گروه: اخبار استان خبر: 109718 / تاریخ انتشار : 1397/5/16 ساعت : 17:59
یادداشت سیاسی به قلم فرماندار اسبق بهمئی؛

منشاء بیشتر مشکلات کشور داخلی است/کشور در چنگال اختاپوسی 200 خانوار

باید آحاد ملت با یاری رهبر انقلاب بار دیگر کشور را از چنگال اختاپوسی زنجیره دویست خانواری و آقا زاده ها( در لباس ملاء و مترف) خارج کنند و کاری کنیم که اعتماد عمومی به ملت و مملکت برگردد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از آوای ماغر؛ فرماندار سابق شهرستان بهمئی و کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی به تبیین علل شکل گیری مشکلات کنونی جامعه و راهکار مقابله با آن پرداخت.

متن یادداشت حمداله مبشری به شرح ذیل می باشد:با آغاز پیدایش خلقت انسان همواره چهره جهان دگرگونی هایی به خود دید ؛خوشی ها، ناخوشی ها   رنجها و گرفتاریها و.. همه شکل تجربه های تلخ و شیرین تقدیر آدمیان گردید!! از آنجایی که انسان ذاتا ابعاد پیچیده ای دارد!! روحیات او متکثر و متفاوت است، لذا خوی استکباری، تواضع، نوع دوستی و...انسان ناشی از نوع خلقت اوست به همین جهت هر حرکتی از انسان چه مثبت و چه منفی دور  از ذهن نیست و هیچ جایی شگفتی ندارد!!

فلذا برای اینکه بتوان تحلیل جامعی از کنشهای انسانی ارائه دهیم، سعی کردیم  در یک تقسیم بندی جامعه بشری را به دو طبقه کلی معرفی کنیم تا آدرسی باشد برای آنهای که رویدادهای تاریخ را بر محور انسانی بررسی میکنند!!اگر چه درجامعه امروز فراصنعتی انسان قرن بیست و یکم بدلیل حجم انبوهی از رپرتاژ اطلاعات دوست دارد به کوتاه ترین راه بر جهل و نادانیها  خود پیروز شود!!

برهمن اساس ما سعی داریم به کوتاه ترین مسیر تحلیل کوتاهی از پدیدهای اجتماعی را حول محور این طبقات ارایه دهیم:

 1-- طبقه ای که دارای منزلت اجتماعی بوده و سهامداران مطلق  بهره وری کلان از حیات اجتماعی و  اقتصادی هستند!! خود و فرزندانشان  از همه امتیازات با سرعت و دقت  استفاده می کنند!!!

2-- طبقه ای که ازامتیاز خاصی بر خوردار نیستند، به زحمت زندگی میکنند و بار مشکلات جامعه و حاکمیت به دوش این طبقه است ؛این گروه از انسان ها قاطبه ی هر جامعه بوده و ابزار به قدرت رسیدن طبقه ی اول می باشند!! چه بسا هستی خود را در این راه از دست می دهند!!

 البته دانشمندان و اهل قلم طبقات زیادی برای جوامع بشری بر شمردند ولی ما برای اینکه زودتر و با سهولت بهتری  به نتیجه برسیم، وارد جزییات طبقات اجتماعی نمیشویم.

یاد آوری این نکته لازم است که از دل طبقه ای  که دارای مقام و منزلت اجتماعی هستند سه گروه انسان ظهور می کنند!!

1-- طاغوتیان :: طاغوت همان جباران فرمانروایان و خدایان دروغینی هستند که خوی استکباری آنها باعث بهره کشی از جوامع بشری می گردد.

2-- گروه های سیاسی  درون حاکمیت که به اصطلاح صاحبان قدرت نامگذاری شدند و در قرآن از آنها به ملاء یاد گردید. 

3--گروه ثروتمندان و اشرافیت که در قرآن از آنها به مترفین نام برده شد. قرآن نماد این سه گروه را اینگونه معرفی فرمود:

🏵 فرعون سبیل طاغوت

🏵هامان سبیل ملاء

🏵قارون سبیل مترف

به اطلاع خواننده گرام برسانم که خیلی از بزرگان حوزه علم سیاست اعتقاد دارند که  تفکیک  ملاء و مترف کار ساده ای نیست و نمیتوان آنها را  از هم جدا کرد!! چرا که ملاء و مترف دستشان تا مرفق در بیت المال غرق و هر دو سربازان نامرئی طاغوت و مزدوران استکبارند!! 

در یک جمله به آنها اصحاب قدرت و ثروت می گویند و لشکریانی هستند که زمینه ظهور استبداد سیاسی  را بوجود می‌آورند و در نهایت عامل فروپاشی تمدن ها و به استضعاف کشاندن ملت ها می باشند.

به قول سیاسیون این لشکریان در نمادهای ملاء( کله گنده ها)، مترف( شکم گنده ها)،احبار و رهبان ظهور میکنند  که در نهایت آنها در آبشخور طاغوت و استکبار به وحدت میرسند ؛این  لشکریان استکبار  گاها با شعار دفاع از ارزشهای انسانی به میدان می آیند وتیپشان غلط انداز است ولی در محافل خصوصی  خود را ژن برتر می دانند و ملتها و جوامع بشری را به سخره میگیرند.

 همین طبقات هستند که باعث  استعمار و استحمار جوامع بشری شدند و استضعاف را در بین ملل ها بوجود آوردند فلذا استخوان بندی طاغوت را این طبقات تشکیل میدهند و خودکامگی را در جوامع بشری پی ریزی می کنند.

در طول تاریخ  همین طبقه ی تکاثر و زر اندوزان وعوامل سیاسی آنها ( ملاء) باعث تضعیف روحیه انقلابی گری  و فعالان مذهبی  شدند و همواره عوام الناس از اختلاف ظاهری ملاء و مترف شگفت زده می شوند و در نتیجه در تحلیل پدیده های اجتماعی  به خطا میروند و تیرشان به تاریکی شلیک و از استحمار بودن خود بی خبرند، در صورتی که  اختلافات ملاء و مترف جنگ زرگری و به اشتباه انداختن عوام الناس می باشد ؛تاریخ نویسان همه معتقد که  این دوگروه دستشان در یک سفره بوده وپشت صحنه آنها دولت استکبار و طاغوت است.

باظهور انبیاء الهی اولین کسانی که مقابل پیامبران ایستادند، گروهای ملاء ومترف بودند چنانچه 18 بار کلمه ملاء و 5 بار کلمه مترف در قرآن تکرار شد. برای مثال ذکر  آیات 16 و 17سوره اسراء و آیه 23 سوره زخرف نمونه هایی در معرفی و عملکرد این گروها است و از آنها تحت عنوان انکار کنندگان حق!! تضییع کنندگان حقوق ملتها، مسرفین بی توجه به حقوق آحاد جامعه و محرومان،عوامل اصلی سقوط تمدنها و مهمترین عامل فروپاشی اقتصادی و نابسامانی اجتماعی، بی عدالتی و تباهی کشاندن ملت ها یاد شد.

در حقیقت مترفین خزانه داران ملاء وقدرتم داران و در نهایت هر دو جان برکفان طاغوت واستکبار هستند.

همواره در طول تاریخ ملاء ومترف سکوی پرش قدرت‌های طاغوت بودند و ایجاد نظامهای استبدادی  و خود کامه از قدرت جادویی آنها شکل گرفت، این روند تکرار تاریخ مللها بوده ودر اثر غفلت ملتها ادامه دارد.

علامه نایینی بزرگ در کتاب تنبه الامه وتنزیه المله: آورده است که فلسفه تشکیل حکومت دو چیز است :

1-- حفظ نظامات داخله،حمایت از حقوق افراد و منع تعدی و تطاول آحاد ملت.

۲-- دفاع از کیان جامعه در برابر تجاوز بیگانه و مداخله اجانب.

فلذا به همین مناسبت  برای نتیجه گیری این نگارش باید یاد آوری کنم که جمهوری اسلامی با رهبری  ولایت فقیه و پشتیبانی آحاد ملت در دفاع از کیان کشور و ملت در برابر تقابل بیگانه موفق عمل کرد.

اما به دلایل متعدد که بیشتر منشاء داخلی و مدیریتی دارد، نتوانست در منع تعدی و تطاول متجاوزان به بیت المال و حقوق رعیت خوب عمل کند! هر چند تحقق عدالت اجتماعی کار ساده ای نیست و تا رسیدن به این آرمان راه درازی در پیش داریم و باید امیدوار به فضل  الهی و اراده ملت باشیم اما برای باز سازی وضعیت کنونی باید ابتدا  در جستجوی ضعف های داخلی و مدیریتی باشیم.

شرط و شروطها که  اراده اصلاح امور در حاکمیت باشد، البته که با این وضعیت مدیریت فعلی در هر سه قوه و حتی سازمانهای نظارتی مشکل می بینیم که این امور به سامان برسد!! چرا که کشور در طی چهل سال گذشته دست همینها بود و قریب به دویست خانواده کشور را قرق خود نمودند و وضع آنها تا صد نسل آینده شان تضمین شدو بقیه ی ملت روز به روز گداتر و فقیرترمیشوند پس با این مدیریت چرخشی امکان معجزه وجود ندارد!!

نمیخواهم خدمات نطام و خدمت برخی مدیران دلسوز را نادیده بگیرم اما حساب دو، دوتا چهارتاست، وقتی خدمات بازرگانی واردات وصادرا ت، خدمات فرهنگی تحصیلات خارج از کشور، سهامداران بانکها، شرکت‌ها، وکارخانجات، حتی انحصار برخی دانشگاه ها و مرکز علمی و.. دست همین دویست خانواده می باشد، چگونه محافظه کاری کنیم وحرف دل مردم را نزنیم و امید معجزه اصلاح امور را ااز اینها داشته باشیم؟

برای مثال وقتی خبر دار شدیم که در پی تصویب قانون مجلس و تایید شورای نگهبان باید 16 استاندار از سمت خود برکنار شوند!! این یعنی چه؟!!

یعنی کشوری که از 31 استان تشکیل گردید!! 16 استان آن یعنی  بالای 50 در صدر کل کشور  توسط مدیران بازنشسته، ناتوان، وبعضا نالایق و امتیاز بگیر اداره میشد!

 آیا امکان اصلاح با این مدیریت چرخشی وجود دارد!؟   

پس باید  اعتراف کنیم، مشکل اصلی کشور منشاء داخلی دارد!! چرا که در چند دهه  گذشته همواره در روند مدیریت کلان کشور برای برون رفت از مشکلات،نگاهشان به بیرون از مرزها دوخته شد و با نادیده گرفتن ظرفیت کشور و بر طرف نکردن ضعفها، همه چیز را به بیرون از مرزها حواله کردند، ناشیانه و یا از روی غفلت و با اشتیاق در راستای نقشه ی استکبار جهانی عمل کردند.

 از طرفی مدیران با سیاست‌هایی غیر کارشناسی و بعضا جناحی، عاملی شدند که فرصت های  زیادی از دست رفت، مضاف بر همه این ناملایمات به علت اینکه برخی مدیران به  زندگی اشرافی عادت کردند، روش زندگی و رفتار آنها باعث فاصله طبقاتی در جامعه شد ؛الناس علی دین ملوکهم کار ساز شد و مقدمه ای گردید تا عده ای با چنگ انداختن بر بیت المال در  لباس نا مرئی  (ملاء و مترف)اعتماد  مردم را به بازی گرفتند که در حقیقت این دست آورد نتیجه ی عملکرد سیاستمداران و مدیریت اجرایی در هر دو جریان حاکم بر کشور باعث گردید که با نگاه  به بیرون از مرزها  با دو دیدگاه شکل بگیرد:یکی آسایش،رفاه، توسعه، و.. را در گرو رابطه با غرب میداند و دیگری تمام مشکلات،گرفتاریها و...رامتوجه غرب بدانند. لذا اداره کشور تابعی از رفتار و کردار این دو جریان است که باعث گردید تا کشور به این روزبیفتد و در راستای اعمال سیاست های غلط دو تفکر حاکم بر کشور، دو گروه که سابقه تاریخی دارند ( ملاءومترف)شکل بگیرد و امروز شاهد هستیم آقا زاده ها گردن کلفت تر و چاق تر شدند وملت فقیر تر و لاغرترو کشور و ملت دست خوش سیاست های چرخشی و دور تسلسلی این دو تفکر حاکم، به جایی رسید که جهانیان و بخش عمده ای از  مردم به غلط آلترناتیو خود را خاندان منحوس پهلوی بدانند و تفکر  اسلام را در اداره کشور ناتوان جلوه دهند.

سوال اینجاست که چه کسی باید به داد این مملکت و ملت برسد؟ تا آرمان های  این انقلاب بزرگ که نتیجه تلاش و زحمات امام راحل عظیم الشان و همه مبارزان تاریخ یکصد ساله وتقدیم هزاران شهید به خون خفته میباشد، دست خوش طوفانهای لرزان نگردد؟ پاسخش معلوم است، باید فریاد بزنیم: ای مراجع تقلید شیعه! ای سرداران سپاه، ارتش  و بسیجیان جان بر کف،  ای دانشگاهیان و معلمین و همه ی دلسوزان مملکت به کمک رهبر انقلاب بشتابید  و بار دیگر کشور را از چنگال اختاپوسی این زنجیره دویست خانواری و آقا زاده ها( در لباس ملاء و مترف) خارج کنید و کاری کنید که  اعتماد عمومی را به ملت و مملکت برگردانید.

مطمئن هستیم به فضل الهی و اراده ملت و مدیریت  هوشمندانه رهبر انقلاب این بار توطئه دشمنان قسم خورده داخلی وخارجی شکست می خورد و انقلاب اسلامی به راه خود ادامه و در نهایت  ملت پیروز این آزمون بزرگ می باشند.انساءالله

 حمدالله مبشری-فرماندار اسبق شهرستان بهمئی و کارشناس مسائل سیاسی

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.