گروه: اخبار استان خبر: 105312 / تاریخ انتشار : 1396/10/23 ساعت : 11:02

ماجرای تلخ یک زندگی در یاسوج/ مادر جوانی که با نان خشک گوسفندان همسایه کودکانش را سیر می کند

ماجرای تلخ زندگی خانواده ای 6 نفری که وعده غذایی آنها نان خشک گوسفندان همسایه است دل هر انسانی را به درد می آورد .

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس، به نقل از ایل بانو،تلخی های زندگی برخی ها هیچگاه پایانی ندارد گویا قرار است این افراد برای همیشه با تلخی و نداری و فقر زندگی خودشان و بچه هایشان را به پایان برسانند این افراد نه برای زندگی کردن بلکه برای زنده ماندن تلاش می کنند.

فقر و نداری این روزها گریبان گیر خیلی از مردم این استان و مردم کشور است وضعیت اقتصادی برخی از افراد مناسب نیست و در وضعیت بسیار ناراحت کننده ای زندگی می کنند به گونه ای که وقتی داستان زندگی شان را می بینی و یا می شنوی قدر زندگی خودت را می دانی.

کودک یک ساله ای که به جای خوردن شیر مادر باید آب قند بخورد و کودکان چهار ساله و هفت ساله ای که باید نان خشک جلوی گوسفندان همسایه شان را خیس کنند و به عنوان یک وعده غذایی استفاده کنند.

مادری که جلوی سوال فرزند هشت ساله اش سکوت می کند وقتی می پرسد چرا ما نمی توانیم مثل بقیه زندگی کنیم چرا نمی توانیم مثل فلان هم کلاسی ام خوب لباس بپوشیم و غذای خوب بخوریم.

اینها قصه نیستند بلکه بخشی از زندگی خانواده ای 6 نفری است که در خانه ای چند متری با دادن ماهانه 500 هزار تومان کرایه زندگی می کنند و مسئولان به جای کمک کردن با چند خبرنگار برای گرفتن عکس یادگاری به خانه شان می روند وعده و شعار پیگیری می دهند.

ماها می گذرد و نه خبری از مسئول می شود و نه وعده ها این خانواده 6 نفره می مانند با چشم انتظاری از وعده مسئولانی که قرار بود کاری کنند و هنوز خبری نشده است شاید فراموش کرده اند چه وعده هایی دادند.

این مادر وقتی می بینید به جای دادن شیر به کودکش باید آب قند و گاهی آب  بدهد و به جای دادن یک غذای گرم به سایر بچه های قد و نیم قدش باید نان جلوی گوسفندان همسایه را خیس کند و به آنها بدهد دیگر توانی برای زندگی کردن ندارد.

این مادر جوان شرایط سخت زندگی اش را در یک جمله برای خبرنگار این پایگاه خبری خلاصه گفت اینکه سخت می گذرد این یک جمله عمق درد یک مادر است که گرسنگی و آوارگی فرزندانش را می بیند.

این مادر گاهی چشمانش را می بندد تا شاید از این خواب تلخ بیدار شود اما این خواب تمامی ندارد خواب هم در مقابل این فقر  و نداری کمر خم کرده و نمی تواند رویاهای شیرینش را نصیبشان کند.

مادر جوان می گوید: هر چند ما به کمک نیاز داریم اما حاضر نیستیم در قبال این کمک ابرویمان به خطر بیفتد بهزیستی قول کمک و پیگیری داد اما هنوز کاری انجام نداده است و راه به راه از همسایه ها از فقر ما می پرسد این آبرو ریزی را نمی خواهیم.

این مادر جوان با کودکان و قد و نیم قدش سختی های زیادی را تا کنون تحمل کرده اینکه این سختی ها تا کی می خواهند ادامه پیدا کنند خدا می داند اینکه چه کسی حاضر است به این زن جوان و کودکانش کمک کند خدا می داند.

مسئولان بدانند مردم این استان و این کشور سیاست نمی خواهند اقتصادشان را سر و سامان دهید گرانی را کنترل کنید اشتغال را حل کند تا خانواده ای اینگونه زجر و سختی نکشند.

این مادر می گوید: هیچکس کاری نمی کند ماهانه پانصد هزار تومان کرایه می دهیم یک شب بچه هایم به دلیل خوردن نان خشک گوسفندان همسایه تا صبح دلشان درد می کرد.

این مادر رنج کشیده حرف های زیادی برای گفتن نداشت تنها درخواست کمکی داشت که شاید بتواند برای یک بار هم که شده غذایی گرم و یا لباسی گرم و نو برای بچه هایش بپوشد و دیگر در برابر سوال فرزندش سکوت نکند.

برای حفظ آبروی این خانواده از آوردن اسم، فامیلی و ادرس خودداری شده است هر کس قصد کمک به این خانواده را داشته باشد می تواند مبلغ مورد نظرش به هر اندازه که باشد به شماره کارت 6037991827381611 انتقال دهد که بعد از انتقال مبلغ مورد نظر به حساب این خانواده انتقال داده می شود.

در صورت سوالات بیشتر می توانید در قسمت ارتباط با ما سایت ایل بانو سوالات خود را مطرح کنید.

گزارش: زهرا داوودی

انتهای پیام/

 

 

تبلیغات تلگران زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 1 نظر
Bagheri
1396/10/25 - 09:21
متن تکان دهنده بود ولی باورش سخت.لطفا اگر حقیقت دارد آدرسشو برا من بفرستید.
rateup 0
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.