرو شده است با مراجعه به دفتر پایگاه خبری صبح زاگرس انتقادات خود را نسبت به وضع موجود به شرح زیر اعلام کرد:

 

این جوان در ابتدا گفت: باتوجه به اینکه اینجانب ا.م فاقد شغل مناسب بودم، یک فقره قرارداد با شرکت نمایشگاهی استان زیر نظر اداره صنعت و معدن استان عقد کردم و از طرفی باتوجه به اینکه تجربه کافی نداشتم، شرکت نمایشگاهی استان مبلغ 153میلیون تومان پول از اینجانب بجهت عقد قرارداد برای اجرای یک نمایشگاه گرفت.

 

وی ادامه داد: در همین راستا شرکت نمایشگاهی استان پس از عقد قرارداد تقریبا هیچ گونه خدماتی به بنده جهت برگزاری نمایشگاه ارایه نداد که اینجانب بلافاصله به تعزیرات حکومتی مراجعه کردم و باتوجه به مدارک و نامه ای که برای تعزیرات فرستاده شده بود که شرکت نمایشگاهی باید داری زیر ساختهایی اعم از: مکان ، سازه نمایشگاهی ،  پرداخت عوارض شهرداری و پرداخت هزینه نیروی انتظامی و حراست نمایشگاه و نگهبانی نمایشگاه و تبلیغات و غیره باشد، و این زیرساختها را باید در اختیار مجری نمایشگاه قراردهد.



این کارآفرین هم استانی اشاره کرد: با توجه به تحقیقاتی که بعدا انجام گرفت، مشخص شد که آن محل فاقد زیر ساخت های لازم بوده که با توجه به این نامه، قاضی تعزیرات به بازرسی صنعت و معدن و تجارت نامه نوشت که تشکیل پرونده داده شود و به این شعبه فرستاده شود، که نامه فوق رو معاون بازرسی به کارشناس خود به نام آقای ه، در آن اداره ارجاع دادند، و کارشناس با توجه به مدارک و تحقیقات تشخیص داد و به شکل شفاهی البته به بنده اعلام کرد که تخلف(امتناع از خدمات و گران فروشی) صورت گرفته است.


وی ادامه داد: غافل از آن نشویم که آقایی به نام م، که در قسمت کارشناسی همین اداره بودند قبل از اینکه بخواهم موضوع را کامل توضیح دهم به آقای ه،  که در بالا آورده ایم، گفت که شرکت نمایشگاهی زیر نظر ما نیست و مسئول حقوقی در جریان هستند، لذا قبل از اینکه بخواهید تشکیل پرونده بدهید هم با مدیرعامل سایت و هم با مسئول حقوقی و هم معاون بازرگانی و امور نمایشگاهها صحبت کنید.

 

این جوان هم استانی ادامه داد: قبل از اینکه آقای ه بخواهد با این افراد تماس بگیرد، من به آقای ه گفتم اگر با این آقایان تماس بگیرید شاید با ارتباطاتی که با هم ممکن است داشته باشند، شاید جلوی تشکیل پرونده من را بگیرند، که کارشناس سوگند یاد کرد که من کاری به هیچ کدام ندارم و چون از دیدگاه من تخلف صورت گرفته است، تشکیل پرونده میدهم، سپس با همه این افراد اعم از: مسئول حقوقی و معاون بازرگانی صحبت کرد و گفت: با وجود اینکه گفتند تشکیل پرونده ندهید اما من انجام میدهم.

 

آفای ا.م سپس گفت: متاسفانه برای بار آخر با  مدیرعامل سایت تماس گرفتند که به آقای ه گفتند من الان دفتر حاجی هستم (آقای دیودیده مدیرکل صنعت و معدن )،وی میگوید که به دفترشان تشریف بیاورید، که آقای ه به دفتر آقای دیودیده رفت و دیدم که همزمان مدیر عامل سایت نمایشگاهی از دفتر وی خارج شد و به آقای ه گفت: حاجی منتظر شماست، که وقتی آقای ه از داخل اتاق خارج شد به من گفت: من می خواستم کمکت کنم اما خودت میدانی که من هم یک بالا دستی دارم و از این به بعد در حیطه اختیارات من نیست.

 

وی ادامه داد: بلافصله با هماهنگی وارد دفتر مدیرکل صنعت و معدن شدم و به آقای دیودیده گفتم چرا اجازه تشکیل پرونده را نمی دهید وقتی خود کارشناس تشخیص داده به دلیل امتناع از خدمات و گران فروشی تخلف صورت گرفته و یک هزار تومانی از این مبلغ حق شرکت نمایشگاهی نیست؟

 سپس آقای دیودیده گفت: چون پروانه صنفی ندارد؛ گفتم واحد های تولید و کارخانه جات هم پروانه صنفی ندارند، پس این دلیل شما بنظرم غیر منطقی است و برا دست به سر کردن من هست، ولی اشکال ندارد، همین که میگویید در اختیارات ما نیست را کتبی برای قاضی بنویسید تا جواب نامه اش را ببرم ، که وی پاسخ داد: ..... .

 

وی ادامه داد: با ناراحتی از آنجا بیرون آمدم و با کارشناس یعنی آقای ه تماس گرفتم، گفتم شما میدانید حق مرا خوردند؟ گفت بله کاملا هم میدونم، اما شما باید شرایط من را هم درک کنید ، گفتم حالا اگر برایت از تعزیرات نامه بزنند میتوانید گواهی بدهید؟ گفت اشکال ندارد فقط به خاطر این که به تو کمکی شود و اینجا هم دست من را بستند.

 

ا.م تاکید کرد: من پیش قاضی رفتم و قضیه را توضیح دادم که نامه ای برای آقای ه زدند که هر چقدر به او زنگ زدم دیگر جواب گوشی مرا ندادند تا چند روز که دنبالشان گشتم به هر صورت یک روز وقت صبح بود که در قسمت بازرسی موفق شدم با وی ملاقات کنم و نامه رو به او بدهم.

 

این جوان گفت: زمانی که متن نامه را دادم و آقای ه آنرا خواند، ناراحت شد و گفت: نامه را بد نوشتنند و من آنجا نمی آیم و هر چقدر از او خواهش کردم تاثری نداشت و گفت: من هم یک کارشناس ساده هستم بعدا برای من هم کارشکنی میکنند پس بی خیال من شوید.

 

این جوان که اکنون در شرف ورشکستگی است و با بدهی های زیادی روبرو شده است گفت: در اینجا کارشناس هیچ گناهی نداشت بنظرم که او ترسیده بود که به هر صورت در سیستم اداری این استان واقعا حق کشی زیاد است و من هم به این کارشناس حق میدهم که نتواند با من همکاری کند.

 

اما من واقعا الان چاره کاری در زندگی برایم نمانده است، تمام سرمایه زندگی ام را از دست داده ام و طلبکاران هر روز به سراغ من می آیند و واقعا درمانده شده ام!

 

آیا واقعا حق یک جوان باید اینطور پایمال شود؟

 

آقای استاندار من تنها امیدم بعد از توکل برخدا شمایید، خواهش دارم شخصا وارد این پرونده شوید و بر موضوع نظارت کنید تا بلکه چاره گشایی شود.

 

 جناب حجت الاسلام و المسلمین مزارعی من یک جوان درمانده هستم و واقعا روزانه دچار استرس شدید هستم و هر لحظه ممکن است دچار مشکلی شوم، از شما خواهش دارم همانطور که پرونده های بزرگی را در این مدت رسیدگی کردید و از حق مظلوم دفاع کردید، من را نیز دریباید و نگذارید کم تجربگی من موجب شکستن کمرم در جوانی شود!

 

این رسانه بدون هیچگونه قضاوتی آماده شنیدن پاسخ مسئولان اداره صنعت و معدن و شرکت نمایشگاه های استان به این خبر است، اگرچه تماس خبرنگار ما با مدیرکل صنعت و معدن استان تا کنون پاسخی را از جانب وی در پی نداشته است.

 

انتهای پیام/

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.