گروه: اخبار استان خبر: 106303 / تاریخ انتشار : 1396/12/9 ساعت : 12:48

الا مادرم ای دنای سپید، تویی از ازل تا ابد روسپید

حادثه برخورد هواپیمای یاسوج به یکی از قله های کوه دنا باعث شد که به شهرم سری بزنم و در آنجا در کمال تحیر دریافتم که در شش سال گذشته هر کس با این هواپیما پروازی داشته است خاطره ای بس دهشتناک در خاطر دارد.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس اکنون بیش از ۱۴ سال است که از زادگاهم یاسوج دور بوده ام و در میان مردمان نازنین رفسنجان زندگی میکنم. در طی این سالها هرگز تصور نمیکردم که مردم زادگاه زیر چه ستمی قرار دارند.

حادثه برخورد هواپیمای یاسوج به یکی از قله های کوه دنا باعث شد که به شهرم سری بزنم و در آنجا در کمال تحیر دریافتم که در شش سال گذشته هر کس با این هواپیما پروازی داشته است خاطره ای بس دهشتناک در خاطر دارد.

با تامل در گفته های این افراد که بهتر است بازماندگان خوش اقبال پروازهای قبلی بنامیم به این نتیجه رسیدم که این حادثه در هر جای دنیا که اتفاق افتاده بود قطعا آن را به عنوان قتل عمد بر اثر بی تدبیری و سود جویی صرف مدیران تلقی کرده و ده ها نفر را به دادگاه میکشناندند.

جهت احترام به بازماندگان پروازهای گذشته و درگذشتان آخرین پرواز مرگ ، این شعر را تقدیم میکنم.

الا مادرم ای دنای سپید
تویی از ازل تا ابد روسپید

کنون۶۶ گل به رویت زدند
به تدبیر خود رنگ مویت زدند

دنا رنگ مویت ز خون من است
و آن غنچه در کنج زلفت تن است

دنا بر من و توبازب کرده اند
به ابلیس پول اکتفا کرده اند

به طغیان بگویند، ما سروریم
از این میهن اما ژن برترین

نجومی حقوق و به تدبیر موش
به مردم زبان و به بیگانه گوش

جوانان همه خواجه خواهند و لال
وزیرند پیران چون طفل کال

جوانان شدند از جوانی تهی
و پیران معتاد فرماندهی

چو خواهند آرند دنیا به دست
رخ خود برند سوی مردان پَست

به آنان سپارند همه کار و پُست
به امداد مردم ، مردم نخست

تنم روی قله سرم زیر برف
مدیران همه گرم گفتار و حرف

یکی مرد کوه آردم تن به زیر
نمایش دهد در خبرها وزیر

الا ای وزیر سراپا خطا
گنه را فکندی به سمت دنا

دنا مادر ایلمان بود و هست
کس اینگونه تهمت به مادر نبست

تو ای کذب گوی پراز ادعا
قراضه خر خویش دادی به ما

حراجی بکردی همه میهنم
که برجام عزت کنی بر تنم

گرفتی برای خود ایرباس خوب
من اما سوارم به یک تکه چوب

                  **
بدانم که تشنه به خون منی‌
و خواهی زبانم ز بن برکنی

بگویم خودم نام خود بی ریا
  کنم نام و فامیل خود برملا

ستوده بود نام من ابتدا
پس از آن شکافنده ی علم ها

بود فخر من نام جدم حسین
که نامش نموده مرا پادشاه

من از پشت آدم ز نسل حوا
برادر و هم خون خلق خدا

نگویم که من از کسی برترم
چو افسار تقوی زنم بر سرم

چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت زین و گهی زین به پشت

چو فردا از این زین پیاده شوی
یکی مرد عامی ساده شوی

بترس ای برادر ز باقی خدای
که در پیش وجه اش نمانی به جای

کفایت کند بنده اش را خدا
نشاید شوی بنده ی کدخدا

چو خشکاند و بی جان بکردت چو چوب
نرانی سخن تو از آن ژن خوب

به درگاه او ما همه  بنده ایم
چو تقوی کنیم ماه تابنده ایم

به ژن من یکی بنده خاکی ام
به جان برترم من که افلاکی ام

قیاس تن و جان بطلان بود
که خود حاصل فکر شیطان بود

بگفتا که من ز آتشم او ز خاک
ندید او به تن شعله ی جان پاک

چو آن روز پنهان نمایان شود
یکی پرسش از عرش عریان شود

چرا جان گرفتی ز خلق ای دغل
که حق داده بودش ز روز ازل

شرف داشت آن جان به احزاب تان
ز دیده نبرده است این خوابتان؟

کنون تو برو و به پاسخ بکوش
که این کِشته ات را کنی بازب نوش

هرآنچه که کِشتی خواهی درود
به چشم تو دور است لیکن چه زود

 

سیدمحمدباقر ملک حسینی
عضو هیات علمی فیزیک دانشگاه ولی عصر رفسنجان

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 2 نظر
محمد
1396/12/9 - 22:17
لطفا اشتباهات تایپی را تصحیح بفرمایید مثلا این بیت را درست کنید: دنا بر من و توبازب کرده اند به ابلیس پول اکتفا کرده اند دنا بر من و تو جفا کرده اند به ابلیس پول اکتفا کرده اند
rateup 1
 ratedown 0
سعید
1396/12/13 - 14:33
راست میگه جفا کرده اند درسته. بازب کرده اند یعنی چه
rateup 0
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.