گروه: اخبار استان خبر: 113098 / تاریخ انتشار : 1397/9/9 ساعت : 12:51

پاسخ علی مندنی پور به یادداشت سید کرامت فدایی /داورِ نهایی نه من هستم، نه شما و نه دیگری

جناب آقای فرماندار؛ انتظارِ بحّقِ امثالِ من و بی شک آحاد جامعه از یک فرماندار آن هم در مقام فرماندار نظام اسلامی بسیار فراتر از آن چیزی بوده که در این مصاحبه به نمایش گذاشته شده!؟ فکر نمی کنید که قضاوت آن جناب کلّی، شتابزده و احساسی گرفته باشد؟

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس سید کرامت فدایی خطاب به تاجگردون در مورد رد صلاحیتش در ادوار قبل ،و تاییدیه صلاحیتش در این دوره سخن راند.
و در یک دعوای جناحی سیاسی به حمایت از طیف فکری خود ،او را معمار اقتصاد به عزا نشسته امروز خواند و شروع به انگ زدن کرد همان طور که عادت معهود کسانی ست که به شیوه های آشکار و پنهان برای بدنام کردن خلق خدا بنام خدا و بکام خود بکار می برند.

 

همان طور که در انتخابات سال ۸۶ صحبت هایی در مورد رد صلاحیت نماینده های شهرستان بویراحمد کرده بود با عنوان ((معجزه ای برای تایید صلاحیت ))

پاسخ عملکرد و صحبت ایشان به قلم علی مندنی پور در هفته نامه آذرنگ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۸۶ خواندنی است

پاسخ به خبر معجزه ای برای تأیید صلاحیت از فرماندار بویراحمد

هفته نامه آذرنگ، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۸۶
دکتر مندنی پور در پاسخ به فرماندار بویراحمد:
مسئول اجرایی انتخابات یا سخنگوی محترم شورای محترم نگهبان؟!


جناب آقای کرامت الله فدایی فرماندارِ محترم شهرستان بویراحمد با سلام و آروزی توفیق الهی در خدمتگذاری هر چه بیشتر به مردم.


در ستونِ خبرهای روزِ روزنامه شرق شماره ۸۷۲ شنبه ۱۲ خرداد به خبر کوتاهی از شما تحت عنوانِ «معجزه ای برای تأیید صلاحیت» برخوردم که گویی به اعتقاد آن جناب «کسانی که در انتخابات مختلف مجلس شورای اسلامی از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده اند از سوی این شورا دیگر تایید صلاحیت نمی شوند مگر اینکه معجزه ای کرده باشند» و در قسمت دیگری از این خبر به نقل از جنابعالی از جانب خبرگزاری ایلنا در مصاحبه مطبوعاتی تان با خبرنگاران رسانه ها در پاسخ به این سئوال که «وضعیت انتخابات هشتم در شهرستان بویراحمد چگونه خواهد بود؟» بیان داشته اید: «کسانی که رد صلاحیت شده اند تاکنون معجزه ای نکرده اند که صلاحیت آنها تایید شود و اکنون هم آمده اند فضاسازی هایی کرده اند که این فضاسازی ها کار انسان عاقل نیست» و در پایان هم اشاره ای فرموده اید به اینکه: «امروز برخی می خواهند ذهنیّات خود را به جامعه اِلقاء کنند، همان طوری که شیطان می خواست تفکّرات خود را اِلقاء کند.»

 


از آنجایی که اینجانب در زمره داوطلبان رّد صلاحیّت شده همفکرانّ منصفِ حضرتعالی در انتخابات دوره هفتمِ مجلس شورای اسلامی حوزه شهرستان های: بویراحمد و دنا قرار داشته و ظاهراً مورد عِتاب و خطابِ محبّت آمیز!! شما هم در این مصاحبه مطبوعاتی واقع گردیده ام ضمن رعایت حرمت شخصی و احترامِ به حریمِ جایگاه آن جناب به ناچار و در دفاعِ از حقوقِ شرعی و قانونی خویش و صد البّته با رعایتِ چارچوب موازین اخلاقی لازم دانستم نکاتی چند را اگر چه به اختصار جهت اطلّاع و نیز روشن شدن هر چه بیشتر واقعّیت و از همه مهمتر تنویرِ افکار عمومی به استحضار برسانم. باشد تا از این رهگذر چنانکه عدالت انصاف و مروت ایجاب می نماید، مردم خود به قضاوت بنشینند.

 


بی آنکه از یاد برده باشیم که داورِ نهایی نه من نه شما و نه دیگری که دادار هستی بخش است، هم او که زنده می کند، و می میراند. ایزد یکتایی که بر هَمه ی اَسرار عالم هستی آگاه و داناست؛ حسابرس قّهاری که در جایگاهِ با عظمتِ کبریائیش اعمال، رفتار، و کردار بندگان درگاهش را به ذّرهً مثقال ارزیابی و محاسبه نموده، مهرِ تایید صلاحیّت زده و یا رّد می کند و لاغیر.

 

پروردگاری که کرام الکاتبین است، و ستّار و غفّار و رحمان و بخشنده و روزی ده و رهنمای.

 


جناب آقای فرماندار؛ انتظارِ بحّقِ امثالِ من و بی شک آحاد جامعه از یک فرماندار آن هم در مقام فرماندار نظام اسلامی بسیار فراتر از آن چیزی بوده که در این مصاحبه به نمایش گذاشته شده!؟
فکر نمی کنید که قضاوت آن جناب کلّی، شتابزده و احساسی گرفته باشد؟ اینکه همه کسانی که بقول خودتان: «از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده اند» برای این دوره در حالی که هنوز بیش از هشت ماه و نیم دیگر !! تا زمان نهایی تعیین وضعیت داوطلبان نمایندگی فرصت داریم، پیشاپیش و «دربست» رد صلاحیت شده!

 

فرض و از طریق وسایل ارتباطی جمعی اعلام و یا بهتر بگوییم «اعلان» فرموده اید؛ یک حکم کلی و بدون مستند قانونی نیست؟ آیا در تنظیم و انشاء و ادبیّات به کار گرفته در آن جانبِ انصاف رعایت گردیده؟ قبول می فرمایید که چنین قضاوتی نه منطقی است و نه منصفانه!

 

چه، پیشینه چنین پیش قضاوتی نه در آموزه های اعتقادی ما مسبوق به سابقه است نه در عرف و عادات و روابط اجتماعی این مردم جایگاهی داشته و به یقین نه خردِ فردی و نه وجدان جمعی جامعه بر آن صحّه نخواهد گذاشت.

 

نیک می دانید که: «قصاصِ قبل از جنایت» در تمامی فرهنگها و بویژه فرهنگ غنی و پربار اسلام جایز نیست. مگر غیر از این است که قضاوتی از این سنخ آن هم از زبان شخصیتی در جایگاه رفیع و منصبِ فرمانداری نشان از نقض آشکار بی غرضی و بی طرفی در انتخابات که لازمه ی وجودی و جوهره اصلی چنین مقام و موقعیتی از جانب متولیان اداره امور جامعه به عنوان معتمد مورد وثوق مردم است دارد؟

 

حرکتی که خواسته و یا ناخواسته موجدِ «شبهه» و در نتیجه اسباب بی اعتمادی مردم را نسبت به دولتمردان فراهم خواهد آورد؟ که هرگز چنین مباد! جناب آقای فرماندار؛ بر مبنای انگاره آن مقام محترم گوییا رد صلاحیت شدگان باید از خود «اعجاز» نشان دهند، تا مهر تایید بر پیشانی مبارکشان حکّ شود؟! در مقام و موقعیت شخصیتی چون آن جناب اصل را باید بر این مدار قرار داد که شما به خوبی آگاهید «معجزه» از عوام النّاس برنیامده و بر نخواهد آمد. چه این مهّم از صفات متعّالی خواص در گاهِ حضرت ربوبّیت در مقام و موقعّیت انبیاء عِظام الهی و اولیاء الله است و بس. در فرهنگهای گوناگون از معجزه چنین یاد شده است: «امری خارق العاده که دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند» (فرهنگ عمید) «انجام دادن کاری که دیگران از انجام آن عاجز باشند.»
«اعجاز موسوی نبود هر کجا کسی چوبی شعیب وار به دست شبان دهد»

 


ظهیر (امثال و حِکَمِ دهخدا) معجزه کلمه ای است عربی، جمع آن مُعجِزات است. خِرقِ عادت، اگر از پیامبر صادر گردد «معجزه» نامیده می شود و اگر از ولی صادر شود «کرامت» و اگر از کافر صادر شود «استدراج».

 


معجزه مسیح: زنده کردن مرده، بینا کردن کور، شفا دادن بیمار، کنایه از: «مائده ای که در آسمان به جهت عیسی و مریم نازل شد» (فرهنگ معین) پس با این تعاریف و توصیفها انتظار معجزه نه تنها از داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی که از هر انسان «عادی» در هر مقام و منصب انتظاری است عَبَث. چه چنین تفسیر و تعبیری از نفس «معجزه» قداستِ معجزه گران را در انظار مردم و در بستر تاریخ بشر شکسته و عاملان این عمل «خارق العاده» را خرد و حقیر جلوه خواهد داد ،که چنین نتیجه ای نه مقبول است و پسندیده و نه ذهن انسان موّحد به پذیرش آن تن در داده و یا خواهد داد.

 

معجزه عصای موسی کجا و عملکرد داوطلب نمایندگی مجلس و نماینده مجلس و بالا دست ترها کجا؟ تفاوت از زمین تا آسمان است. در جواب به نکته مورد اشاره جنابعالی مبنی بر اینکه «کسانی که رد صلاحیت شده اند تاکنون معجزه ای نکرده اند که صلاحیت آنها تایید شود» سوال من این است مگر برای تایید صلاحیت داوطلبان نمایندگی در قانون شرط معجزه گنجانیده شده است؟ البته ناگفته نماند نه به عنوان «معجزه» که حضرت عالی سخت بدین واژه دلبستگی نشان داده و تاکید می فرمایید بلکه به عنوان حداقل دستاورد رّد صلاحیّت شدگان چو منی ثمره اش حضور بزرگواران چون شمائی در چنین موقعّیت و جایگاههایی بوده است!

 


جناب آقای فرماندار همانگونه که سوابق موجود در بایگانی آن نهادِ سیاسی نشان میدهد و حافظه مردم نیز به یاد دارد رد صلاحیّت شدگان حوزه ی استحفاظی آن جناب یعنی حوزه شهرستان های: بویراحمد و دنا در دوره هفتم (دوره گذشته) ۳ نفر بوده اند و نه بیشتر!! و تا آنجا که اطلاع دارم و شما در جایگاه مسئول اول سیاسی- اجرایی دولت جمهوری اسلامی ایران در سطح شهرستان با عنایت به امکانات در اختیار بدان واقفید و مردم نیز شاهدند تا این زمان از جمعِ رّد صلاحیّت شدگان مورد اشاره عملاّ کسی وارد صحنه انتخابات نشده تا بزعم شما «فضاسازی هایی» کرده باشد و ما قادر باشیم قضاوت کنیم که آیا کارش عقلایی است غیرعقلایی؟ معیار عقلایی بودن یا غیرعقلایی بودن در ورود به عرصه رقابتهای انتخاباتی چیست؟ آیا صِرفِ حضور در صحنه انتخابات از جانب کسانی که با شما اختلاف سلیقه دارند، دلیل بر عدم عقلانّیت آنهاست؟

 


مگر نه این است که اختلاف سلیقه رحمت است و نه زحمت، اگر وجود اختلاف سلیقه زحمت تلقی می شد تکثر مراجع عِظامِ تقلید در فقه پویای شیعه از تاریخ پیدایش این مکتب انسان ساز تا به امروز چگونه توجیه می شود؟ از کدام «فضاسازی ها» و کدامین القای تفکرات شیطانی در جامعه سخن به میان می آورید؟ آیا برای یک مسلمان مسئول که داعیه دار اداره امور منطقه ای است که بعلّت بافت خاص فرهنگی «قومی- قبیله ای» جغرافیایی، تاریخی و اعتقادی تنیدگی ویژه ای یافته به گونه ای که تار و پود اجتماعی اش به هم گره خورده همه همدیگر را خوب می شناسند در غم و شادی هم شریک و از خوب و بد و سوابق یکدیگر، آگاه و برحسب وظیفه شرعی و قانونی و علی القاعده می بایستی نقش امین و ناظر و مجری بی طرف و بی غرض را ایفا نماید؛

 

رواست که «اختلاف سلیقه» برادر دینی خود را آن هم قبل از اثبات بار گناه و یا جرمش در یک محکمه صلاحیّت دار شرعی و قانونی آنگونه که شرع انور و عرف، اخلاق، قانون اساسی و نیز قوانین موضوعه بر رعایت آن تاکید داشته و دارد با «تفکر شیطان» مقایسه نموده و حرکت شهروندانی را که در راستای استیفایی حقوق قانونیشان صورت می پذیرد بمثابه ی عمل «دیوانه» قلمداد نماید؟

 


آیا چنین برداشتی شرعاً و قانوناً صحیح است؟ جوازِ صحّت آن در کجای شرع و قانون صادر شده است؟ و چه نام دیگری بر این نوع قیاس، جز «قیاس مع الفارق» زیبنده است؟ بدیهی است با عنایت به جایگاه قانونی آن جناب به صواب نزدیکتر می بود اگر در راستای روشنگری هر چه بیشتر؛ بذلِ محّبت می فرموده توضیح مختصری در خصوص مشخّصه های بارزِ «تفکرات شیطانی» مورد نظر و نیز «فضاسازی هایی» که از منظر حضرتعالی «کار انسان عاقل نیست» را دست کم به مردم حوزه استحفاظی خویش ارائه می فرمودید تا در نتیجه افکار عمومی خود به قضات نشسته و خدای ناکرده «نیّت خیر!!» حضرتعالی را تعبیر سوء ننموده و تفسیرتان از دو اصطلاح «تفکرات شیطانی» و «فضاسازی» را تفسیر به رأی تلقی ننمایند! جناب آقای فرماندار جان کلام آنکه مردم از جایگاه حضرتعالی انتظار برگزاری انتخاباتی پرشور، سالم، رقابتی، قانونی، آزاد و عادلانه را داشته و دارند نه صدور فتوای رّد صلاحّیت جماعتی بی دفاع را.

 

فراموش نفرمائید که شما فرماندارید و مجری سلامت انتخابات و نه سخنگوی شورای نگهبان.
لازم است اصل تفکیک قوا را نصب العین خود قرار داده و به اعتماد عمومی ضربه وارد نیاوریم. گفتنی ها در این وادی بسیار و درد دلها فراوان است اما فعلاً به همین اندک بسنده می نمایم، امیّدوارم رنجیده خاطر نشوید. با آرزوی سعه ی صدر برایِ همگان، تحمّلِ همدیگر و پذیرش نقد سازنده و مشفقانه. بی مناسب نمی داند با هدف تلنگری به خود با هم و به عنوان حسنِ خِتامِ این جوابیه کوتاه، کلامِ زیبا، نغز و پرمعنای مولای موحّدان و پیشوای راستین عدالت پیشگان تاریخ بشریت حضرت علی (ع) را آویزه ی گوشمان قرار داده و همه وقت و همه جا زمزمه نماییم که: «بگذارید و بگذرید، ببینید و دل نبندید، چشم بیندازید و دل نبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت»


با عرض پوزش و به امید پذیرش این واقعّیت از جانب آن بزرگوار که امثال ما از مریخ نیامده ایم و نه تنها موجودی زمینی، که اهلِ خاکِ پاکِ این کشوریم و تا یادمان هست، نه تنها دستی بر این آتش داشته بلکه چنانکه سوابق امر حکایت دارد و واقعّیتِ نشان می دهد، لهیب آن را با گوشت و پوست و استخوان خود احساس نموده ایم. و با آرزوی نزدیکی هر چه بیشتر دلها و ایجّاد اتحاد، وحدت و انسجام در سال «وحدت ملّی» وانسجام اسلامی.


با احترام: دکتر علی مندنی پور.

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 1 نظر
علی
1397/9/10 - 13:21
اقای مندنی پورخود شما فرصت طلبی هم شما فقط منافع خودتون رو دارید نه دیگران
rateup 1
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.