گروه: اخبار استان خبر: 107034 / تاریخ انتشار : 1397/1/23 ساعت : 09:16
درد و دل های یک جانباز با بغضی عمیق در سینه؛

ابهامات بی پاسخ در ماجرای کتک زدن عبدالحمید ارجمندی/آیا آن افراد برای ورود به منزل حکم قضایی داشتند/باید مراقب پدیده کثیف نفوذ صاحبان قدرت و ثروت در دستگاه های دولتی باشیم

عبدالحمید ارجمندی، پزشک کهگیلویه و بویراحمدی است که ادع می کند توسط مسئولان بنیاد جانبازان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و اکنون خواستار پیگیری این ماجرا از طریق رسانه هاست.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، عبدالحمید ارجمندی، جانباز و پزشک کهگیلویه و بویراحمدی است که این روزها گلایه ها و درددل های زیادی دارد و با حضور در دفتر صبح زاگرس حرف های خود را که از سر درد و رنج بود با ما درمیان گذاشت و از ماجرایی صحبت کرد که سوالات و ابهامات زیادی را در ذهن همه به وجود می آورد.

ارجمندی در ابتدا اشاره ای به سوابق و فعالیت های خودش کرد و گفت: پزشک عمومی هستم،در کردستان عراق شیمیایی شدم و اهل قلم نیز هستم، با نمره عالی تز خود را با اساتید مجرب گذراندم و تصمیم گرفتم آن را عملیاتی کنم،تز خود را با بررسی بخش عظیمی از مشکلات جوانان دبیرستانی انجام دادم، برای نوجوانان زیاد کار کردم روزی ادعا داشتم هیچ کدام از دستگاه های فرهنگی استان به اندازه من کار فرهنگی برای جوانان انجام ندادند، من به صورت چهره به چهره با جوانان صحبت کردم و کمک می کردم.

وی افزود: در دفتر استان قدس رضوی به عنوان مشاوره پزشکی کار می کردم به تبع آن شرایط خانواده های مختلف را بررسی می کردم و کمک هایی را انجام می دادم، از پزشکان پول جمع می کردم و به محرومان کمک می کردم اما دیدم این کار خیلی سخت است.

 
ارجمندی در ادامه به موضوع جالب توجهی اشاره کرد و گفت: تصمیم گرفتم برای نمایندگی مجلس ثبت نام کنم کارهای مقدماتی آن را اغاز کردم و با یکی از دوستانم که دانشجوی کامپیوتر بود قرار گذاشتم که کارهای نرم افزاری و انتخابتی ام را انجام دهد.

وی افزود: در همین راستا به خانه انها رفتم و خانواده اش نیز حضور داشت در حال رد و بدل کردن اطلاعات و کارها بودیم که یکی از صاحبان قدرت استان زنگ زد و در گوشی با بی حرمتی با من حرف زد که نباید وارد انتخابات شوی، اول خواستم او را به چالش بکشانم، دو سوال سیاسی کردم، سوال اول را جواب نداد و بی حرمتی کرد و با سوال دوم بیشتر بی حرمتی کرد و جواب نداد و شروع به تهدید کرد.

او در ادامه گفت: سی  دقیقه بعد از این تماس تلفنی چهار فرد نا شناس وارد خانه دوستم شدند  سراسیمه در و دیوار را نگاه می کردند کمتر از یک دقیقه نشستند صاحب خانه چای تعارف کرد و گفتند باید برویم، بلند شدند که بروند و من و صاحب خانه تا جلوی درب منزل بدرقه شان کنیم یه مرتبه یک نفرشان از پشت به گردنم مشت زد و من را  به درب حال پرتاب کردند که موقع پرتاب شکمم بر روی زمین کشیده شد و سه چهار نفری روی من ریختند و کتکم زدند.

ارجمندی ادامه داد: زیر دست و پایشان فریاد می زدم که من شیمیایی هستم خفه می شوم یکی از این افراد  کمرم را پیچاند و دست و پایم را بستند و به یک بازداشتگاه بردند برای من خیلی سوال بود که اینجا کجاست و این بازداشت گاه در بنیاد جانبازان چیکار می کند زمانی سرباز بودم و بازداشتگاه را دیدم اصلا شبیه بازداشتگاه نبود فضای آن اصلا شبیه بازداشت گاه نبود.

وی افزود: سوال من اینجاست ایا این اقایان دستور قضایی داشتتند که وارد خانه دوست من شدند؟ انها که وارد خانه خودم نشده بودند جواب بی ربط نمی خواهم،آیا از نظر حقوقی چنین حقی داشتند؟ برای من مهم نیست چه کسی به انها گفته بود اما در تمام دنیا از نظر قوانین حقوقی ورود شخصیت حقوقی دستگاه های دولتی به حریم خصوصی افراد باید حتما دستور قضایی  داشته باشد.

این پزشک در ادامه بیان کرد: بعدا بررسی کردیم تا این افراد از پرسنل بنیاد جانبازان هستند یکی از انها کارمند، حسابدار، نگهبان و یکی راننده پژو بوده که به دستور اقای گودرزی معاونت بهداشت این کار را انجام داده اند.

ارجمندی گفت: سوال من این است ایا دستور قضایی  داشتید که شبانه ساعت 11 شب وارد خانه دوست من شدید یا  این سوال را جواب دهند دستور قضایی نداشتند چرا وارد خانه مردم شدند؟یا بنویسند که بنیاد جانبازان از دستور قضایی مستثنی است.

وی به تشریح جزئیات بیشتری از ماجرا پرداخت و گفت: 13 دی ماه 96 این اتفاق رخ داد و 18 روز در بند آنها بودم و می گفتند دستور از بالا رسیده است

ارجمندی در ادامه اظهار کرد: متاسفانه ان فردی که تماس گرفت از افراد سیاسی بود، به دلیل صدماتی که خوردم پیامم را به رهبرم برسانید، عقیده دارم در کنار خطر نفوذ دشمن در عرصه های مختلف کشور، در کنار ان پدیده کثیف نفوذ صاحبان قدرت و ثروت در دستگاه های دولتی ایران است.

وی در پاسخ به این سوال که چرا همان موقع پیگیری نکردید، گفت: هنوز درگیر خونریزی بدن و درد های بدن هستم به دنبال درمان صدماتی بودم که وارد شده است، قرار بود مدیر بنیاد جانبازان در دفتر یکی از خبرگزاری های استان حضور داشته باشد و پاسخ دهد اما جوابگو نبود حتی گوشی اش را از دسترس خارج کرده بود، به روابط عمومی مدیرکل پیام دادم، به مدیرکل پیام دادم جواب نداد و در نهایت این قضیه را رسانه ای کردم.

ارجمندی من فقط منتظر جواب حقوقی این هستم که ایا چنین دستور قضایی داشتند که وارد خانه دوست من شوند و اینکه کدام بازداشت شده حق دستشویی رفتن ندارد.در دنیا چنین قانونی وجود دارد یا نه؟در جواب می گفتند از بالا دستور رسیده است.

وی در پایان گفت: چرا هیچ دستگاه دولتی از جمله بنیاد جانبازان بعد از 18 روز به من سر نزدند ببینند زنده ام یا نه؟دو دیسک گردن من پاره شده است، در اثر ان ضربان دیسک من پاره شد، لطمه روحی به من زده شد و هر شب آن حمله را می بینم ابروی من رفته است به عنوان یک پزشک دیگر در این جامعه چگونه کار کنم.

این ها صحبت های عبدالحمید ارجمندی بود که عینا درج شد، حال اگر مسئولان بنیاد جانبازان جوابیه یا پاسخی دارند ، می توانند به این پایگاه خبری ارسال کنند اما انتظار این است که مسئولان مربوطه این ماجرا را پیگیری کنند .

انتهای پیام/

 

 

 

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.