گروه: اخبار استان خبر: 100992 / تاریخ انتشار : 1396/5/26 ساعت : 15:37
به بهانه 26مرادماه سالروز ورود آزادگان به میهن صورت گرفت:

دردهای ناگفته آزادگان لنده ای از دوران اسارتشان+تصاویر

26مرادماه سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی است که پس از سال ها تحمل دردها و رنج ها به کشور بازگشتند و گنجینه های پردردی از ناگفته های تلخ و شیرین دوران اسارت دارند.

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی خبرلنده، شاید اسارت یکی از تلخ ترین و رنج آورترین حالت در جنگ ها است که برخی دولت ها رفتارهای وحشیانه ای با آزادگان دارند و برخی دیگر آنان را با تکریم راهی بندهای عمومی و انفرادی می کنند.

هشت سال دفاع مقدس گنجینه ای ارزشمند از رشادت ها و فداکاری های جوانانی است که با وجود سن و سال کم اما دریای از معرفت و عشق به ولایت داشتند و با علم به شهادت و اسارت به جان دل راهی جبهه های حق علیه باطل می شدند.

بدون شک تلاش و مجاهدت شهدا و آزادگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس هرگز از ذهن ملت ایران پاک نخواهد شد و مجاهدت و رشادت این عزیزان روز به روز در نزد این ملت مانا و ماندگار خواهد ماند.

26مرادماه سالروز ورود آزادگانی است که پس از تحمل سال ها اسارت از بند رژیم بعث عراق به میهن اسلامی بازگشتند و به این حضور این روز را به نام روز آزادگان نام نهادند تا قدری از حماسه و رشادت این عزیزان جبران شود.

به همین مناسبت به سراغ چند نفر از آزادگان لنده ای رفتیم تا از نزدیک قسمتی ازخاطرات ماندگار آنان جهت آشنایی بیشتر از رنج ها و مشقت هایی که کشیده اند را جویا شویم.

حیات الله همتی آزاده لنده ای که 26ماه از عمر خویش را در زندان های بعث عراق گذراند در گفت و گو با خبرنگار ما گفت: اسارت تلخ ترین و رنج آور ترین صحنه ای است که شاید برای هرانسانی کمتر اتفاق بیافتد آن هم به بند کسانی که هیچ اعتقادی به انسانیت نداشته اند.

وی افزود: بعد از به اسارت گرفتن بنده و هجیرآبسواران، سیدعلی هاشمی ، راه خدا راست و علی نجات شهبازی و تنی چند از هم استانی های ما در پدخندق ما را به اردوگاه الرمادی عراق کمپ13بردند که در میانه همین بردن و آرودن به اردوگاه مختلف مداوم ما را کتک می زدند و برایشان مفهومی نداشت که اسیر زخمی است یا سالم.

همتی تاکیدکرد: گاهی برای ما تونل می زدند و ما را از میانه تونل چماق و کابل به دست رد می کردند و به سروصورت و بدن ما آن ها را فرود می آوردند که عده ای از بچه ها سر و صورت و گاهاً هم با چشمانی خونی از این تونل ها عبور می کردند.

این آزاده لنده ای به سه ماه حمام نکردن اسرا اشاره کردو گفت: بعد از سه ماه از اسارت بیش از دو هزارنفر را به دورن محوطه اردوگاه آوردند و چهار تانکرآبرسانی آوردند و گفتند با همه اسرا برهنه شوند و استحمام کنند که از سر ناچاری و به اجبار همه مجبورشدند و حمام کردند و بعد به ما لباس نو دادند.

وی در ادامه تاکیدکرد: در هر بند بیش از 84 آزاده با هم زندانی بودند که واقعا عبور و مرر ما خیلی سخت بود و گاها برای رفع تشنگی مجبور بودیم آب داغ بخوریم که بهداشتی هم نبود.

همتی اظهارکرد: روز یکی از عراقی ها به نام سید سلام ، سید علی هاشمی از بچه های لنده را خیلی اذیت و کتک زده بود که من هم واقعاً غصه ام گرفته بود نمی توانستم کاری برای وی کنم و بعدا از روی ناچاری با وی دوست شدم و به وی پیشنهاد کشتی دادم که پذیرفت و روز مسابقه فرا رسید و آنقدر کتکش زدم که تلافی کتک زدن های هاشمی را جبران کردم که یک دفعه یکی از افسران بعثی به نام سید هاشم وارد شد و آنچان ابتدا سید سلام را با فانوسقه زد که من گفتم خوب دیگه سراغ من نمی آید ولی بعد از آن چنان مرا کتک زد که تا چندین روز جای کتک ها سیاه و تاول زده بود.

امراله روهنده آزاده لنده ای که مدت پنج سال از عمرش را در زندان های بعث عراق گذراند در خصوص آن روزها گفت: وقتی اسیرم کردند از ناحیه دست و پا زخمی شده بودم و چنان ما را کتک می زدند که دست و پایم عفونت کرده بود.

وی در ادامه گفت: مدت 2سال من را در اردوگاه الرمادی زندانی بودیم و هیچ کس از سرنوشت ما اطلاعی نداشت بعداز 2سال ما را از کمپ 9 به کمپ 10منتقل کردند و که باروکنید بدترین روزهای زندگیمان بود.

این آزاده لنده ای اظهارکرد: عراقی ها خیلی از بچه های ما می ترسیدند و حتی دو به دو که با هم برای هوا خوری می رفتیم ترس داشتند به خصوص مواقعی که دعای کمیل و یا زیارت عاشورا را دست جمعی می خواندیم.

روهنده تصریح کرد: بارها و بارها از ما می خواستند تا به امام توهین کنیم ولی ما هرگز این کار نمی کردیم و گاهاً می گفتند فلان خواننده زن بهتر است یا امام خمینی(ره) که وقتی بچه ها می گفتن امام چنان می زدند که تا روزها بی حال می افتادند.

وی در ادامه به خیانت های نیروها صلیب سرخ اشاره کرد وگفت: نیروهای صلیب سرخ انسان های بودند که حرف های ما را بدون کم و زیاد به عراقی ها می داند و بعد از رفتن آنها یکی یکی ما را می آرودند و چنان می زدن که ما بعد از آن دیگر هیچ حرفی با نیروهای صلیب نمی زدیم.

هجیر آبسواران یکی دیگر از آزادگان لنده ای که بیش از 27ماه در زندان های بعث عراق بود نیز با بیان درد های آن روزها گفت: بنده در زمان اسارت زخمی شده بودم و خدا می داند که حیات همتی چنان بار مرا به دوش می کشید که فکرنکنم حقش حلال شدنی باشد.

وی افزود: بیشتر اوقات به بهانه های مختلف می ریختند در بندها و ما به باد کتک می گرفتند و برایشان معنا و مفهومی نداشت که زخمی باشیم و یا سالم همه را می زدند.

محمد یار رامین دیگر آزاده لنده ای که 27ماه در بند رژیم بعث عراق از بیان خاطراتش بیشتر خودداری می کرد و گویا در بیان آن روزهای تلخ واقعاً آذیت می شد و ما نیز چندان پافشاری نکردیم.

آری این آزادگان باتحمل زنج ها و مشقت های دوران اسارت با صبری زینبی برای دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب ایستادند تا امروز ما با وجود مقدس مدافعان حرم که رشادتشان برگرفته از صبر و استقامت رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است طعم شیرین امنیت و آسایش را بچشیم و خداند منان را شکرگذار باشیم که سایه مقام معظم رهبری و نعمت ولایت فقیه را بر سرداریم و توطئه های دشمنان را یکی پس از دیگری خنثی می کنند.

انتهای پیام/م/200

سیداسماعیل میری
تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.