گروه: اخبار استان خبر: 108907 / تاریخ انتشار : 1397/4/12 ساعت : 12:55
استاد دانشگاه یاسوج در مصاحبه اختصاصی با صبح زاگرس:

FATF ابزاری برای تحریم های دوباره و حتی مذاکرات مجدد است/ این قانون اختیاری است اما برای ایران اجباری شده است

باقری:FATF یک ابزار و بستر برای هدف دیگری است و مسئله آنها مبارزه با تروریست نیست و هدف دیگری دارند که در سال 2003 به دستور کار FATF اضافه شد آن هم مسئله هسته ای ما بود که با FATF گره خورده است

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس در سلسله نشست های اتاق مدیران صبح زاگرس این بار میزبان دکتر باقری از اساتید دانشگاه یاسوج بودیم که قسمت اول مشروح این گفت و گو با موضوع قرارداد FATF در زیر آمده است :

 

صبح زاگرس: در خصوص تاریخچه قانون  FATF و پیدایبش این قانون در قوانین بین المللی  توضیح دهید؟

باقری: گروه FATF در حقیقت در عرصه بین امللی جز نهادهای غیر دولتی محسوب می شود یعنی اینکه حسابش را از سازمان ملل متحد و سایر نهادهای بین المللی که ممکن است زیر مجموعه یا همکار سازمان ملل متهد باشد باید جدا بگذاریم اما از بابت اجرایی و همکاری پیوندهایی دارد.

اساس و فلسفه شکل گیری آن به دهه هفتاد، هشتاد و نود بر می گردد، در دهه هفتاد به بعد یک مسئله ای که در جهان خیلی برجسته شد بحث تروریسم بود حالا در واقع گروه های تروریستی عملیات هایی را انجام می دادند گاهی حتی ممکن بود گروه های آزادی بخش نیز حرکت هایی را انجام دهند اما به اسم تروریست تلقی شود گاه حتی ممکن بود بعضی از نهضت ها یا گروه هایی که خواستار استقلال و خودمختاری بودند اقداماتی همچون هواپیما ربایی، گرون گان گیری و انفجارهای کوچک را انجام می دادند.

 

صبح زاگرس: هدف از پیدایش این قانون چه بوده است؟

باقری: در هر صورت هر چند که نیت و هدف بسیاری از این گروه ها و جریانات ممکن  مشروط تلقی شود اما نگاهی که ساختار نظام بین الملل به این حرکت ها داشت و تفسیری که از انها می کرد این بود که اینها تروریست هستند.

 

از نظر آنها هر گونه اقدام و عمل با قصد قتل یا ضربه به فرد غیر نظامی که هدفش ارعاب مردم باشد یا تاثیرگذاری بر دولت ها یا سازمان های بین المللی برای انجام کاری یا خودداری از کاری داشته باشد ، می تواند عنوان تروریست به خود بگیرد.

گفته شده هر اقدامی که منجر به سوء قصد و ضربه جسمی  باشد؛ در این تعریف اصلا صحبتی از مشروع بودن، استقلال و خود مختاری و ... وجود ندارد و تعریفی خشک است بنابراین اگر فردی اقدام به ترور فردی دیگر می کند یا وقتی گروهی هواپیما ربایی می کند، یک بُعد آن ارعاب است و یک وجه دیگر این است که اسرائیل را از انجام کار بازدارد.

 

صبح زاگرس: آیا سازمان ملل این قانون را در لوایح قانونی خود قرار داده است؟

باقری: از نظر سازمان ملل متحد تروریست را این گونه معنا می کنند،  این اقدامات از دهه 80 اوج بیشتری گرفت از سال 1385 به بعد به طور مشخص شورای امنیت سازمان ملل وارد عمل شد و مسئله برخورد با تروریست را در دستور کار خودش قرار  داد از آن موقع تا کنون مسئله مبارزه با تروریسم و مبارزه با تامین مالی تروریسم و گروه های تروریستی در دستور کار سازمان ملل متحد قرار دارد.

 

در ابتدا تلقی این بود که در آمد  اصلی که به این گروه ها می رسد و باعث تحریک انها می شود پول هایی است که از طریق پول شویی تامین مالی شده و منبع آن نا مشروع است. پس کاری که ما باید بکنیم این است که باید با پولشویی مبارزه کنیم لذا از همین جاست که گروه FATF یا گروه اقدام مالی در حال شکل گرفتن است.

 

صبح زاگرس: این قانون را چه نهاد و یا کشوری به وجود آورده است؟

باقری: این را در حقیقت سازمان ملل به وجود نمی آورد  این قانون را سران کشورهای هفت در سال 1989 به وجود آوردند، هدف وفلسفه این است که با هر گونه پولشویی مقابله شود تا به نوع دیگر به صورت غیر مستقیم با اعمالی که از نظر آنها تروریستی تلقی می شود اما از نظر جمهوری اسلامی ایران  و برخی از دولت ها اصلا تروریستی نیست مقابله  کنند.

 

پس از سال 1989 گروه اقدامات مالی یا FATF کار خودش را به عنوان یک نهاد غیر دولتی آغاز می کند، در دهه 90 وقتی فعالیت آنها را رصد می کنیم همه آنها بر پول شویی متمرکز است بعد از حادثه 11 سپتامبر و عملیاتی که در خاک آمریکا صورت می گیرد یک تغییر یا اضافه شدن دستور کار را شاهد هستیم به این معنا که علاوه بر پولشویی، مبارزه با تامین مالی تروریست نیز صورت می گیرد و یکی از کارهایی است که FATF باید پیگیری کند و در دستور کار قرار دهد.

 

صبح زاگرس: سؤالی که وجود دارد این است که آیا این قانون اجباری بوده و یا اختیاری وضع می شود؟

باقری: برای هدف اول که هدف مقابله با پول شویی بود 40 توصیه را آماده کردند و از دولت های عضو FATF درخواست کردند که به این توصیه ها تن دهند و آن را اجرایی کنند که بخشی از این توصیه ها مربوط می شود به اقدامات مالی و کارهایی که مربوط به جرم انگاری، پیگیری و بازداشت افرادی است که دست به این کارها می زنند، مبتنی بر انسداد مالی ، مصادره اموال که 40 توصیه را برای مبارزه با پولشویی وضع کرده بودند.

 

بعد از یازده سپتامبر که دستور مبارزه با تامین مالی تروریسم اضافه شد و تروریست هم به دستور کار FATF اضافه شد و از دولت ها خواستند که قوانین مربوط به تامین مالی تروریست را در کشورشان تصویب کنند و همچنین از کنوانسیون بین المللی مبارزه با تامین مالی تروریست هم پیروری کنند به این معنی که این کنوانسیون را از طرف دولت امضا کنند و از طریق مجالسشان به تصویب برسانند.

 

این کنوانسیون درحقیقت مشتمل بر موارد مختلف بود که از دستگیری، محاکمه، تبادل اطلاعات، قضایی و  رهگیری منابع  مالی که در کشورها جا به جا  می شد تا اقدامات دامنه دار دیگر.

پس تامین مالی تروریست در دستور کار FATF قرار گرفت تقریبا در سال 2003 و بعد از اینکه برنامه هسته ای لیبی با فشار امریکایی ها جمع آوری و برچیده شد و برنامه های هسته ای ایران شدت گرفت و پرونده ایران در آژانس بین المللی انرژی  اتمی مطرح شد، دستور کار دیگری به برنامه های FATF اضافه شد؛ این دستور کار جدید بحث مقابله با تامین مالی گسترش سلاح های هسته ای و  گسترش سلاح های کشتار جمعی بود.

 

صبح زاگرس: چند کشور عضو این قانون هستند؟

باقری: پس اکنون FATF سه رسالت بزرگ یعنی مبارزه با پولشویی، مبارزه با تامین مالی تروریست و مبارزه با تامین مالی عدم گسترش سلاح های کشتار جمعی در جهان دارد، مسئله مهم این است که اگرچه از 193 کشور جهان 188 کشور عضو FATF هستند اما به لحاظ ساختاری FATF جزء نهادهایی است که قوائدش اختیاری است و الزامی در پذیرفتن آن نیست.

 

 در مبارزه با تروریست سه دسته اقدامات داریم؛ یک دسته آنهایی هستند که قواعد آمره یعنی کنوانسیون های بین المللی می گویند، این کنوانسیون ها برای دولت هایی که عضو آن می شوند الزامی و اجباری است یعنی هر دولتی آن را بپذیرد الزاما باید به تعهداتش عمل کند مگر اینکه بخشی را فشار بگذارد و استثنا قائل شود.

 

صبح زاگرس: آیا پیوستن به این کنوانسیون ها برای هر کشوری اجباری است؟

باقری: پیوستن به کنوانسیون ها ذاتا اختیاری نیست اما وقتی پیوستید، عمل به قواعد آن الزامی و اجباری است مگر اینکه حق شرط بگذارند  یا ماده ای را بگذارند و یا از کنوانسیون خارج شوند این کنوانسیون ممکن است هر کنوانسیونی از جمله کنوانسیون حقوق  کودک، کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان، کنوانسیون منع تکثیر سلاح های کشتار جمعی، کنوانسیون مربوط به منع آزمایشات هسته ای در فضا، کنوانسیون منع تامین مالی تروریست و سایر کنواسیون ها باشد.

 

پس نفس پیوستن به کنوانسیون ها اختیاری است اما وقتی به آن  پیوستید جزء قواعد آمره می شود و باید اجرا شود و راه گریزی نیست.

 

صبح زاگرس: پس  این قواعد را دولتها خودشان می پذیرند و اجباری در آن نیست؟

باقری: درست است، اما دسته بعدی قطع نامه های شورای امنیت ملی سازمان ملل متحد بوده که اجباری است،این قطع نامه ها در حقیقت الزامی و اجباری هستند .

برای همه دولت هایی که جزء سازمان ملل متحد هستند یکی از دلایلی که سازمان ملل چیزی به اسم بی طرفی را به عنوان یک جهت گیری سیاست خارجه را به رسمیت نمی شناسد همین است که  که هیچ دولتی ادعا نکند که سیاست خارجی من بی طرف است و این قطع نامه را امضا نمی کنم.

پس هر دولتی عضو سازمان ملل متحد است طبق ماده 25 منشور سازمان ملل متحد ملزم است از کلیه قطع نامه های شورای امنیت پیروی کند ،فارغ از اینکه این قطع نامه مشروع باشد یا نباشد، قانونی تلقی کند یا نکند یا مثلا بگوید ترکیب شورای امنیت نا عادلانه است؛ این تفسیرها دیگر تفسیرهایی بوده که قابلیت پذیرش به لحاظ حقوقی ندارد.

 

ممکن است بار سیاسی یا رسانه ای داشته باشد اما بار حقوقی ندارد وقتی کشوری عضو سازمان ملل متحد شد طبق ماده 25 باید از قطع نامه ها تبعیت کند؛ماده 48 منشور سازمان ملل هم همین را گفته است و می گوید وقتی سازمان ملل تصمیم گرفت برای اجرای آن  تصمیم همه دولت ها باید برای اجرای آن هر چه در توان دارند بگذارند.

 

ماده 48 نیز دولت ها را ملزم می کند که به قطع نامه سازمان ملل و تصمیم گیری ها تن دهند جالب این است که بخشی از قطع نامه های سازمان ملل دقیقا مربوط به مبارزه با تروریسم است از برنامه 1373، 1333، تا 1337، 1390 همه اینها در مورد تروریسم بوده، پس وقتی یک قطع نامه ای در مورد تروریم وضع می شود همه دولت ها ملزم هستند آن قطع نامه را اجرا کنند.

 

صبح زاگرس: پس این قوانین این موضوع را می رساند که شورای ملل به دنبال قانون گذاری است، آیا درست است؟

باقری: سازمان ملل در عرصه بین المللی عملا نباید نقش قانون گذار داشته باشد، اما قطعنامه هایش این کار را می کنند در سازمان ملل قطعنامه ای داریم تحت عنوان  1373 که کمیته مبارزه با تروریسم را تشکیل داده است و در همین قطع نامه از دولت ها می خواهد که به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریست بپیوندند و در حقیقت به ملت یک کنوانسیون را  الزام می کند و از حالت اختیاری خارج می شود.

 

این قطعنامه همان قطعنامه ای است که امریکایی ها بعد از حادثه 11 سپتامبر وضع کردند و در حقیقت حالا دولت ها باید به این کنوانسیون بپیوندند و مبارزه با تامین مالی تروریست را در برنامه های خود داشته باشند .

 

صبح زاگرس: آیا در این قطعنامه ها تعریف خاصی از تروریست وجود دارد؟

باقری: این قطعنامه ها تعریف مشخصی از گروه تروریستی نمی دهد، یعنی نه کنوانسیون بین المللی تروریست تعریف می کند و مشخص می کند که مقصود از تروریست چیست و نه برنامه های سازمان ملل این گروه را مشخص کرده اند، یعنی در جایی نمی توان  لیستی را پیدا کرد که  بگوید تروریست چه کسانی هستند.

 

مثلا قطع نامه 1333 را داریم که در مورد انسداد مالی طالبان است یا قطعنامه ای که در مورد القاعده صحبت می کند به جز این ها و چند گروه دیگر،بقیه تعریف نشده هستند.

 

صبح زاگرس: مفهوم FATF  در این قطع نامه ها چیست؟

باقری: گفتیم سه گروه قطع نامه ها، کنوانسیون ها که الزامی ودسته سوم استانداردهایی که اختیاری هستند،وجود دارد؛ در این میان  FATF جزء آنهایی  است که اختیاری است یعنی من اختیاری می توانم عضو این نهادشوم و همکاری داشته باشم پس الزامی  وجود ندارد، مگر اینکه بیایند طبق قطع نامه تفسیر کنند و بگویند چون کنواسیون مبارزه با تامین مالی تروریست را در قطعنامه ای گفته که باید بپیوندید و چون که FATF در راستای اجرای آن است پس این را نیز باید دولت ها  بپذیرند.

 

صبح زاگرس: پس اگر این کنوانسیون برای همه اختیاری است،چرا برای ایران جنبه اجباری به خود گرفته است؟

باقری: در خصوص ایران قضیه فرق کرده است یعنی اینکه FATF از نفس عمل اختیاری خودش خارج شده و جنبه الزامی به خودش گرفته است، برای ما زمان گذاشته اند که تا آخر تیرماه باید به این کنوانسیون بپیوندیم و اگر نپیوندیم و خواسته های آن ها را برآورده نکنیم اتفاقی که می تواند ما را در لیست سیاه قرار دهد و نتیجه آن این است که ما هیچ همکاری  مالی و پولی با هیچ نهاد بین المللی نخواهیم داشت و مانع از این امر خواهد شد، پس اکنون برای ما حالت اختیاری ندارد و حالت اجباری پیدا کرده است.

 

صبح زاگرس: یک سؤال وجود دارد که چرا کشورهایی که خودشان تروریست پرور هستند در این کنوانسیون نیستند،چرا اینگونه است؟

باقری: جالب این است که کشورهای عربستان و اسرائیل عضو اصلی نیستند بلکه ناظر هستند، و کشورهای افغانستان، پاکستان، ازبکستان، عراق، مصر و اردن عضو FATF نیستند.

نکته جالب این است که خاک تروریست ها در افغانستان است و اگر دولتی بخواهد با تروریسم مبارزه کند باید افغانستان باشد یا عربستان؛ باید جزء کشورهایی باشد که فشار بیاورند عضو FATF شود، چرا که 15 نفر از  19 نفری که عملیات 11 سپتامبر را انجام دادند تبعه عربستان بودند.

از طرفی باید اردن را مجبور کنند که عضو FATF شود چرا که دو نفرشان نیز اردنی بودند اما می بینیم اینگونه نیست.

 

اگر  قرار است مبارزه کنند، بسیاری از همین دولت ها که مستقیم و غیر مستقیم از داعش حمایت می کنند مثل عربستان یا امارات اینها باید در لیست FATF و فشار باشند در حالی که می بینیم در این معاهده هیچ صحبتی از عضویت یا پیوستن آنها وجود ندارد اصلا طرح موضوع هم نمی شود .

 

برعکس، جمهوری اسلامی که نه در 11 سپتامبر بودیم نه در انفجار ساختمان تجارت درمانی در سال 93 بودیم، در هیچ حادثه تروریستی نبودیم را به عنوان یکی از کشورهایی که باید FATF را اجرا کند فرا می خوانند، از همین جا می توان فهمید که FATF خودش هدف نیست، بلکه ابزاری برای تحقق چیز دیگری است(ابزار فشار) اصلا قرار نیست مسئله مبارزه با تروریسم باشد چون اگر قرار بر این بود لیست دیگری از کشورها بودند که باید سراغ آنها می رفتند.

 

صبح زاگرس: پس باید این مفاد نامه را یک مفاد نامه اجباری استعماری دانست؟

باقری: شما نگاه کنید؛کی به داعش سلاح می دهد،؟ماشین های داعش همه نو است، زخمی های داعش در کدام بیمارستان بستری و درمان می شوند؟ منابع مالی داعش از کجا تامین می شود؟ یا در همین افغانستان، طالبان که مواد مخدر تولید میکند و می فروشد  این مواد را به چه کسی می فروشد؟ پولش را چگونه جا به جا می کند و به دست می آورد؟ آیا غیر از راه های بانکی است پس باید سراغ گزینه های دیگر رفت.

 

پس خیلی از  دولت ها هستند که در قاچاق مواد مخدر و در  پولشویی دست دارند و به گروه های افراطی کمک می کنند، اما هیچ کدام در معرض اتهام نیستند همچنین تحت فشار برای پیوستن به این کنوانسیون ها نیز نیستند.

 

پس FATF یک ابزار  و بستر برای هدف دیگری است و مسئله آنها مبارزه با تروریست نیست و هدف دیگری دارند که در سال 2003 به دستور کار FATF اضافه شد آن هم مسئله هسته ای ما بود که با FATF گره خورده است، اگر قرار است فشاری بر ایران وارد شود که تعهدی را بپذیرد یا در FATF عضو شود باید تحریم های تازه ای وضع شود؛ اگر قرار است تحریم های دیگری وضع شود باید دردناک و اثر گذار باشد باید به نحوی باشد که هزینه هایش برای جمهوری اسلامی به قدری زیاد باشد که تاب تحمل آن را نداشته باشد و طرح مذاکره دیگری کند.

 

انتهای بخش اول

 

گفتنی است بخش دوم این گفتگو به زودی از طریق همین رسانه منتشر خواهد شد.

 

انتهای پیام/

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.